
فیلم جدید جانی دپ از کارگردان، مایکل مان، «دشمنان مردم» — ماجرای دیلینجر، گنگستر دهه ۱۹۳۰ آمریکا را که در فرهنگ عامه شهرتی افسانه ای داشت، بازگو می کند.
“دشمنان مردم” فیلمی در ژانر درام، جنایی می باشد که از رمان “دشمنان مردم: عظیم ترین موج جنایت و تولد اف بی آی” اثر “برایان بورو” اقتباس شده است و “مایکل مان” را به عنوان کارگردان در پشت صحنه فیلم همراه دارد. این فیلم اولین همکاری “مایکل مان” و “جانی دپ” می باشد و “کریستین بیل” نیز به همراه “ماریون کوتیار” بازیگر برنده اسکار ۲۰۰۷ به خاطر فیلم (زندگی شیرین) در این فیلم به ایفای نقش می پردازند.

مایکل مان که در کارنامه سینمایی او شاهکار بی چون و چرای “مخمصه” به چشم می خورد استاد ساختن فیلم های ژانر جنایی، فیلم نوآور است. او در سال ۲۰۰۶ فیلم “میامی وایس” را روی پرده داشت که طرفداران و منتقدان خاص خود را به همراه داشت. فیلمنامه این فیلم را خود او روی رمان اصلی اقتباس کرده است. مایکل مان که چندین پروزه دیگر را در سر داشت با پیوستن جانی دپ تمام تمرکز خود را روی این فیلم گذاشت.

ماریون کوتیار نیز به دلیل به تعویق افتادن پروژه “Nine” توانست مجوز بازی در این فیلم را بدست آورد.

منتقدان این فیلم را از جمله به خاطر فیلمبرداری دیجیتال ستایش کرده اند که با وسواس در بازسازی جزئیات زندگی جان دیلینجر، تجربه بصری بیسابقه خلق می کند و به روند خلق زبان جدیدی در سینما کمک می کند. منتقد نیویورک تایمز آن را «اثری عمیق و زیبا» توصیف کرده است.
«دشمنان مردم» لقب رسمی ای است که رئیس آگاهی فدرال “اف بی آی” به دیلینجر و سایر سارقان مسلح بانک همراه او داد بود. فیلم دشمنان مردم باازگشتی است به تصویرسازی از زندگی تبهکاران مسلح دهه ۱۹۳۰ آمریکا، که فردیت گرائی و استقلال آنها از یکسو مورد چالش دستگاه عریض و طویل پلیس سازمان یافته بود و از طرف دیگر، خاری بود در چشم تشکیلات سراسری تبهکاری سازمان یافته.

چند راهزن و تیرانداز قاتل حرفه ای تاریخی هستند که در فرهنگ عامه آمریکا جنبه اسطوره ای به خود گرفته اند، چون از یک طرف نمایانگر روحیه ماجراجوئی و فردیت گرائی آمریکائی هستند، که زیربار هیچ زوری نمی روند، و از طرف دیگر، برای مردم زمانه خود، نمونه نوعی قیامی بر علیه سودجویان و وضع موجود بودند. از آنجا که همه اینها، مثل بیلی د کید، جسی جیمز از قرن نوزده و دیلینجر و همدستان او و بانی و کلاید از دهه ۱۹۳۰ و دوره گنگستر بازی، سرانجام به طرز فجیعی کشته می شوند، قیام آنها انگار با علم به این سرنوشت محتوم انجام می گیرد، که به آن جنبه انتحاری می دهد.
فیلم جدید کار مایکل مان، کارگردان چیره دست هالیوود، از جمله اولین فیلمهائی است که با استفاده از دوربین های جدید فوق العاده حساس دیجیتال درست شده، و برای همین، به خاطر توجه به جزئیات بصری، هم اهمیت دارد. «دشمنان مردم» به قول منتقدها، از بهترین کارهای مایکل مان است — هنرمندی که مهارت در ایجاز قصه گوئی و ساختار داستان، و تسلطش در تحرک بخشیدن به قصه و خیرگی بصری فیلمهایش را را همیشه با نگاه تفکربرانگیز اجتماعی و طبقاتی، قاطی می کند، و ذهن تماشاگر را با استفاده گرفتن بازی های لایه دار و پیچیده از بازیگرانش، به چالش می گیرد.

اینجا در کنار جانی دپ و ماریون کوتیار، ستارگان دیگری هم بازی دارند، از جمله بیلی کراداپ، در نقش ادگار هوور، رئیس اف بی آی، و کریستین بیل، در نقش کارآگاه ملوین پرویس.

در فیلم دشمنان مردم، «جانی دپ» نقش جان دیلینجر، تبهکار مسلح دهه ۱۹۳۰ آمریکا را بازی می کند که به خاطر سرقت های مسلحانه از بانکها به شهرت رسید، و به خاطر گشاده دستی، کمک به بی نوایان، و بی باکی و فرار مداومش از چنگ پلیس، در افکار عمومی محبوبیت پیدا کرد.

جانی دپ در مراسم افتتاح فیلم در لندن می گوید دیلینجر دشمن شماره یک مردم لقب گرفته بود، ولی خود او دیلینجر را دشمن مردم نمی داند بلکه به نظر او دیلینجر یک رابین هود برای دهه ۱۹۳۰٫ جانی دپ می گوید می دانید چند مرد بالغ را با چند تا مسلسل در یک اطاق بگذارید، ناگهان همه به بچه تبدیل می شوند.
***

برنده اسکار ستاره فرانسوی ماریون کوتی یار که در مراسم لندن لباس بدون بند از طرحهای ویویان وستوود پوشیده بود، نقش دوست دختر دیلینجر را بازی می کند. خانم کوتیار می گوید این شخصیت نیمه فرانسوی است، هر چند فرانسه صحبت نمی کند. او می گوید او سعی خودش را می کند که به لهجه آمریکائی های غرب میانه حرف بزند که برایش سخت بود.
فیلم «دشمنان مردم» بر لحظات آخر زندگی دیلینجر تمرکز می دهد، ولی تصویری از جامعه در دهه ۱۹۳۰ نیز به عنوان پسزمینه داستان، برای تماشاگر می سازد. فیلم دشمنان مردم یکشنبه شب برنامه اختتامیه جشنواره فیلم مسکو بود، در حضور چند تن از هنرمندان فیلم، از جمله کارگردان مایکل مان.

مایکل مان می گوید دیلینجر یک قهرمان مردمی و یک راهزن اجتماعی بود و علیرغم تبهکاری هایش، بعد از رئیس جمهوری آمریکا، محبوب ترین مرد کشور بود. مان توضیح می دهد که در آن زمان، رکود عظیم اقتصادی وارد چهارمین سال خود شده بود، ضریب بیکاری به ۲۵ درصد رسیده بود و بدبختی زیاد بود و مردم بانکها را مسئول رکود اقتصاد می دانستند و بنابراین حسن نظری به بانکها نداشت و دیلینجر هم از احساسات مردم بهره برداری می کرد برای محبوب شدن.

جنبه غم انگیز فیلم مایکل مان این است که دیلینجر او شخصیتی است سنتی که قربانی عدم انطباق خود با زمانه می شود. مایکل مان می گوید دیلینجر یک راهزن قرن نوزدهمی بود در میانه قرن بیستم و همین سرانجام او را نابود کرد، یعنی قربانی تحول داروینی می شود و خودش هم در جریان فیلم، به منسوخ بودن و قدیمی بودن شخصیت خودش پی می برد. بنابراین، نمونه دیلینجر حتی برای زمان خودش هم کهنه بود، چون در آن زمان تبهکاری به تدریج سازمان کلان و متمرکز پیدا می کرد و پلیس هم در آمریکا مثل اروپا، در سازمانهای مدرن و عظیم ملی و سراسری، سازمان می یافت و این هردو، دیلینجر را که واقعا به قرن ۱۹ تعلق داشت، منسوخ کردند.

شاید تابستان عجیبی باشد در سینماها، که در کنار فیلم جنگ روباتهای غول آسا و کمدی های عشقی، چند تا فیلم حسابی هم بر خورده. فیلمهای آمریکائی را به طرز فزاینده ای مردهای گنده ای که نمی خواهند از بچگیشان فاصله بگیرند برای بچه ها و نوجوانها تولید می کنند، به خصوص فیلمهای فصل تابستان را، اما به قول یان نیتن منتقد ماهنامه سینمائی امپایر، معلوم نیست چی شده که یک دفعه یکی تصمیم گرفته با تماشاگرها مثل آدم های بالغ رفتار کند، و در میان فیلمهای نقاشی کامپیوتری از نبرد هیولاهای عظیم الجثه، یک دفعه فیلمی آمده غنی، در باره زندگی های پیچیده، با اخلاقیات خاکستری رنگ، و موضوعی در قد و اندازه انسان.

در این فیلم، از یک طرف اسطوره ضدقهرمان را داریم در نبرد علیه سیستم، و از طرف دیگر، نظام را داریم، که در وجود رئیس اف بی آی با بازی بیلی کوادلاپ متبلور می شود که می خواهد با گیر انداختن دیلینجر که به او لقب دشمن شماره یک مردم داده بود، کارآمد بودن سازمان پلیسی عظیمی که به وجود آورده بود را به روزولت، رئیس جمهوری وقت، ثابت کند.

