سلام
حالتون چطوره دوستان . می دونم میدونم این دفعه ۲-۳ روزی دیرتر آپ کردم ولی دلیل داره . راستش من ۳ تا بچه دارم که باید به همه شون برسم. بله ۳ تا بچه . چیه ؟ کف کردین ؟
پسر دومم که ماشاله بیش فعاله ( البته الان یه کمی بهتر شده ) یه پیشی ناز ۴ ماهه س به اسم " بو بو " . این که جیگر منه . عاشقشم. انقدر خوشگله که نگو و نپرس.
بچه سومم یه دختر خانوم نازنازیه به اسم " بلوط " . یه بچه گربه یک ماهه ایرانی با موهای خیلی بلند و چشمای سبز که دائم خودشو لوس میکنه که یکی نازش کنه.
حالا فکر کنین توی یه خونه ۲ طبقه باشین با دو تا گربه و یه همستر که هیچکدومم نباید به هم نزدیک بشن. چون " بوبو " خان دائم منتظره که در آکواریوم " تیموتی " باز بشه و بپره اون تو ببینه این موجودی که بعضی وقتا اون تو تکون میخوره چیه یا اینکه همه ش میخواد بره طبقه بالا که ببینه اون پیشی کوچیک پشمالو تازه وارد کیه یا از دیوار میره بالا یا میپره توی خونه همسایه یا ... !! بدبختی از اونجا شروع میشه که همه شون مریضیای عجیب غریب میگیرن و به همدیگه سرایت میدن و من دائم مجبورم یه پام توی دامپزشکی باشه و یکیش توی خونه . از ۷ صبح بیدار بشم به یکی آمپول بزنم به اون یکی شربت کلسیم بدم توی چشم اون یکی قطره بریزم و...و...و... تا بتونم ۱ نصفه شب بخوابم.
دردسرتون ندم . خلاصه گرفتاری و دیر شدن آپ ایندفعه به این خاطر بود.
خوب بریم سر جناب جان کریستوفر دپ دوم ...
از عنوان مطلب ابن هفته تعجب کردین؟ تعجب نکنین . چون جانی هم هر چی ظرفیت داشته باشه بالاخره به روزی ته میکشه. مثل هر آدم دیگه ای . خیلی طبیعیه که مثلا شما از این مساله کفرتون بگیره که حتی توی توالت خونه خودتونم آسایش نداشته باشین و حتی وقتی دست توی دماغتون میکنین با فلاش عکاسها و نیش باز طرفدارانتون روبرو بشین . خوب شاید اولش شهرت خوب باشه ولی بعدش ... به قول معروف گندش در میاد و آدمو کلافه میکنه . مخصوصا وقتی که اون آدم کسی مثل جانی کوچولوی خجالتی باشه ...

۱۳ دسامبر ٬ واشنگتن : جانی دپ هنرپیشه معروف هالیوود گفت : " امیدوارم بالاخره یه روزی دنیا از من خسته بشه . "
هنرپیشه ۴۴ ساله در این مصاحبه گفت که مدتی دیگر سینما را ترک خواهد کرد و به زندگی عادی خود خواهد پرداخت. (حالا گریه نکنین شاید جانی جوگیر شده همینجوری یه چیزی پرونده . به قول معروف یه چی گفته یه چی گفته باشه.) و اینکه اصلا دلم نمیخواد مثل یه محصول باهام رفتار بشه . میخوام خودم باشم. " جانی دپ در این مصاحبه از تیم برتون که تا حالا ۶ فیلم با هم ساخته اند نیز تشکر کرد و گفت : " این چیزی رو که الان هستم مدیون تیم برتونم . "
جانی دپ گفت از گرفتن اسکار خوشش نمیاد چون از قرار گرفتن در مقابل جمعیت احساس ناراحتی میکنه ( حالا هی بگین جانی خجالتی نیس) . جانی دپ که تا به حال ۲ بار در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ برای فیلمهای دزدان دریایی کاراییب ۱ و در جستجوی ناکجاآباد نامزد دریافت جایزه اسکار بوده از قرار گرفتن جلوی جمعیت خوشش نمیاد. او در این باره میگوید : " دلم نمیخواد جلوی این همه آدم بلند بشم و تشکر کنم . این قضیه واقعا منو میترسونه. همین که نامزد شدم برام کافیه. واقعا برام افتخاری بود. من برای جایزه این کار رو نمیکنم بلکه کارم برام اهمیت داره . خیلی از بازیگری خوشم میاد . "