داستان دیلینجر بارها فیلم شده است. عمده ترین اش کار کارگردان برجسته «جان میلیوس» است با شرکت وارن اوتز، که درتهران هم دوبله به فارسی نمایش دادند در سال ۱۹۷۳ — نقش بیلی فرشت دوست دختر دیلینجر را میشل فیلپیز بازی می کرد. در آن فیلم، هم تمرکز قصه روی تعقیب سرسختانه دیلینجر بود توسط یک مامور اف بی آی، مثل همین فیلم، ولی فیلم «دشمنان مردم» به خاطر بهره ای که امکانات دوربین دیجیتال می برد، یک زبان سینمائی جدید معرفی می کند و همچنین، در بازسازی این داستان، براساس کتاب تاریخی برایان باروز در باره جان دیلینجر، کارگردان مایکل مان، همه سنت ها و کلیشه های اینجور فیلمها را کنار می گذارد، یعنی این فیلم نه بیوگرافی دیلینجر است نه فیلم گنگستری، و برخلاف تمام فیلمهای قبلی، چنان در زمان و مکان غرق می شود که دیگر فیلمی نیست در باره دهه ۱۹۳۰ بلکه فیلمی است در دهه ۱۹۳۰٫ در محور فیلم، البته، بازی جانی دپ است در این نقش، ترکیبی که از شیطان و فرشته در این آدم می سازد.

بهترین تعریف از این فیلم شاید از مانولا درگیس، منتقد نیویورک تایمز را بشود مثال آورد که این فیلم را یک اثر هنری عمیق و زیبا توصیف کرده، و نوشته با این فیلم، مایکل مان دارد کمک می کند به روند تغییر قیافه سینما. این منتقد جذابیت فیلم را در شور و جدیت مایکل مان می داند در بازسازی دلمشغولی آمریکائی ها نسبت به شخصیت های تبهکار دهه ۱۹۳۰٫

منتقدها از ضرباهنگ توقف ناپذیر فیلم تعریف کرده اند، مثلا اسکات فونداس در ویلج وویس می نویسد مان این فیلم را تحرک نفسگیر مداوم نگه می دارد، و می گوید انگار این فیلم، جمع بندی چیزی است که مایکل مان از سال ۲۰۰۱ دنبال می کرد، وقتی صحنه های ویدیو را داخل صحنه های فیلم «علی» گذاشت. او می گوید برعکس بیشتر فیلمسازها که حالا دیگر به استفاده از ویدیو و تصویر دیجیتال به جای فیلم عادت کرده اند، مان از ویدیو و تصویر دیجیتال به این دلیل استفاده می کند که شبیه فیلم نیست، تصویرهایش از نظر جزئیات مافوق واقعی است و سبکی دوربینش، امکان حرکت های تازه ای را به او می دهد، و تصاویر دقیق و پر از ریزه کاری های دقیق، امکان می دهد که عمیق تر به درون شب بنگرد.

از جمله از صحنه پایان فیلم که دیلینجر جلوی یک سینما به دام اف بی آی می افتد ستایش شده. روی پرده سینما، کلارگ گیبل در نقش یک گنگستر که سرمشق دیلینجر قرار داشت، می گوید اگر نتوانست آنطور که می خواست زندگی کند، دست کم می خواهد آنطور که دلش می خواهد بمیرد. مایکل اسکرگا نویسنده برجسته بالتیمور سان، می نویسد جانی دپ و مایکل مان، شدت عاطفی این لحظه را تا سطح یک اپرا در باره مردان جان سخت، بالا برده اند، و به شخصیت جان دیلینجر، اعتبار و رمز و راز می بخشند.

کارگردان: مایکل مان (Michael Mann)
نویسندگان: رونان بنت (Ronan Bennett)
آن بیدرمن (Ann Biderman)
مایکل مان (Michael Mann)
تهیه کنندگان: مایکل مان (Michael Mann)
کوین میشر (Kevin Misher)
موسیقی: الیوت گلدنتال (Elliot Goldenthal)
فیلمبردار: دانته اسپینوتی (Dante Spinotti)
بازیگران: جانی دپ (johnny Depp)
کریستین بیل (Christian Bale)
ماریون کوتیارد (Marion Cotillard)
چانینگ تاتوم (Channing Tatum)
ژانر: جنایی، درام
شرکت پخش کننده: یونیورسال پیکچرز ((Universal Pictures
محصول: ۲۰۰۹ آمریکا
نکات حاشیه ای
-برایان بورو در اصل داستان را برای تولید یک سریال در کانال HBO در نظر گرفته بود و حتی امتیاز اقتباس فیلم از روی کتاب را به این کمپانی فروخت.
-پروژه را در ایتدا مایکل مان و لئوناردو دی کاپریو در دست گرفتند. دی کاپریو علاقه زیادی به بازی در نقش دیلینگر داشت، اما به دلیل تأخیر سه سال در آغاز کار فیلم دی کاپریو سرانجام تصمیم گرفت تا در فیلم جدید مارتین اسکورسیزی به ایفای نقش بپردازد.

***
منابع:
Behnaam Nateghi _ VOA
emshabtv.blogspot
cinemadiary.wordpress
MoviePosterDB
گردآوری :حمید
امروز ۱۹ خرداد برابر با ۹ ژوئن ۲۰۰۹ تولد ۴۶ سالگی جانی دپ

Happy Bithday Johnny
بدینوسیله و از همین تریبون به تمامی دوستداران جانی دپ تبریک عرض می کنیم
پ.ن : ممنون خانم آرزو برای یادآوری . ولی من یادم بود که امروز تولد جانی هستش فقط یه کمی برای آپ کردن دیر از خواب بیدار شدم . ![]()
سلام به همه ی دوستان
همونطور که می دونین یه مدت طولانی در خدمتتون نبودم . به خاطر مشغله های کاری و زندگی بود که این اتفاق افتاد . الان که اومدم و یه سری به وبلاگهای دیگه در مورد جانی دپ زدم هم متوجه شدم که تقریبا بیشترشون به حالت تعطیل و نیمه تعطیل در اومدن . نمی دونم چرا اینطوری شده . احتمالا به خاطر امتحانات مدارس و دانشگاههاست و امیدوارم توی تابستون دوباره وبلاگهاتون رونق بگیره . من بازم برگشتم که اخبار دنیای جانی دپ رو به اطلاع همه تون برسونم و با هم در موردش به بحث بپردازیم .
همینجا می خواستم از ایمیلهای محبت آمیز شما عزیزان که در مورد علت تعطیلی وبلاگ می پرسیدین و پیشنهاد همکاری می دادین، تشکر کنم . امیدوارم از این به بعد با انرژی بیشتری این وبلاگ رو آپ کنم.تغییراتی که در وبلاگ دادم شامل تغییر قالب وبلاگ هم میشه . امیدوارم قالب جدید مورد پسند همه واقع بشه ( البته لازم به ذکر ایت که عکس بالای قالب کار خودم نیست و از یکی از سایتهای جانی دپ دزدیدم ، ها ها ، خوب به هر حال از آدم تنبلی مثل من که انتظار ندارین بشینم واسه قالب وبلاگم عکس هنری طراحی کنم ، البته شاید یه روز این کار رو کردم ) و همینطور امیدوارم مثل قبل همه ی دوستداران جانی از این وبلاگ حمایت کنند.
مساله ی دیگه ای که باید بگم اینکه من این مدتی که توی وبلاگم نمی نوشتم زیاد در زمینه ی جانی بیکار هم نبودم . در واقع ۲ تا از فیلمهای زیرنویس نشده ی جانی رو زیر نویس کردم (ترجمه به عهده ی من بود و کارهای فنی زیرنویس رو یکی از دوستان زحمتشو کشیدند ) . فیلمهایی که زیرنویس کردیم دو تا از فیلمهای مورد علاقه ی خودم بود " گیلبرت گریپ " و " بنی و جون " . که هر دو تقریبا از کارهای قدیمی جانی دپ بودند و خوشحالم که افتخار ترجمه این کارها نصیب من شد. در حال حاضر مشغول پیاده کردن متن مستندی در مورد جانی دپ هستم به نام " در خلوت جانی دپ " . انشاله بعد از ترجمه و زیرنویس ، این فیلم هم در اختیار علاقمندان قرار می گیره.
در ضمن به همراه چند تا از دوستان توی کلوب جانی دپ یه نامه ی تبریک به مناسبت تولد جانی دپ - 19 خرداد - براش آماده کردیم و فرستادیم به آدرس کمپانی فیلمسازیش Infinitium Nihil که همگی امیدواریم به دستش برسه . حتما نتیجه ی جواب نامه رو توی وبلاگ هم اعلام می کنم.
اگه موافق باشید در مورد جانی هم خبرهای جدیدی بهتون بدم ! موافقین؟
حضور جانی دپ در پروژه ی " دون کیشوت " حتمی شد
پروژه ی دون کیشوت با شرکت جانی دپ که برای مدتی به دلایل مختلف متوقف شده بود دوباره با حضور تری گیلیام به فعالیت ادامه خواهد داد. این پروژه به علت طوفانی که باعث خرابی بیشتر وسایل صحنه شده بود و همینطور بیماری یکی از هنرپیشه ها - ژان راچفورت - به حالت تعلیق در آمده بود با تلاشهای تری گیلیام در قانع کردن شرکت بیمه ی سرمایه گذار در این طرح دوباره کار خود را آغاز خواهد کرد.

این هفته گیلیام به خبرنگاران اعلام کرد که قرارداد را با جانی دپ برای بازگشت دوباره ی او به پروژه تمدید کرده است.
تصورات دکتر پارناسوس

بعد از اینکه فیلم دکتر پارناسوس در کن به نمایش در آمد ۳ کلیپ از آن منتشر شد که متاسفانه در آنها اثری از جانی دپ دیده نمی شود. این عکس پوستر فیلمه که به زبان جومونگی روش اسم و مشخصات نوشتن
...
اولین نمایش نیمه عمومی فیلم " دشمنان ملت " فقط برای ۷۰۰ نفر
فقط ۷۰۰ نفر از اولین کسانی که موفق به خرید بلیط فیلم دشمنان ملت شوند موفق می شوند این فیلم را در سالن " کراستوس " در ۳۰ ژوئن ۲۰۰۹ ببینند. بلیطهای این فیلم که در ۲ سئانس به صورت آزمایشی برای ۷۰۰ نفر به نمایش در خواهد آمد به قیمت ۵۰ دلار به فروش می رسد. برای دیدن عکسها در سایز بزرگتر روی عکس ها کلیک کنید
جانی دپ جزیره اش را به علاقمندان نشان می دهد
همونطور که شاید خیلی از شما بدونین جانی یه جزیره داره به اسم " فاک آف آیلند " !! عجب اسمی !