مصاحبه کننده هم بهش گفته : " مطمئنم بالاخره یه روزی مردم ازت خسته میشن ولی احتمالا تا اون موقع من خیلی پیر و پاتال شدم . "
جانی دپ میگه که مارلون براندو بهش آموخت تا زندگی خصوصیش رو خصوصی نگه داره . مارلون براندو به جانی گفت : " این دنیای توئه و اجازه نده فرد دیگه ای بهش وارد بشه چون به هیچکس مربوط نیست. "
جانی دپ گفت که یاد گرفته به رستورانها از طریق در آشپزخانه وارد بشه و هتلها از در گاراژ . با اینکه جانی دپ عاشق شغلشه ولی از حواشی این شغل زیاد دل خوشی نداره.
واسه حسن ختام این یه عکس جدید از سویینی تاد ( این فیلم ۲۱ دسامبر - یعنی ۶ روز دیگه - اکران می شه ) :

سلام به همه
اول یه پیام به ساناز خانوم که انگار هیچکدوم از پیامها و ایمیلها و مسج ها و نامه ها و زجه موره های منو در جواب ایمیلش نمیبینه ... حتی دود آتیش سرخپوستی هم در رسوندن پیام من به تو کارگر نیس ساناز جون !! ... امیدوارم اینو دیگه ببینی... جواب سوالاتو در مورد فیلمها توی نظرات همین پست گذاشتم . تو رو خدا برو بخون که انقدر منو نفرین نکنی ![]()
نکته دومی که میخواستم بگم برای بچه هایی هست که گفته بودن میخوان از طریق من توی سایت کلوب عضو بشن . از این آدرس میتونین برین و عضو بشین و اینم لینک کلوب جانی دپ و دزدان دریایی کاراییب. که وقتی واردش شدین خودتون متوجه میشین چطوری عضو این کلوبها بشین.
عزیزانی که میخوان فیلمهای جانی دپ رو بخرن لطفا برای توضیحات به این آدرس مراجعه کنین. ( مخصوصا قابل توجه ساناز خانم و شیما جون )
خوب . این دفعه یه پست تصویری داریم و چند تا خبر مربوط به اون...
عکسهای جدید افتتاحیه سویینی تاد در نیویورک ( رو عکسا که کلیک کنین گُنده میشن) نمیدونم چرا این لینکها این مدلی در میان ![]()
خوب ٬ میریم سراغ خبرها ...
اول از همه در مورد سویینی تاد که همه منتظریم ببینیمش و باور کنین این انتظار برای همه طرفدارای جانی یه جوری تازگی داره ٬ من که در مورد این فیلم احساس خوبی دارم .

سویینی تاد قاتل خیابان فلیت در لندن که جانی نقششو بازی کرده برای همه تعجب آور خواهد بود ولی ساخت این فیلم قصه درازی داره. جانی در این مورد در حالی که میخنده میگه : " شش سال پیش تیم (برتون) سی دی فيلمنامه سویینی تاد رو توی خونه من انداخت و صبر کرد تا تصمیم بگیرم توی فیلمش بازی کنم!!"جانی دپ که به نظر میاد توی فیلم از خونریزی هیچ واهمه ای نداره ولی از اینکه خودش خونریزی داشته باشه هیچ خوشش نمیاد و دوشنبه در افتتاحیه سویینی تاد در جمع خبرنگاران میگه : " هیچکس دوست نداره بهش جراحت یا زخمی وارد بشه چه توی مطب دکتر باشه و چه توی زندان. خیلی ممنون٬ ترجیح میدم که خونم توی بدنم باقی بمونه !! " و در جواب این سوال که آیا تا حالا مقدار زیادی خون از دست داده یا نه میگه : " بله ! ولی بعدا جبران شد."