جانی این روزها تصمیم گرفته جزیره شو به علاقمندان نشون بده و همینطور اسمهای جالبی که برای سواحل جزیره ش انتخاب کرده هم خیلی جالبه .

سواحل این جزیره به نامهای همسر و فرزندان جانی دپ هست و همینطور ساحلی داره به اسم مارلون براندو و تازگی ها هم نام یکی از سواحل جزیره ش رو به نام " هث لجر " مرحوم اسم گذاری کرده .
فکر میکنم با اینکه خبرهای زیادی نبود ولی برای اولین آپ وبلاگ جانی دپ ، آنچنان هم بد نبود . امیدوارم توی پستهای بعدی بتونم بازم کار بررسی فیلمها و همینطور ترجمه ی مصاحبه های جانی رو ادامه بدم تا بیشتر در جریان کارهاش قرار بگیرید.
پ.ن : من طی این ماه که فینال یورو ویژن انجام شد، چنان تحت تاثیر هنرنمایی الکساندر ریباک - پسرک نروژی - برنده ی جایزه اول این جشنواره قرار گرفتم که نات اونلی مثل خرچنگ افتادم روی کامپیوتر و کلیپهاشو سیو می کنم بات آلسو به احتمال زیاد اگه تا پست بعدی همچنان در این حالت جوزدگی قرار داشته باشم یه مقداری از پست رو بهش اختصاص میدم .
همگی توجه کنید
این مطلب خیلی مهمه
چون این مطلب خیلی مهمه تصمیم گرفتم اول از همه ی مطالب قرارش بدم . لطفا اول این رای گیری رو به نفع جانی انجام بدین و بعد بیاین با خیال راحت مطالب بعدی رو بخونین
نظر سنجی : رومانتیک ترین زوج !
نظر سنجی ای در سایت مجله ی Hello قرار داده شده که " رومانتیک ترین زوج مشهور دنیا " رو در اون مشخص کنند .

وقتی اول هفته من این مطلب رو مینوشتم جانی دپ و ونسا پارادی با اختلاف زیادی از بقیه جلوتر بودند - تقریبا با اختلاف ۱۰۰۰ رای بیشتر از زوج دوم ! و برد ژیت و آنجلینا جولی زوج هفتم بودند ولی الان این دو تا خنگول اومدن شدن زوج اول با ۸۰۰ تا اختلاف جانی دوم شده ! حالا اگه دلتون بخواد که شما هم این قضیه رو که جانی ما همیشه اوله رو تایید کنید میتونین با کلیک بر روی این لینک به سایت مورد نظر رفته و به جانی رای بدین
دقت کنید که اگه میخواین چند بار در این نظر سنجی شرکت کنید هم میتونید اینکار رو بکنید . فقط هر 10 دقیقه یک بار میتونید رای بدین
البته یکی از دوستان کشف کرده که اگه همزمان با Internet Explorer و FireFox رای بدین هر دو رای شما در آن واحد به حساب میاد.
بیاین به طرفدارای برانجلینا نشون بدین که طرفدارای جانی چه اعجوبه هایی هستن . فکر میکنم تا حالا با ایرانی جماعت در نیفتادن . زود باشین بچه ها .
و حالا پست این دفعه:
سلام
میبخشید که گزارش گلدن گلوب یه مقدار دیر شد . چند دفعه میخواستم وبلاگو آپ کنم ولی منو که میشناسین تنبلترین آدم دنیام .
امروز دیگه دلو به دریا زدم . گفتم یا مینویسم یا می میرم . اینه که شروع کردم ! پس بخونید.
اول از همه یه نکاتی رو براتون توضیح بدم :
۱. من سعی کردم به همه ی وبلاگهای دوستانی که به من لطف داشتند سر بزنم و ازشون تشکر کنم اگه کسی جا افتاده امیدوارم ناراحت نشید .
۲. لطفا دوستانی که میخوان لینکشون کنم دوباره توی نظرات این پست بگن چون من یه ذره آلزایمر دارم یادم نمیاد کی میخواست لینک بشه
۳. آلن ریکمن قراره توی آلیس در سرزمین عجایب یکی از هنرپیشگان اصلی باشه و قراره نقش اون کرم ابریشمه رو بازی کنه که هی قلیون میکشید و فوت میکرد توی صورت آلیس و بهش میگفت WHO R U
۴. سر جانی خیلی شلوغه . همینطور فیلم پشت فیلم و پروژه پشت پروژه داره . باور نمیکنین؟ الان که تازه دشمنان ملت رو تموم کرده ٬ سر آلیس در سرزمین عجایب بود ( الان مطمئن نیستم در چه مرحله ایه ) بعدش بلافاصله باید بره سر فیلم خاطرات رام ٬ بعد از تموم شدن این پروژه باید بره سر فیلمبرداری فیلم خاطرات دکتر پارناسوس و بعدش هم فیلم شانتارام که باید توی هند و استرالیا فیلمبرداری بشه و با آمیتاب باچان در این فیلم همبازی خواهد بود . بعد از اون هم که دزدان دریایی کاراییب ۴ در راه است. جانی همه ی این فیلمها رو در طول کمتر از ۲ سال باید بازی کنه . حالا هی بگین جانی تنبل بی تربیت چاق شیکم گنده ! ( نمیبینین که بچه م چقدر سرش شلوغه ؟ )
۵. نمایش فیلم آلیس در سرزمین عجایب در تاریخ ۵ مارچ ۲۰۱۰ خواهد بود.
آقای دپ مثل همیشه ٬ دوستدار محیط زیست
با اینکه جانی دپ در سه گانه دزدان دریایی کاراییب بازی کرده است ولی مخالفت شدید و اعتراض خود را با دزدان دریایی که عرصه دریاها را مورد تاخت و تاز خود قرار داده و حیوانات دریایی را وحشیانه کشتار میکنند ابراز کرد .
جانی دپ با کمک مالی به طرح " نجات دریاها " مربوط به جمعیت " Envirnomental Justice Foundation" اعتراض خود را از شکار موجودات دریایی با استفاده از وسایلی شبیه به ابزار دزدان دریایی ابراز کرد.
طبق آمار ٬ حدود ۷۵ درصد منابع ماهی در جهان برداشت شده است و ماهیهایی مانند هالیبوت ( نوعی ماهی پهن ) و اره ماهی تقریبا از بین رفته اند. در ۸ ماه اخیر تعداد ۲۳۷ دلفین ٬ ۴۹۸ کوسه آبی ٬ ۴۶۴ کوسه قاتل ٬ ۴۶ لاکپشت کمیاب و ۲۹۹۰ اره ماهی توسط دزدان دریایی با تورهای بزرگ صید شده و قاچاق شده اند.
جانی دپ به این روند اعتراض کرده و خواستار رسیدگی سریعتر به این مسائل شد.
جانی دپ یکی از اعلام کنندگان مراسم گلدن گلوب
در مراسم امسال گلدن گلوب جانی دپ شیک تر و سر زنده تر از همیشه و مثل همیشه خوش قیافه بود . با صدایی که اندکی گرفتگی داشت صحبت میکرد ٬ به نظر میرسید کمی سرما خورده . و البته کاملا واضح بود که مثل همیشه کمی دستپاچه شده . لباس رسمی با ترکیب رنگی سفید و مشکی پوشیده بود ولی کراوات نزده بود. چکمه هاش رو کنار گذاشته و کفشهای شیک مشکی و براقی پوشیده بود . موهایش در جلوی صورت بلند - تا حدی که به استخوانهای فکش میرسید- و پشت موهایش کوتاه بود . ایندفعه عینک هم نزده بود . آستینهایش بلند و مرتب بود٬ طوری که تمام جواهرات و زلم و زیمبوهایی که به خودش آویزون میکنه رو پوشش داده بود ! او از پله ها بالا رفت و اعلام کرد :
" برای من افتخار بزرگیه که کاندیداها رو معرفی کنم ... "
بعد اسامی رو خواند و گفت :
" و جایزه گلدن گلوب تعلق میگیرد به ... "
و همین !
جایزه ها تقدیم شد.
شاید به نظر شما هم اومده باشه که جانی چاق شده بود . بله ولی اشکالی نداره چون مسوولان گلدن گلوب هم اینو فهمیده بودن تصمیم گرفتن جانی رو دعوت کنن بالای صحنه واسه سخنرانی و جایزه . میدونین چرا؟ چون جانی خجالتیه و اونا اینو میدونن و با این ترفند و عرق ریختن و خجالت کشیدن جانی تونستن وزنشو متعادل کنن تا اون لپهای تپلش آب بشه
( ولی از شوخی گذشته باور کنین جانی خیلی عرق ریخت ٬ شاید بیشتر از یه عمله که سر ساختمون عرق میریزه )
( برای دیدن عکسها در اندازه ی اصلی بر روی انها کلیک کنید )
بهترینها و بدترینهای گلدن گلوب
البته که جانی دپ جزو بهترینها بود . جانی دپ توسط سایت E! Online به عنوان جذابترین مجری انتخاب شد . در تعریف از او گفته شد که جانی دپ کوتاه و مختصر و با لهجه ای که هنوز تاثیرات شخصیت " جان دیلینگر " ( نقش فیلم جدید جانی دپ " دشمنان ملت " ) را دارد ٬ صحبت کرد .

سایت E! Online گفته است : " جانی دپ طوری رفتار میکرد و صحبت میکرد که انگار تازه از یک خواب رمانتیک بیدار شده و انقدر جذاب بود که وقتی روی صحنه آمد مجری برنامه انقدر هیجانزده شد٬ که نزدیک بود مثل یه دختر مدرسه ای جیغ و داد راه بندازه !
آخرین اعلام : بازیگران اصلی " خاطرات رام " مشخص شدند.
اولین بار در مارچ ۲۰۰۵ شایع شده بود که آیا واقعا جانی دپ در فیلم " خاطرات رام " به ایفای نقش خواهد پرداخت یا خیر . بالاخره در سایت " بد اند آگلی " اسامی بازیگران این فیلم اعلام شد.
طبق گفته ی مسوولان این فیلم پروژه بعدی جانی دپ خواهد بود که در مارچ ۲۰۰۹ ( اسفند ۷۸ ) فیلمبرداری آغاز خواهد شد. جانی در نقش " پال کمپ " ایفای نقش خواهد کرد . روزنامه نگاری که برای یک روزنامه ی در حال ورشکستگی طی دهه ی ۱۹۵۰ میلادی مینوشت و ماجراهایی که برای او رخ میدهد ادامه ی ماجرا را خواهد ساخت . بروس رابینسون نویسنده ی فیلمنامه و کارگردان این پروژه خواهد بود.
قبلا فیلم " ترس و نفرت در لاس وگاس" را از این کارگردان با شرکت جانی دپ شاهد بوده ایم .
مزایده دستخط جانی دپ و اختصاص سهمی از قیمت برای خیریه
یک کلکسیون دار تصمیم به فروش دستخط و امضای جانی دپ بر روی روزنامه ای متعلق به سال ۱۹۹۴ است ٬ گرفته . ۱۰ درصد از عواید فروش این دستخط و امضا بر روی روزنامه به کارهای خیریه اختصاص خواهد یافت .

مزایده ساعت ۷ صبح روز سه شنبه در سایت Ebay و چند سایت دیگر آغاز خواهد شد و تا ساعت ۷ بعد از ظهر روز یکشنبه ادامه خواهد یافت . نام و اطلاعات مربوط به برنده رو میتونین توی پست بعدی این وبلاگ بخونین.
مصاحبه ای در مجله اینترتینمت ویکلی با جانی در مورد " دشمنان ملت " - فیلم جدید او - شده که توی پست بعدی براتون مینویسم .
بعد از این مدتی که براتون در مورد جانی نگفتم اومدم که مقداری خبر ازش بنویسم. البته اینکه ننوشتم کاملا تقصیر من نیست . در واقع چون قول ترجمه مصاحبه رو داده بودم منتظر مصاحبه ی جدیدی از جانی بودم که ظاهرا چون به شدت مشغول کاره مصاحبه ی جدیدی انجام نداده. این روزا جانی سرش خیلی شلوغه!
البته قبل از خبرهای مربوط به جانی دپ یه خبر در مورد امکان جدیدی که در وبلاگ به وجود اومده بهتون بگم که یه چت رومه ! شما میتونین وارد چت روم شده و از امکاناتش برای ارتباط و صحبت با دیگر دوستداران جانی استفاده کنین.
حالا بریم سراغ اخبار :
اولین عکس منتشر شده از جانی دپ در نقش Mad Hatter در فیلم جدید تیم برتون " آلیس در سرزمین عجایب "
این عکس که ظاهرا توسط یکی از دست اندرکاران و بدون اجازه کارگردان و دیگر عوامل فیلم در اینترنت پخش شده نشون میده که بر عکس تقریبا تمامی نقشهای جانی که در اونها بسیار خوشتیپ و جذاب بوده در این نقش سعی کردن - البته فقط سعی کردن - کمی تا قسمتی قیافه جانی رو زشت کنن. ( شرط میبندم پیشنهاد خودش بوده ! )

جانی دپ در این فیلم گریمی شامل کلاهی پرپری ٬ موهای حنایی فرفری و صورتی رنگ پریده با لباسهایی مخصوص کولی های زمان ویکتوریا داره.
قراره جانی دپ قسمت منفی و تاریک شخصیت " کلاه به سر دیوونه " رو در این اثر تیم برتون به اجرا بزاره. ( با کلیک روی عکسها آنها را در اندازه های بزرگتر ببینید)
فیلمبرداری این فیلم در اوایل پاییز در کورنوال آغاز شد .
نقش آلیس را میا واسیلوسکا
نقش ملکه سفید را آن هثوی
و نقش ملکه قرمز را هلنا بونهام کارتر ایفا خواهند کرد.
مت لوکاس نقش اون دو تا موجود عجیب و غریب که همه ش قصه میگن با نام توییدل دام و توییدل دی رو بازی خواهد کرد.
و مایکل شین هم در نقش گربه کشایر ظاهر خواهد شد.
کاپیتان جک اسپرو را در سال ۲۰۱۲ خواهید دید
جری بروکهایمر گفت که دزدان دریایی ۴ در سال ۲۰۱۲ به نمایش در خواهد آمد. او گفت که فیلمنامه نویسان " تد روسیو " و " تد الیوت " هنوز در حال نوشتن فیلمنامه هستند . فیلمنامه این فیلم بیشتر حول محور شخصیتهای جک اسپرو و کاپیتان باربوسا خواهد بود.

فیلم دیگری که برای جانی در پیش روست فیلم " خانه به دوش تنها " ست که شایعاتی مبنی بر حضور جورج کلونی نیز در آن به گوش میرسید. اما کلونی گفته که تا زمانی که کارگردان این فیلم به طور قطعی مشخص نشده در مورد حضور در آن تصمیم نخواهد گرفت.
نقدی بر نمایش خصوصی فیلم " دشمنان مردم "
... تازه از نمایش خصوصی فیلم " دشمنان مردم " مایکل مان با نقش آفرینی " جانی دپ " در نقش گانگستر معروف "جان دیلینگر " و " کریستین بیل " در نقش مامور FBI برگشته ام ! آقای " مان " درست روی صندلی پشت سر من نشسته بود و دائم به پشت صندلی لگد میزد و آدامس میترکاند یا با تلفن همراهش صحبت مبکرد . بی ادب ! آخرش مجبور شدم بهش تذکر بدم که ساکت بشه !!
مدت زمان فیلم اصلاح نشده و هنوز ۲ ساعت و ۴۰ دقیقه بود٬ و احتمالا باید ۱۵ دقیقه از اون حذف بشه . البته چون تا جولای آینده اکران نخواهد شد کارگردان وقت زیادی داره تا تصمیم بگیره کدوم قسمتها رو حذف کنه. در حال حاضر میتونم درجه کیفی B+ به این فیلم بدم ولی مطمئنم که در زمان نمایش عمومی درجه بهتری خواهد داشت. تمام بازیگران عالی ظاهر شده اند. جانی دپ بسیار عالی و سرگرم کننده بازی کرده و کریستین بیل هم بسیار خوب از پس نقش یه پلیس در حال انجام وظیفه و جدی بر امده.

فیلم با فرار دار و دسته ی جانی دپ از زندان شروع میشه و یه صحنه برخورد و درگیری و کشت و کشتار از نوع مایکل مان . کریستین بیل مامور دستگیری گانگستر معروف میشود.
بهترین قسمت فیلم رابطه عاطفی بین جان دیلینگر و ماریون کوتیلارد است که در نقش دختری ساده با زندگی معمولی ظاهر میشود. رابطه ی آنها زود شکل میگیرد و به صورت خوبی در فیلم نمایش داده شده و از سرعت حوادث فیلم نمی کاهد. فقط یک صحنه برای من زیاد جالب نبود و آن صحنه ای بود که نیروهای پلیس در ماشینشان منتظر دزدها هستند و این صحنه انقدر کشدار و طولانی میشود که حوصله ی بیننده را سر میبرد. فکر میکنم این صحنه در موقع ادیت باید مورد نظر قرار بگیره.

این فیلم با دوربین دیجیتال فیلمبرداری شده ٬ البته مشکلی با دوربین دیجیتال ندارم ولی در ابتدا مقداری عجیب به نظر میرسه چون این فیلم در سالهای ۱۹۳۰ اتفاق میفته و همخوانی کمی با صحنه های گرفته شده با دوربین دیجیتال داره. البته بعد از ۱۵ دقیقه آغازین فیلم کاملا این مساله رو فراموش کرده و در داستان فیلم غرق شدم . البته در بعضی صحنه ها رنگها واقعا نشاندهنده برداشت فیلم توسط دوربین دیجیتال هستند .
در کل فکر میکنم که این فیلم وقتی به مرحله ی نهایی برای نمایش برسه فیلم فوق العاده ای خواهد بود . البته باید گفت که فیلم یک فیلم کلاسیک نیست. در آخر باید بهتون بگم که شاید بهتر بود که این نقد رو نمی خوندید و صبر میکردید تا تابستان آینده شخصا فیلم را از نزدیک ببینید . خیلی دیر گفتم ؟
بعد از یه غیبت چند ماهه دوباره با یه آپ جدید وبلاگ حانی دپ به کاش ادامه میده . امیدوارم قدرتمندتر از قبل برای حمایت از جانی به پیش بریم . موافقین؟ پس...