در این مراسم جانی دپ و دوست قدیمیش " کیث ریچاردز" که نقش پدرش رو هم در دزدان دریایی کاراییب ۳ به عهده داشت دیداری با هم داشتن. جانی به محض اینکه کیث رو دید با خوشحالی گفت : " کییییییث" !! ( حالا اینجا صحنه اسلوموشن میشه کیث و جانی به طرف هم میدوئن . لنگه کفش جانی به علت کهنگی بیش از حد از پاش در میاد و توی کله یکی از حضار میخوره . اون آدم به خاطر ضربه مغزی غش میکنه و بقیه هم از بوی پای جانی تقریبا بیهوش میشن. جانی و کیث به سبک کارتون فوتبالیستها مسافت ۱۰ متری که بینشون هست همچنان با حرکت آهسته طی میکنن. جاني همینطوری که به چند نفر تنه میزنه و پای خانمی رو له میکنه بالاخره به کیث ریچاردز میرسه . آنها همدیگه رو در آغوش میگیرن و به سبک کارتونهای ژاپنی در حالی که اشک توی چشماشون موج میزنه به هم نیگا میکنن و به سبک فیلمهای هندی جانی پدر دزد دریاییشو بغل میکنه و های های گریه میکنن. حالا گریه نکن . کی گریه کن!! اینم از بازسازی صحنه) بعد از روبوسي و چاق سلامتی خبرنگارا دورشون جمع شده و از کیث ریچادز میپرسن که تا حالا اجرای موزیکال سویینی تاد در تئاتر بردوی رو دیده یا نه . که اونم جواب میده : " نوچ!! ولی خود سویینی تاد رو خوب میشناسم . ناکس بدجوری اصلاح میکرده!! و در ضمن از اینکه خون خودمو ببینم بدم نمیاد ولی از دیدن خون بقیه آدما چندشم میشه."

تیم برتون هم اعتراف میکنه که از خون میترسه و روشو توی مطب دکتر برمیگردونه تا خونریزی نبینه و میگه خونی که توي اين فيلم استفاده میکردن کاملا مصنوعی بوده و رنگ نارنجی داشته که توی تدوین باید کمی اصلاح رنگ بشه.
این فیلم بدجوری توجه همه رو برای اسکار برانگیخته ولی جانی کاملا در این مورد بی تفاوت و خونسرد نشون میده و میگه : " وظیفه من در رابطه با این فیلم تموم شده و دیگه به من مربوط نیست که بعدش چه اتفاقی میفته. " جانی گرچه در مورد نقشهایی که بازی کرده خجالتی به نظر میاد ولی وقتی در مورد چگونگی گذروندن تعطیلاتش میپرسن با خوشحالی میگه : " با بچه هام گردش میکنیم و منتظر بابا نوئل می مونیم. "
خبر بعدی اینکه ممکنه جانی دپ در فیلمی به کارگردانی مایکل مان شرکت داشته باشه . در این فیلم جانی نقش سارقی به اسم " جان دیلینگر" رو داره که از بانک سرقت میکنه. تهیه کنندگان این فیلم رابرت دنیرو ٬ جین روزنتال و کوین فیشر خواهند بود و اگه همه عوامل بدون مشکل گرد هم بیان در ماه مارچ بعد از پایان فیلمبرداری شانتارام فیلمبرداری اين اثر جديد آغاز خواهد شد.
خبر آخر – كه البته كمی تا قسمتي خاله زنكيه - اینکه جانی یه باغ انگور برای ونسا پارادی به عنوان هدیه اتمام آلبوم جدیدش خریده که نزدیک خونه شون قرار گرفته . خوب به ما چه ؟! ما که اصلا این مسایل برامون اهمیتی نداره . چون ما که فقط و فقط به جنبه هنری جانی دپ می نگریم . مگه نه ؟!!!!!!