Drink Up Me Hearties, YoHoooooo
اول از همه یه خبر خیلی مهم بهتون بدم . من الان دو روزه که به دنیا اومدم
لازم نیست انقدر خودتونو متعجب جلوه بدین. به خودم تبریک میگم چون تولدم ۱۴ مهر بود .
یه موضوع دیگه اینکه درگذشت پل نیومن رو به همه یطرفدارانش تسلیت میگم.
و حالا مساله ای که شاید ربطی به این وبلاگ نداشته باشه ولی مطمئنم برای همه ی دوستداران ایرانی سینما موضوع جالبیه . حتما میدونین که گلشیفته فراهانی توی فیلم " یک مشت دروغ " به کارگردانی ریدلی اسکات و در کنار لئوناردو دی کاپریو و راسل کرو ایفای نقش کرده . در افتتاحیه این فیلم که ۵ اکتبر انجام شد گلشیفته هم حضور داشت. این هم عکسهای افتتاحیه :

با کلیک روی عکسهای پایین میتونین در سایز بزرگتر ببیندشون.
به نظر من گلشیفته صورت خوشگلی داره ولی آخه این چه لباسیه پوشیده ؟!!! فکر میکنم لباسشو خیاط ناتالی پورتمن براش دوخته ٬ چون به همون زشتی لباسهاییه که ناتالی همیشه میپوشه .
یه خبر جدید دیگه هم بدم : به زودی یه تالار گفتگوی توپ برای تمام طرفداران جانی دپ میخوام راه بندازم به شرطی که همه تون قول بدین عضو بشین و توی بحثها فعال باشین تا باحالترین و پرطرفدارترین تالار ایرانی رو داشته باشیم. باید همه تون توی نظراتتون بهم قول بدین.
خوب بعد از چند وقت غیبت خبرها یه مقدار بیشتر شدن. جانی تنبل ! فکر میکردم بیشتر از اینا خبر برامون بسازه! ![]()
طی آماده سازی فیلمبرداری فیلم آلیس در سرزمین عجایب مت لوکاس و جانی دپ رابطه ی دوستانه ای با هم پیدا کردند و حالا قرار شده که جانی در پروژه ی جدید آقای لوکاس با نام " بریتانیای کوچک " ایفای نقش داشته باشه. این فیلم یه کمدی انگلیسی خواهد بود که جانی گفته حاضره هر کاری بکنه تا یه نقشی توی این فیلم داشته باشه.این عکسی که این پایین میبینین هیچ ربطی با این خبر نداره . این آخرین مجسمه ساخته شده از جانی دپ توسط موزه ی مادام توسو در کشور کره هست که هر کی بگه اون خانومه که بغل مجسمه ی حانی وایساده کیه یه حایزه پیش من داره! ( از الان بگم یانگوم نیست )

جانی دپ دیروز در مکزیک بود ودر چند شهر این کشور به همراه تعدادی از دوستانش رفت و آمد کرد بدون اینکه کسی اصولا مزاحمش بشه . احتمالا به دنبال لوکیشن خاصی برای یکی از فیلمها بودند. اگه توی این عکس دقت کنین . جانی پشت اون آقا پیرمرده قرار گرفته. یه کلاه هم روی سرشه.

دوست دارین جانی و جورج کلونی رو توی یه فیلم ببیینین؟ گفته میشه که جورج کلونی و جانی دپ قراره توی یه فیلم در کنار هم به ایفای نقش بپردازند. نام این فیلم Lone Ranger هست و جورج کلونی بسیار برای بازی در این فیلم ابراز تمایل کرده و جانی هم که توی فیلم یکی از نقشهای اصلی رو داره.

و یه خبر برای طرفداران کاپیتان جک ! جانی دپ توانست با پشت سر گذاشتن ویل اسمیت عنوان پر درآمدترین هنرپیشه ی مرد هالییود رو به دست بیاره. گفته میشه جانی دپ برای بازی در دزدان دریایی کاراییب ۴ قراره ۵۵ میلیون دلار دستمزد بگیره. این آقاهه که میبینین یکی از نوه نتیجه های والت دیزنیه و جانی به خاطر این با این آقاهه اینجوری دست به گردن و پا به گردن وایساده چون قراره ۵۵ میلیون دلار برای نقش جک اسپرو ازش بگیره و همینطور که مشاهده میفرمایید هر دوشون از این قضیه خوشحالن . اون آقاهه هم از قبال جانی تقریبا بیش از ۲ برابر این مقدار پول در میاره .

برای دفعه ی دیگه میخوام یه مصاحبه ی توپ با جانی داشته باشم . منتظر آپ بعدی باشین.
پ.ن. : دوستانی که تمایل دارند میتونین از این لینک برای خریدن فیلمهای جانی دپ اقدام کنید.
این یه پست واقعی نیست . فقط از این عکس خوشم اومد
سلام دوستان
ممنون از همه ی شما که تا الان همراه این وبلاگ بودین
میخوام به اطلاعتون برسونم که وبلاگ جانی دپ تا اطلاع ثانوی تعطیله . البته حتما دوباره برمیگردم. ![]()
LOVE YOU ALL

فعلا برای ورود به وبلاگ جدیدم اینجا کلیک کنید. ![]()
خبرهای جدیدی بعد از کلی بی خبری از جانی به ما رسید که تقریبا همه ی این خبرها رو توی وبلاگ شیما میتونین بخونین. به همین خاطر من لزومی ندیدم دوباره بنویسمشون.
توی این پست میخوام براتون از ماجرای عشق و عاشقی های جانی دپ بگم . البته چون " جک اسپرو " ی عزیز سفارش کرده بود وظیفه ی خودم دونستم اینا رو حتما توی وبلاگ بنویسم. ( منم که یه شخصیت مردمی !!!)
این شما و این جانی دپ عاشق !
لوری آن آلیسون

اولین ماجرای عشق جانی که اتفاقا به ازدواج هم ختم شد مربوط میشه به سالهای دهه ۸۰ . جانی دپ از سال ۱۹۸۳ تا ۸۶ با لوری آن آلیسون ارتباط داشت . اونا در سال ۸۶ از هم جدا شدند. لوری آن یه گریمور بود و در واقع همون کسی بود که جانی و نیکولاس کیج رو به هم معرفی کرد و نیکولاس هم به نوبه ی خودش نقش به سزایی در معروف شدن جانی ایفا نمود.
شریلین فن

این خانم فن از سال ۸۶ تا ۸۸ با جانی دوست بودن . او در سال ۶۵ در دیترویت میشیگان به دنیا اومده و یه هنرپیشه س که با جانی در یک قسمت از " خیابان جامپ " همبازی بود. جانی در فیلم " چوخه " نام او را روی کلاهخودش حک کرده بود.
جنیفر گری

جانی در سال ۸۹ با جنیفر دوست بود. حتی گفته شده بود که نامزد هم کرده بودند. جنیفر متولد سال ۱۹۶۰ است و در نیویورک به دنیا اومده . او هنرپیشه است
وینونا رایدر

جانی و وینونا از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۳ با هم بودند. اسم اصلی او ٬ وینونا لورا هوروویتز است و در سال ۱۹۷۱ در مینسوتا هب دنیا اومده که در حال حاضر باری خودش هنرپیشه ی معروفی شده. او یا جانی در فیلم " ادوارد دست قیچی " همبازی بود.
تاتیانا پاتیتز

جانی باتاتیانا در سال ۱۹۹۳ مدت کمی قبل از اینکه با " کیت ماس " آشنا شود ارتباط داشت. او مدلی آلمانی بود که ۳ سال از جانی کوچکتر بود.
کیت ماس

جاین با کیت ماس از اوایل سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸ نامزد بود. کیت ماس در ۱۹۷۴ در انگلستان به دنیا آمد و یکی از گرانترین مدلها بوده است. جانی گفته که به هم خوردن رابطه ش با کیت به این خاطر بود که اونها هدفهای متفاوتی در زندگی داشتند. جانی میگه : " فکر میکنم به اندازه ی کافی برای کیت خوب نبودم . پس کاری که کردیم درست بود. باید از هم جدا میشدیم."
ونسا پارادی

ونسا پارادی از جوانی خواننده ٬ مدل و بازیگر بود. او در فرانسه کاملا شناخته شده است و به لطف همسری جانی در جهان شناخته شد. او هم اکنون مادر دو فرزند جانی دپ یعنی لی لی رز ملودی و جک دپ میباشد. او در سال ۱۹۷۲ در فرانسه متولد شده است.
با تشکر به خاطر لطف همه تون و تبریک هایی که به خاطر یکسالگی وبلاگ در کامنتهاتون بیان کرده بودین. به خاطر اینکه تا به حال تعداد زیادی از دوستان مطلبی در مورد فیلم " رویای آریزونا " خواسته بودن٬ مطلب این دفعه رو به این فیلم اختصاص دادم.
رویای آریزونا

کارگردان : امیر کاستاریکا
نویسندگان : دیوید اتکینز٬ امیر کاستاریکا
تاریخ نمایش : ۹ سپتامبر ۱۹۹۴
ژانر : کمدی / درام / تخیلی / عاشقانه
جوایز : برنده ۳ جایزه و نامزد یک جایزه بین المللی دیگر
مدت زمان : ۱۴۲ دقیقه
محصول کشور : آمریکا / فرانسه
کمپانی : + Canal
بازیگران : جانی دپ / جری لوییس / فی دانوی / لی لی تیلور / وینسنت گالو / پائولینا پوریزکووا / مایکل جی . پولند و ...
خلاصه داستان :
در ابتدای فیلم٬ اسکیمویی شکارچی ٬ یک هالیبوت ( نوعی ماهی بزرگ و پهن ) را که به تازگی گرفته ٬ داخل سورتمه اش گذاشته است. این ماهی تمام فیلم را تحت تاثیر قرار میدهد و حضورش را چه به صورت واقعی و چه تخیلی میتوان در طول فیلم احساس کرد. اکسل ( جانی دپ ) که در نیویورکبه بررسی ماهی میپردازه و از این کار کاملا راضی به نظر میرسه ناگهان از طرف عموی خود ( جری لوییس ) به جشن عروسی دعوت میشه و به طرف آریزونا حرکت میکنه. این سیاستی از طرف عموی اوست که اکسل را به طریقی وارد حرفه خانوادگی کند. در آریزونا ٬ اکسل ۲ زن عجیب رو ملاقات میکنه . او با یکی از آنها رابطه ای عاشقانه پیدا میکنه و ...
نکات جالب
این هم نقد زیبایی که از وبلاگ " قصه نگفته ماند " در مورد رویای آریزونا ٬ که وقتی خوندم لذت بردم . فکر میکنم شما هم خوشتون بیاد:
کارگردان ، امیر کاستاریکا: متولد سارایوو است . دوبار نخل طلای کن را برده است و شیر طلایی و نقره ای ونیز را . از فیلم هایش می توان به "وقتی پدر همیشه مشغول به کار بود" ، "زمان کولی ها" ، "رویای آریزونا" ، "زیرزمین" و "گربه سیاه ، گربه سفید" اشاره کرد . فیلم هایش سرشار از زندگی است . کاستاریکا کمدی می سازد ، هر چند گزنده . المان مشترک فیلم هایش "کولی ها" هستند .
همان اندازه که به خاطر فیلم هایش معروف است ، به دلیل فعالیت های سیاسی بی پرده اش شهرت دارد. او حتی یک بار رهبر صرب ها را به یک دوئل در مرکز شهر بلگراد دعوت کرده است و او با گفتن این جمله که "نمی خواهم به قتل یک هنرمند متهم شوم" این درخواست را رد کرده است .
رویای آریزونا (۱۹۹۴) :
رویای اریزونا یک کمدی است . کمدی بچه ها. هر چند در فیلم حتی یک کودک هم نمی بینیم، همه بچه گانه عاشق اند. عاشق زندگی. اکسل(جانی دپ) عاشق ماهی هاست. ماهی ها را می گیرد، برچسب می زند و در آب رها می کند. سوالی که به دنبال پاسخش می گردد ، این است : "ماهی ها چه وقت و چگونه خیال پردازی می کنند ؟" .
The cow thinks
The horse thinks
The dog thinks
The fish doesn’t think
Because the fish knows everything
هیو(وینسنت گالو) پسر عموی اکسل است . او عاشق سینما است. دیالوگهای گاو خشمگین را بهتر از دنیرو می گوید و دوست دارد در شمال از شمال غربی به جای کری گرانت ، صحنه تعقیب و گریز با هواپیما را اجرا کند. هیو اکسل را به آریزونا می برد تا با عمویش لئو(جری لوئیس) ماشین بفروشد. اکسل با لینا(با بازی شاهکار فی داناوی) که بیوه یک معدندار ثروتمند است و نادختری او که از صورتش متنفر است اشنا می شود. لینا عاشق پرواز است و دختر عاشق لاک پشت ها. لینا و اکسل عاشق هم می شوند .داستان ادامه می یابد، دیالوگ ها تکرار می شوند. گاهی همه به آرزوهاشان می رسند هر چند پس از مرگ. رویاها تکرار می شوند و ادامه می یابند.
رویای آریزونا یک کمدی سیاه است . داستان سرگردانی آدم هایی که دردمندانه آرزومند زندگی اند و عشق به گوشه ای از آن. رویای اریزونا تنها فیلم کاستاریکاست که در امریکا ساخته شده . کولی های فیلم دیگر متعلق به سواحل دانوب نیستند اما کولی اند. همه آدم ها هم همینطور.کاستاریکا از ما می خواهد که به زندگی احترام بگذاریم، عشق بورزیم و اگر مجالش نبود در رویاهایمان ادامه اش دهیم. شاید هم بهتر است کودک باشیم. فیلم روایتی است دردناک و خنده آور از ما و دنیای اطرافمان. فیلم به شدت شاعرانه نیز هست و نماهای بسیاری بر این نوع سینما تاکید دارند: ماشین هایی که روی ستون هایی بلند در بیابان ایستاده اند، ماهی هایی که پرواز می کنند، بادکنکی که از قطب تا نیویورک ما را همراه می برد و ...
اما سکانس مورد علاقه ام ، خودکشی نافرجام دخترک است. دختر خود را با جوراب حلق آویز می کند اما با جوراب کشی! اما با جوراب کشی . دختر بین زمین و آسمان نوسان می کند، اکسل لحظه ای دختر را می گیرد و لحظه ای لینا را ارام می کند ، هیو با خونسردی غذایش را تمام می کند و من مانده ام بخندم یا گریه کنم. این جاست که کاستاریکا مثل همه فیلم هایش هر چه به جنگ با زندگی برخیزد را هجو می کند.
فیلم اما پایانی تلخ تر از انتظار دارد. دختر خودکشی میکند، عمو لئو می میرد، اکسل باز هم تنها می شود و به رویا پناه می برد. این بار شاید بداند ماهی ها چه وقت و چگونه اسیر رویاهایشان می شوند.
به نظرم رویای آریزونا خود سینماست . نه کمتر و نه بیشتر.
این فیلم را میتوانید در اینجا خریداری کنید.
خوب و خوش و سلامتین؟
خوب این از خبر اول ...
سر صحنه فیلمبرداری دشمنان مردم تیر اندازی شد. البته این خبر مال تقریبا ۲ روز پیشه ولی خوب به علت همیشگی - تنبلی - نتونستم آپ کنم ولی حالا بهتون میگم . ولی اول از همه بهتون بگم که نگران نباشین جانی حالش خوبه و در سلامت کامل به سر میبره هو
و اصولا بادمجون بم آفت نداره و کلا تا همه ی ما رو کفن نکنه با عزراییل جون جایی نمیره ( شوخی! حالا نیاین ما رو ترور کنین )
بر اساس گزارش سایت شیکاگو تریبیون تیراندازی توسط جوانی انجام شده و ۳۰ دقیقه قبل از حضور جانی دپ سر صحنه انجام گرفته که پلیس این جوان رو دستگیر کرده و هنوز انگیزه ش معلوم نیست. در جریان این تیراندازی هیچکس آسیبی ندید. همینطور که توی این عکس میبینین پلیس سر صحنه حاضر شده.

خبر سوم که در واقع دو تا مقاله ست که یکی توی نظرات پست قبل بوده و یکی دیگه رو به وسیله ایمیل برای درج در وبلاگ فرستادند که توسط یکی از دوستان خوبمون نوشته شده همونطور که بهتون قول داده بودم به اسم خود نویسنده های مقاله ها ٬ نوشته های زیباشون رو در اینجا درج میکنم . مقاله اول که در واقع یه کامنت زیبا بوده از "ساناز" عزیز :
سلام...سلام... وهزاران سلام به عزيزترينم... به طلاي خوبم
قبل از هر چيز تولد جاني عزيزم رو(هرچند دير) به تو و همه ي دپي هاي عزيز به طور مخصوص تبريك ميگم...ايده ي كتابچه فوق العاده جالب و خاص بود.دوست عزيز نمي دونم چه طوري و با چه زباني بايد پاسخ زحماتت رو داد.من مي خوام در اينجا رسما از تو و همه ي بچه هايي كه عاشقانه و بي ريا و با دلاي پاك واحساسات كم نظير و فوق العاده شون براي اين بزرگ مرد مي نويسن تشكر كنم و بگم همتون رو دوست دارم. ميدوني ۹ ژوئن خيلي دلم گرفت ، حس غريبي داشتم ، نه خوشحال بودم نه غمگين يه جور افسردگي بهم دست داده بود، يه جورايي به جاني احساس نزديكي وپيوند روحي مي كردم احساسي فراتر از احساسات هميشگي ام به اين بزرگ مرد...البته به اتفاق بچه ها يه جشن كوچولو براش گرفتيم اما من واقعا نميدونستم چي تو قلبم مي گذره... شايد خيلي بچه گانه باشه ولي از صميم قلب دوست داشتم همگي روز تولد اين فرشته ي زميني كنارش بوديم، همه...من...تو...شيما، ماريا، نيلو، مرسده، باران، ماهور وهمه و همه ي عاشقاش و فقط نگاهش مي كرديم...همين و بس!

واقعا كاش كساني كه اين امكان براشون وجود داره كه جاني رو ببينند و باهاش در ارتباط باشند قدر اين لحظات رو بدونن...! احساسي عجيب، آرزويي محال و رويايي درد ناك بود... اين اولين باري بود كه روز تولدش چنين حسي داشتم، سالهاي پيش كه براش ايميل مي گذاشتم و كمي آروم مي شدم ولي امسال فرق مي كرد، حسي داشتم كه حتي دادن ايميل هم ارضام نميكرد...نميدونم چطوري اون روز رو به شب رسوندم... تك تك لحظات تلخشو به ياد دارم. مي دوني كريس دبرگ يه آهنگ داره به نام ( در چشمانت) كه احتمالا شنيدي، من هروقت اون آهنگو گوش مي دم به ياد جاني مي افتم، اگه اون روز اون آهنگ نبود من دق مي كردم... ولي امروز با ديدن ايده ت آروم شدم طلا... آررومه آروم... خوب ميدونم كه سال بعد ديگه چنين حسي نخواهم داشت...!
ممنونم ساناز جون ! از خوندن نوشته هات واقعا لذت بردم عزیزم . خوشحالم که از پروژه تولد خوشت اومده و امیدوارم بهترین Fan Art در دنیا رو برای جانی آماده کنیم.
نوشته ی دوم مربوط به " سارا " ی عزیز هست که به ایمیلم فرستاده بود برای درج در وبلاگ به نام خودش :
در درس تاریخ توی مدرسه و همینطور در طول تاریخ زندگیمون می خونیم و یاد میگیریم که آدمایی وجود دارن که به خاطر مسایل مختلفی شناخته شده و معروف میشن . بعضیا به خاطر مسایل سیاسی٬بعضی به خاطر کشفیات و اختراعاتشون و به خاطر خیلی چیزای دیگه. هنر هم از این مقوله جدا نیست.
در این زمینه هم انسانهای بزرگی فعالیت میکند ٬ خیلی از اونا حتی برای عموم مردم ناشناخته می مونند در حالی که همونها کسانی هستند که به زندگی دیگران خوشی میبخشند. در این میان اسامی هستند که میدرخشند . اینطور آدمها کسانی هستند که نامشان بدون توجه به اینکه شما کجا زندگی میکنید ٬ از چه گروه سنی و کدام جنسیت هستید و به چه زبانی صحبت میکنید٬ چشمان شما را مجذوب میسازد. الویس٬ بیتل ها ٬ مریلین مونرو ٬ آل پاچینو و جانی دپ ! اینها کلماتی هستند که بعد زمان را طی میکنند و در تمام نسل ها به یک اندازه محبوبیت دارند . اینها چه کرده اند که دیگران قادر به انجامش نبودند؟ شاید جواب واضحی برای این سوال نداشته باشیم . چه چیزی باعث میشه که یک نفر در مقابل بقیه بدرخشد؟ در این اشخاص چه جاذبه ای نهفته است که ما را به خود جذب میکند؟
از موقعی که وارد دنیای مجازی شدم انگار دنیایی رو کشف کردم که تا آن لحظه از وجودش بی اطلاع بودم . و جانی تنها دلیل من برای شناختن دوستانی مانند شما بود . از تهران تا اصفهان ٬ مشهد تا اهواز و شرق و غرب و شمال و جنوب . او دلیلی است که ما رو گرد هم آورده . مایی که شاید هیچگاه همدیگه رو رو دز رو ملاقات نکنیم ولی میدونیم که دلمون همه با هم برای یک موجود می تپد. "جانی" به منزله دری است که همه ما به یک شکل از آن رد میشیم تا به هدفی واحد برسیم. فقط عشقمون به او نیست که با هم تقسیم می کنیم بلکه مشکلات ٬ ناراحتی ها٬ شادی ها و خلاقیتهایمان را هم . ما با هم درتماسیم ٬ به هم نامه مینویسیم ٬ ایمیل میزنیم ٬ کامنت میدهیم ٬ با هم حرف میرنیم ٬ تبادل نظر و عقیده می کنیم ٬ میخندیم و گریه میکنیم و همه اینها تنها به خاطر یک فرد مشترک در بین همه ی ماست ٬ " جانی " ! جانی عاملی است که قلبهای همه ی ما را به هم نزدیک کرده . در دنیایی که همیشه خودمون رو تنها حس میکنیم و از این حس تنهایی ست که میهراسیم ٬ میتونیم اطمینان داشته باشیم که کسانی هستند که درد و نگرانی مشترکی با ما دارند. دوستانی که وقتی برای مدتی ناپدید میشیم دلشون برامون تنگ میشه و نگرانمون میشن و کسانی که وقتی ما ناراحتیم برامون اشک میریزند.