![]()
آهان ! تا یادم نرفته بگم که ظاهرا شب یلدا دزدان دریایی کاراییب ۳ از شبکه ۵ پخش میشه .
خیلی از همه تون ممنونم که انقدر به من لطف دارین . مرسی !! قربون همه تون !! تو باحالتری! کجایی؟!!
خلااااصه ... از حال و احوال و اینا که بگذریم بریم سراغ گپ و گفت ...
میگماااا ... این قسمت وبلاگ دوستان که تازه به میز کار ما اضافه شده عجب وسیله خالی بندیه!! مثلا کسی رو که من میدونم همین دیروز وبلاگش آپ شده نوشته ۶۴ روز پیش یا اینکه وبلاگی که ۱ هفته پیش آپ شده نوشته ۲ ساعت پیش. به این نتیجه رسیدم که اصلا حال خوشی نداره این " وبلاگ دوستان" !!
سوگند جونم پرسیده بود که من کجا و چجوری با جانی دپ آشنا شدم . هاااا ... الان یک خاطره براتون تعریف میکنم ...
- یک روز در خانه نشسته بودیم داشتیم تخمه میشکستیم که تلفن زنگ زد ... ورداشتیم گفتیم کیسسسه؟ گفت : " جانی دپ هسسسه !!" گفتیم : " هاااا خالی نبند ... جانی دپ که فارسی بلد نیسسه " . گفتش که : " من فارسی بلد هستم و ...
- هوووووو خالی نبند وگرنه... ![]()
- وگرنه چی ؟!!!
- این ... ![]()
قبول ... جانی دپ رو من از حدودا ۸ - ۹ سال پیش ازش خوشم اومد . اون موقع نقطه ای بیش نبودم (یعنی کوچولو بودم) . اولین فیلمی که ازش دیدم اسلیپی هالو بود. یادمه این فیلمو وقتی خریدم توی راه از مدرسه تا خونه از ذوقم نزدیک بود غش کنم . فیلمش زیر نویس انگلیسی داشت و منم همه ش محو مدل حرف زدن جانی بودم . مخصوصا also گفتنش که انقدر غلیظ بود انگار میگفت ooolse و من فکم پیاده شد تا تونستم اداشو در بیارم . خلاصه اینکه من اون موقعها عاشق کمالات این آقای دپ خوشگل شده بودم . توی دوران دانشگاهم این علاقه همچنان به جانی و بیشتر به فیلمهاش ادامه پیدا کرد و یادمه وقتی Dead Man رو دیده بودم کلی با دوستام نقدش کردیم و بحث فلسفی ( گرچه یه کلمه از فلسفه حالیمون نمیشد ) ولی فکر نمیکنم هیچوقت طرفدار افراطی کسی بوده باشم که به خاطرش شکم بقیه رو سفره کنم ، یا مثلا از زنش متنفر باشم یا هر چیز مزخرفی از این قبیل که باعث می شه مردم به هم بی احترامی کنن. کلا فلسفه طرفدارای افراطی رو درک نمیکنم ، اگه اصولا فلسفه ای داشته باشن!!
سوگند جون ! این قضیه هم که میگی جانی توی ایران طرفدار زیاد نداره ( یعنی به اندازه برد پیت و لئوناردو دی کاپریو) من فکر میکنم به خاطر اینه که جانی خبرهای حاشیه ای به اندازه اونا نداره . مثلا این مسخره بازی که برد پیت با آنجلینا جولی داشتن و کلی سر و صدا توی هالیوود راه انداخت و امثال این چیزا رو جانی تا حالا نداشته و یه دلیل دیگه هم شاید این باشه که دختر دبیرستانیا که معمولا طرفدار برد پیت و لئوناردو هستن از قیافه ی رنگوارنگ اونا خوششون میاد . یعنی موهای بور ، چشمای آبی ، پوست سفید ، لپهای صورتی و .. و .. و ... این قصه سر دراز دارد! ( البته اگه از حق نگذریم هم برد پیت و هم لئوناردو توی فیلمهای مختلف بازیهای عالی از خودشون ارائه دادن . مثلا برد توی دوازده میمون که نامزد اسکار هم شده بود یا فیلم بابل و لئوناردو هم توی همین فیلم گیلبرت گریپ خودمون که من خودم شخصا خیلی خیلی جذب نقشش - برادر عقب افتاده ذهنی گیلبرت - شدم و به نظرم برای پسری در اون سن و سال واقعا بی نظیر بود.)