الان که نزدیک به یک سال از تاسیس این وبلاگ میگذره و من همیشه مطالب وبلاگ جانی دپ و نظرات بچه ها و دوستانم رو خوندم و گاهی خودم نظراتم رو بیان کردم میخوام بگم که خوشحام از اینکه دوستانی مثل شما از گوشه و کنار ایران و حتی کی میدونه شاید گوشه و کنار دنیا پیدا کردم که همه مون با هم یک عشق مشترک داریم . از بعضی از مطالب وبلاگ واقعا متاثر شدم ( مثل وقتی که خوندم دختر جانی شدیدا مریض بوده ) و بعضی مطالب واقعا باعث افتخار من شد ( مثل موقعی که اعلام شد جانی نامزد اسکار شده ) با بعضی مطالب واقعا سورپریز و خوشحال شدم ( مثل وقتی که تمام ترانه های سویینی تاد رو با متن و ترجمه شون توی وبلاگ دیدم و خوندم ) با بعضیهاشون اشک ریختم و با بعضی لبخند بر لبانم نشست.
ممکنه جانی عاملی باشه که ما رو به هم وصل کرده ولی تنها عاملی که باعث شادی من میشه اینه که این همه دوست همفکر رو شناختم . کسانی که شاید حتی اسم شونو ندونم و یا آی دی شونو فقط در حدی گذرا دیده باشم ٬ شاید هیچوقت هیچکدومتونو نبینم ولی باید حرفهایی رو که توی قلبم نسبت به شما هست بیان کنم و اون اینکه خوشحالم که شما عزیزان در قلب من جای گرفتید. برای همه کارهایی که میکنید و مطالبی که مینویسید ازتون ممنونم . بنابراین هیچکس در این دنیا نیست که بتونه منو قانع کنه که جانی نتونسته به تنهایی دنیا رو تغییر بده.
آیا جانی این چیزها رو میدونه؟ میدونه که چه روابطی رو بدون ابنکه خودش دخالت خاصی در اون داشته باشه ایجاد کرده؟ میدونه که جرقه های دوستی و علاقه رو بین کوچک و بزرگ دور و نزدیک به خاطر وجودش ایجاد کرده؟ آیا جانی ما حتی فکرش رو هم میکنه که چه تاثیری بر میلیونها انسان در سراسر دنیا داره؟ و اینها فقط به خاطرش نقشهایش ٬ یا ترانه ای که میخونه یا زخمه ای که به گیتارش میزنه نیست ٬ بلکه فقط و فقط به خاطر خودشه ٬ ... آنچه که در درونش میگذره ٬ شخصیت وجودیش. به این خاطر که او خودش را از ما میداند ٬ مردی ساده و بی آلایش . بی هیچ تفاوتی با من و تو . ولی وقتی زندگی به پایان برسد و وقت حساب و کتاب آخر به میان بیاید ٬ برای شمارش خوبیهایت ٬ آقای دپ عزیز من ٬ کفه های ترازوی نیکی کافی نخواهد بود . چون تو قلبهای بیشماری را به دست آورده ای و دلهای ناشناسی را نوازش کرده ای. برای کسی مثل تو ٬ هیچ حد و مرزی شناخته نیست ... چون تو " جانی دپ " هستی!
سارا ی عزیز ! از تو هم واقعا ممنون . متن بسیار زیبا و با احساسی بود . همونطور که سارا جون گفتن وبلاگ ما داره یک ساله میشه . البته ۱۹ تیر . که انشاله اون روز جشن خودمونو میگیریم . همه تونو دوست دارم ![]()
می بینم که امتحانای همه تون تموم شده و خوشحالین
حالا که انقدر خوشحالین منم میرم سراغ چند تا خبر که خوشحالتر بشین
گرجه این خبر یه مقدار بوی کهنگی میده چون توی وبلاگهای دیگه زودتر از من اعلام کردن ( به علت تنبلی من در آپ کردن وبلاگ ) ولی خوب ارزششو داره که بدونین در این نظر سنجی جانی دپ تونست دنیل کرگ ٬ شان کانری و ارلاندو بلوم را پشت سر بذاره و بشه نفر اول !

این نظر سنجی بین ۳۰۰۰ نفر برگزار شد که میانگین سنی ۷ سال به بالا رو داشتند. و خبر بعدی اینکه ...
بله ! صاحب رستوران "کینکید " در ویسکانسین به افتخار جانی دپ اسم ساندویچ مخصوص فرانسوی این رستوران را به "ساندویچ فرانسوی دپ" تغییر داد.
این ساندویچ مخصوص که عکسش رو ملاحظه میکنین ٬ به قیمت ۱۳ دلار سرو میشه و از گوشت دنده ی تازه که با مقداری نمک کباب شده٬ پنیر چدار ویسکانسین ٬ پیاز ترشی ٬ مقداری سبزی تازه و سس هزار جزیره دلپذیز !!! تشکیل شده ( به نظر خوشمزه میاد )

صاحب این رستوران از اینکه جانی دپ در اواسط فیلمبرداری سری هم به مغازه او زده بسیار راضی به نظر میرسه و گفته که حتی جانی به صندوق اعانه ای که این رستوران برای بچه های بی بضاعت جمع میکنه کمک مالی کرده و بچه ها جای مخصوصی در قلب جانی دارند.
بهتون نگفتم قضیه عروسی دوباره سرکاریه؟ بازم رفتیم سر کار! چون مشاور مستقیم جانی دپ گفته که هیچ مراسم عروسی در کار نیست.

بردلی ادر ٬ متصدی بار در کلوب کالدرون در مرکز شهر میلواکیه . از چند وقت پیش که فیلمبرداری " دشمنان مردم " در اطراف این کلوب شروع شد کلی آدم رفت و آمد میکنن تا بلکه بتونن یه نگاهی به جانی دپ بندازن.
یکی از همین روزا ادر موفق شد که جانی دپ رو ملاقات کنه ٬ باهاش حرف بزنه و در مورد مسایل هالیوود اطلاعات کسب کنه.
مجله ی " آن میلواکی " ۵ تا سوال از بردلی پرسیده که توجهتونو به این سوالها و جوابهاشون جلب میکنم.
۱. تو موفق به دیدار کسی شدی که همه ی خانمهای میلواکی برای دیدنش می میرن! جانی دپ! بهمون بگو که چطور این اتفاق افتاد؟
من با یکی از عوامل صحنه و لباس این فیلم دوست هستم . یه روز بهش گفتم که میتونیم به دیدن آثار دیدنی و همینطور خوردن عذا یا نوشیدنی بریم! و با هم رفتیم بیرون. بعدش به گردش رفتیم و دارت بازی کردیم . دوستم خیلی شگفتزده شده بود که بازی دارت من انقدر خوبه و حتی منو برای دیدن فیلمبرداری به صحنه دعوت کرد. بعدش با هم سر صحنه رفتیم و اون منو به عوامل پشت صحنه معرفی کرد.
بعدش روی یه صندلی تاشو زیر سایه نشستیم و آب معدنی خوردیم و کلی در مورد میلواکی و استرالیا و بقیه جاهای دیدنی دنیا صحبت کردیم .
بعدش رفتیم سراغ مایکل مان و باهاش چاق سلامتی کردیم و به بقیه هنرپیشه ها هم معرفی شدم . بهو جا خوردم . در فاصله ی ۲ متری از جانی دپ قرار داشتم . مایکل مان شروع کرد به صحبت کردن با جانی و اینکه برای گریم آماده بشه و بعدش من و دوستم رو بهش معرفی کرد.
تمام مدت سعی میکردم که چشمام طوری نباشه که انگار دارم بدون مژه زدن زل زل بهش نیگا میکنم و سعی کردم خودمو بی تفاوت نشون بدم ولی مگه می شد؟ !!! ....
۲. آیا جانی از اون چیزی که در تصور تو بود قد کوتاهتر یا بلندتر بود؟ میدونی که در فیلمبرداری آدما بلندتر به نظر میان. چند ساله به نظر میومد؟
خوب راستش اولش اصلا به ظاهرش دقت نکردم. اولین فکرم این بود که آیا پیرهنمو که عکس خودشو روش داشت امضا میکنه؟
بعد که یواش یواش به خوش دقت کردم ٬ دیدم که یه دندونشو کشیده بود. چون جان دیلینگر هم یه دندون نداشته .
بعدش احساس کردم که پیر شده ٬ شاید به خاطر موهاش بود که کوتاه کرده ٬ یا شایدمبه خاطر گریمش.
در مورد قدش هم باید بگم که زیاد کوتاه به نظر نمیومد٬ سنش به خاطر گریم و دندونهاش بیشتر از ۴۵ به نظر میومد ( من یه روز قبل از تولدش دیدمش )
وقتی به چند تا دختر نوجوون که به کلوب ما اومده بودن گفتم که جانی دپ پیر بود ٬ در حالی که دستاشونو به کمرشون زده بود گفتن : " در مورد جانی من اینطوری حرف نزن ! " ولی خوب حقیقت تلخه !