حالا شاید دلایل دیگه هم داشته باشه . شمام اگه دلتون خواست به پیشنهاد سوگند جون بگین از کی با جانی آشنا شدین و فکر میکنین چرا توی ایران هنرپیشه هایی مثل برد پیت و لئوناردو دی کاپریو بیشتر از جانی ما طرفدار دارن؟
خوب ، حالا دیگه بریم سراغ پست این هفته
شرط می بندم دوست دارین یه مقدار در مورد فیلم شانتارام بدونین. پس بخونید :
"برخلاف فیلمهایی که در اون مردان سفید وارد کشورهای در حال توسعه یا قاره سیاه میشن و از چگونگی روشن کردن شمع گرفته تا ایجاد الکتریسیته یا هر چیز دیگه ای رو به مردم اون کشورها یاد میدن ، این فیلم درباره مردی است شرمزده و گناهکار ، که هیچ نوع اعتماد به نفسی براش باقی نمونده ، یه مجرم معتاد به هرویین که بالاخره میفهمه که عزت و شرف چه جور چیزیه. "
اینها صحبتهای خانم " میرا نایر " در مورد فیلمی است که قراره اونو با بازی جانی دپ و آمیتاب بچان ، به تهیه کنندگی کمپانی برادران وارنر به همراهی کمپانی Infinitum Nihil جانی دپ و کمپانی Plan B برد پیت ، کارگردانی کنه .

میرا نایر - کارگردان
"شانتارام" رمانی است نوشته گرگوری دیوید رابرتز. این کتاب قصه او را که طی فرار از زندانی در ملبورن استرالیا به سوی نیوزیلند و سپس هند میگریزد بیان میدارد. قصه فیلم بیشتر در هند میگذره . در هند او در محلات کثیف بمبئی زندگی میکنه و پس از درگیری خیابانی در زندانی محلی زندانی میشه و در اونجاست که با اعضای مافیای محلی آشنا میشه .

البته این داستان بسیار جالبتر از یه داستان ساده در مورد یه سری زندانیه . قصه پر از خصلتهای نیک انسانی ، عشق، نفرت ، دوستی ها ، دشمنی ها ، زندگی و مرگ است . اینم تقویمی از اتفاقاتی که تا به حال در راه ساخت فیلم شانتارام رخ داده :
۳۱ ژانویه ۲۰۰۷
آمیتاب باچان با جانی دپ در این فیلم همبازی خواهد بود. باچان تعداد زیادی جایزه برای بازی در فیلمهای هندی برنده شده است. این اولین حضور بین المللی او در یک فیلم خواهد بود.
۳فوریه ۲۰۰۷
بعد از اینکه شیلپا شتی جایزه Big Brother از نوع بریتانیایی آنرا برد در حال مذاکره برای بازی در فیلم " شانتارام " است. گرچه هنوز مشخص نیست که او در این فیلم چه نقشی را ایفا خواهد کرد.
12 فوریه 2007
رویتر به تازگی با کارگردان شانتارام ، میرا نایر مصاحبه ای داشته است. او در مورد دپ گفت : " جانی دپ انسانی فوق العاده و همینطور هنرپیشه ای فوق العاده س و مطمئنا به خوبی از پس بازی در این فیلم برخواهد اومد و وقتی اون از من درخواست کرد که کارگردانی فیلمش رو به عهده بگیره واقعا برام افتخار بزرگی بود. "

نمیدونم چرا هر چی فکر میکنم اسم این یکیو یادم نمیاد ![]()
17 مارچ 2007
بر طبق خبری که یکی از روزنامه های ملبورن به نام " هرالد سان " منتشر کرده است ، احتمالا برخی صحنه های فیلم شانترارم در ملبورن فیلمبرداری خواهد شد.میرا نایر دیروز در مصاحبه ای بیان کرد که سفری به ملبورن برای بررسی شرایط خواهد داشت و اظهار داشت : " امیدوارم که در ملبورن هم صحنه هایی رو بگیریم که البته برای اظهار نظر هنوز زوده . "
22 مارچ 2007
میرا نایر گفت که الان دیگه کاملا با پروژه شانترام کنار اومده و در حال مراحل آماده سازی به همراهی نویسنده فیلمنامه اریک راث هستند. فیلمبرداری در نوامبر آغاز خواهد شد و تا مارچ 2008 ادامه خواهد یافت.
20 ژوئن 2007
به طور معمول 1 صفحه از فیلمنامه برابر با یک دقیقه از فیلم خواهد بود. شانتارام 1000 صفحه ای است و به نظر میرسه باید منتظر فیلم عظیمی باشیم . البته فیلم 1000 دقیقه نخواهد بود ولی احتمالا 2.5 ساعت طول خواهد کشید.
13 سپتامبر 2007
گرچه رایزنی هایی انجام شده ولی آمیتاب باچان قبول نکرد در فیلم شانتارام موهایش را برای نقش بتراشد . در این فیلم آمیتاب باچان نقش رییس مافیا " قادر بای " را بازی خواهد کرد. فیلمبرداری در اواخر امسال آغاز خواهد شد. ( من یه جایی خوندم که آمیتاب باچان گفته اگه بخوام موهامو بتراشم به ازای هر تار مو ۱۰۰۰ روپیه به حقوقم اضافه میشه .
حالا کی میاد اون همه مو رو بشمره !! لوووووس ... حالا مثلا فکر کرده مونیکا بلوچیه که اگه موهاشو بتراشه خدا نکرده از جذابیتش کاسته میشه ؟ راستش یاد مهریه دخترای زرتشتی افتادم که مثلا یک کیلو بال مگس یا دو کیلو لنگ چپ مورچه یا شایدم جیگر مادر شوهره - البته این آخری رو از خودم گفتم
- یعنی مثلا چیزی که کسی نتونه انجام بده . من اگه جای کارگردان بودم موهاشو با نمره ۴ میتراشیدم بعدش مجبورش میکردم خودش ۷ شبانه روز بشینه موهاشو بشمره که دیگه تنبیه بشه از این شرط و شروط نذاره واسه من

آمیتاب باچان
30 سپتامبر 2007
جانی دپ به زودی در بمبئی حضور میابد تا با محیط شهر آشنا شود. نویسنده کتاب
اطلاع داد که فیلمبرداری این فیلم در 19 ژانویه 2008 آغاز خواهد شد.

گرگوری دیوید رابرتز - نویسنده کتاب شانتارام ( مرسی سیبیل
)
20 نوامبر 2007
منابع گزارش داده اند که اعتصاب فیلمنامه نویسان هالیوود در اعتراض به عدم افزایش حقوقشان پروژه ساخت فیلم شانتارام را به تعویق انداخته است.اعتصاب و همینطور آغاز باد و بارانهای شدید موسمی در هند باعث توقف ساخت این فیلم شده . فیلمبرداری در فوریه ( بهمن ماه ) آغاز خواهد شد.

سلام ![]()
چطورین ؟
میبینم که همه خیلی بی صبرانه منتظر جانی هستین و اخبارشو از نزدیک دنبال میکنین. ![]()
خوب ... منم بیشتر از این منتظرتون نمیذارم ...
این هفته هم ۲-۳ تا خبر داریم و هم یادداشتهایی در مورد یکی از فیلمهای جانی دپ.
اول از همه میریم سراغ اخبار جدیدترین فیلم جانی . ساخت فیلم "شانتارام" به تعویق افتاد . اونم به علت اعتصاب نویسندگان هالیوودی که باعث شده فیلمنامه هنوز تکمیل نشده باشه. قرار بود این فیلم در فوریه کلید بخوره ولی چون هنوز فیلمنامه حاضر نیست و فیلمنامه نویسان هم در اعتصاب به سر میبرند کار به تعویق افتاد. گفته میشه این اعتصاب به علت مخالفت مسوولان با افزایش حقوق نویسندگان فیلمنامه ها در هالیوود بوده .
خوب ... خبر دوم بازم مربوط به تیم برتونه . جوری که تیم برتون در مصاحبه ای با " نیویورک دیلی " گفته ٬ جانی دپ هیچوقت به خوش قیافه بودن خودش توجهی نداشته. تیم برتون میگه : " جانی از اون جور هنرپیشه هایی نیست که دائم توی آینه به خودشون نیگا میکنن. من از بازیگرایی که بعد از گرفتن هر صحنه ای توی مونیتور به تصاویر خودشون خیره میشن خوشم نمیاد و جانی اصلا از این اخلاقا نداره. مطمئنا بیشتر فیلمهاشو ندیده . جانی انقدر نسبت به ظاهر خودش بی اعتناست که میخواست توی " اسلیپی هالو " یه دماغ بزرگ روی صورتش کار بذاریم تا به شخصیت ایکابد کرین نزدیکتر بشه. همیشه به ریخت و قیافه های جدید علاقه خاصی نشون میده . "
خوب اینم از خبر تیم برتونی هفته ![]()
بعضی از بچه ها هم که خواسته بودن عکسهای بیشتری از سویینی تاد بذارم . باید بگم که غیر از اون عکسهایی که تا حالا دیدین عکس زیادی توی اینترنت منتشر نشده ولی میتونن با مراجعه به این آدرس عکس های دیگه ای که از پشت صحنه پروژه سویینی تاد گرفته شده ببینن.
خوب نوبتی هم باشه نوبت فیلم این هفته - یا بهتر بگم انیمیشن این هفته - یعنی "عروس مرده" هست. "جانی دپ" در این فیلم به همراه "هلنا بونهام کارتر" از صداپیشگان اصلی بودند و باز هم به کارگردانی ... "تیم برتون" معروف
عروس مرده

داستان در صده 1800 ميلادي ميگذره . ويکتور ون دورت – جواني از خانواده تازه به دوران رسيده – و ويکتوريا اورگلوت – دختري از خانواده اي اصيل که به تازگي کفگيرشون به ته ديگ خورده – به تصميم خانواده شون با هم به منظور ازدواج آشنا ميشن. ويکتور و ويکتوريا که در واقع امر هم به همديگه علاقمند شدند تصميم به ازدواج ميگيرن ولي داماد جوان که در تمرين مراسم ازدواج همه چيز رو به خاطر هول شدن به هم ريخته به جنگل پناه ميبره تا بلکه در سکوت و تنهايي بتونه گفته هاي مربوط به مراسم رو تمرين کنه . به طور کاملا اتفاقي انگشتر ازدواجش رو به انگشت جسدي ميکنه که در جنگل مدفون شده . حالا اون جسد که عروس جواني بوده به تصور اينکه ويکتور ميخواد باهاش ازدواج کنه به دنبال او راه ميفته . از طرف ديگه ويکتوريا که براي برگشت ويکتور به انتظار نشسته خواستگار به ظاهر پولدار و خوشنامي پيدا ميکنه ، آيا ويکتور و ويکتوريا موفق ميشن از اين دردسرها و موانع ايجاد شده با موفقيت بگذرن و با هم به خوبي و خوشي ازدواج کنن؟
براي خواندن مطالب جالب و عکسها روي ادامه مطلب کليک کنيد.
این فیلم را میتوانید در اینجا خریداری کنید.