۳. جک اسپرو که صداش نکردی ٬ کردی؟
من فقط اون لبخند احمقانه رو روی صورتم حس میکردم که هرکسی ممکنه موقعی که یه آدم مشهور میبینه داشته باشه و فقط سر تکون میدادم و لبخند میزدم.
۴. آیا جانی در کلوب شما شام خورد؟ پشت صحنه در چه حال بود؟
ظاهرا جانی زیاد در بند ظاهر نیست واسه همین بعد از فیلمبرداری دیدم که با دوستاش با یه سواری معمولی راه افتادن و رفتن به یه مک دونالد یا همچین جایی. نه لیموزینی در کار بود و نه حتی یه رنج روور .
چند تا از عوامل پشت صحنه به کلوب ما اومدن . بعد از غذا دسر و شامپاین مخصوص براشون سرو کردیم ولی مشروب نخوردن چون معمولا عوامل سر کار مشروب نمیخورن .
۵. در آخر هر صحبتی که داری بگو!
بدون شک بهترین لحظات همون موقع بود که جانی دپ رو دیدم . و همینطور بعدش . چون الان همه خیلی منو تحویل میگیرن و میخوان در مورد اون صحنه ها صحبت کنم.
دوربین ها ٬ میکروفونها و جیزای دیگه همه جا بودند. جانی و دو تا دوست بانکزنش وارد بانک شدند و یکیشون نگهبان بانک رو زد و بعدش جانی به مدیر بانک گفت که هر چی پول داره رو کنه . بعد اسلحه ش رو به طرف میزی نشونه میگیره که دو تا تحویلدار بانک ٬ چند تا مشتری و مغاون بانک دورش یه جلسه دارن و بعد یکی داد میزنه : " کات ! " و بعد همه آروم آروم شروع میکنن به حرف زدن!
خلاصه بعد از گرفتن چند صحنه دیگه احساس میکردیم که قلبمون داره از دهنمون میزنه بیرون. اینه که خودمونو به محوطه باز رسوندیم توی چمن ها دراز کشیدیم و آخرش هم برگشتیم خونه مون. راستش از اون روزهایی بود که میشه در موردش گفت " یه روز خوب "!



بچه های عزیزم ! ممنونم که به یاد جانی بودین و تولدش رو صمیمانه تبریک گفتین. حیف که جانی امسال نمیتونه این احساسات قشنگ شما رو بخونه . ولی شاید بشه برای سال دیگه کاری کرد که دستخط ها ٬ نوشته ها و کارتهای تبریک شما به دست خود خود خود جانی برسه . میپرسین چجوری ؟ حالا بهتون میگم ...
راستش در مورد تولد جانی و اینکه همه ما دلمون میخواد جوری بهش تبریک بگیم که متوجه بشه به فکرش هستیم - و کی میدونه شاید جوابمونو هم بده - من یه فکری کردم . البته برای امسال که جانی ۴۵ ساله شد و تولدش گذشت یه کم دیره ولی این پروژه که من ازش صحبت میکنم برای تولد سال دیگه ی جانیه. قضیه از این قراره که من دارم از کارهای هنری و یا نامه های دستنوشت بچه هایی که طرفدار جانی دپ هستن و میخوان برای تولدش هدیه ای فراهم کنن که به دستش برسه و احساساتشونو توی اون کار هنری یا نامه بیان کنن کتابی تهیه میکنم . همه ی دوستداران و طرفداران جانی از جمله شما دوستان عزیزم میتونین هر چیزی رو که میخواین بفرستین ولی فقط کارهای تصویری و فقط از طریق ایمیل . میتونین attach کنین یا وی سایتی آپلود کنین و آدرسشو به من بدین. میتونین کارهای گرافیکی خودتونو بفرستین ٬ نقاشی ٬ کارت تبریک یا حتی نامه ی به دستخط خودتون بنویسین و اونو اسکن کنین . من همه ی چیزهایی رو که شما به ایمیل من می فرستید روی ورقه هایی با جنس عالی پرینت میکنم و از اونها کتابچه ای تهیه میکنم . حالا حدس بزنین این کتابچه به دست کی قراره برسه !! بله ! به دست خود خود خود جانی !! چون این کتابچه رو دو هفته قبل از تولد جانی عزیز به آدرس کمپانی Infinitium Nihil که کمپانی اختصاصی فیلمسازی جانی هست و یا به آدرس Fan Mail جانی که مخصوص نامه های هوادارانشه میفرستم . به این ترتیب برای اولین بار جانی از طرف تمام طرفدارانش در ایران کتابچه ی خوشگلی خواهد داشت پر از احساسات پاک و صمیمانه .
بچه های عزیزم ! شما تا ۱ ماه قبل از تولد سال آینده جانی - یعنی ۱۵ اردیبهشت ۸۸ - وقت خواهید داشت که هر چی میخواین توی این کتابچه با نام و اطلاعات خودتون چاپ و برای جانی فرستاده بشه به آدرس من bonny_sparrow@yahoo.com ارسال کنید. و من مطمئنم که جانی به این FanBook های طرفدارانش شخصا جواب میده.
امیدوارم بتونیم با هم بهترین FanBook رو برای جانی ایجاد کنیم . چون تا جایی که من میدونم امسال از کشورهای دیگه هم کتابهایی با همین مضمون برای جانی فرستاده شده . پس از الان به فکر باشید.
در ضمن یه نسخه pdf از این کتاب برای تک تک شرکت کنندگان در این طرح فرستاده خواهد شد
در ضمن من نمیدونم اون شخصی که به نام Johnny Depp برای پست ایندفعه کامنت گذاشته کیه . ولی مطمئنا جانی دپ واقعی نیست. البته توی کتابمون آدرس وبلاگ رو هم مینویسیم . شاید اینجوری خود جانی واقعا بیاد و کامنت بذاره. نه؟؟؟؟؟؟ ![]()
گفته بودم تا آخر امتحانها صبر میکنم واسه آپ کردن وبلاگ . ولی خوب من و جانی که امتحان نداریم واسه همین تصمیم گرفتم وسط امتحانها واسه اینکه انرژی طرفدارای جانی رو مضاعف کرده باشیم یه آپ بکنم.
البته یه چیزی هم بگم . اونم اینکه همونطور که میدونین آپهای مربوط به نقد و بررسی فیلمهای جانی هنوز تکمیل نشده و به احتمال زیاد از دفعه های آینده سعی میکنیم تا موقعی که خبرها همینطور کوتاه و مختصر از جبهه جنگ ( سر صحنه فیلمبرداری جانی ) میرسن به فیلمهای قبلیش بپردازیم تا آرشیومون کامل بشه. بنابراین هر فیلمی که مورد نظرتون هست و توی آرشیو نمی بینین پیشنهاد بدین.
حالا میریم سراغ خبرهای جدیدی که از جانی به دستمون رسیده:
مهمترین خبر اینکه :
جانی دپ دیشب در مراسم ام تی وی موفق شد در دو رشته ی بهترین بازیگر نقش کمدی- برای فیلم دزدان دریایی کاراییب ۳ - و بهترین بازیگر نقش منفی -برای فیلم سویینی تاد - برنده جایزه شود.
به گزارش سایت ام تی وی دیشب در این مراسم جانی دپ با حضورش بسیاری از مدعوین را هیجانزده و خوشحال کرد. او در حالی که بسیار خجالتی به نظر میرسید ( مثل همیشه !! ) روی صحنه رفت و ۲ جایزه خود را برای بهترین کمدین و بهترین نقش منفی دریافت کرد. جانی بعد از دریافت جایزه به عنوان بهترین کمدین گفت : " نمیدونم چجوری این اتفاق افتاد. از هر کسی که دلتون میخواد مبتونین بپرسین و بهتون میگن که من آدم شوخی نیستم . " ( با کلیک روی هر عکس در اندازه بزرگ ببینید)
بقیه برندگان این مراسم :
فیلمبرداری سر صحنه فیلم " دشمنان ملت " حدودا بین ساعات ۷-۸ بعد از ظهر آغاز میشه. جانی در روزهای پنجشنبه و جمعه فیلمبرداری داشت. گروه در حال فیلمبرداری صحنه های پایانی فیلم است. در حال حاضر گروه ۳ بلوک ساختمانی در کنار محل فیلمبرداری را در اختیار گرفته اند. جانی هفته پیش لوکیشن را ترک کرده و به تعطیلات یک هفته ای خود رفته بود و این باعث شد که فقط تعداد کمی از هواداران بتوانند با جانی دیدار داشته باشند. از این به بعد او ۱۴ ساعت فیلمبرداری در روز را در پیش رو خواهد داشت. ( برای دیدن تصاویر در اندازه بزرگتر روی آنها کلیک کنید)
گفته می شه که جانی دپ بعد از حضور در رستورانی در ویسکانسین به صاحب رستوران ۳۰۰۰ دلار انعام داد. نام این رستوران Flanagan's Wine Review اعلام شده است که جانی دپ به همراه ۹ نفر از دوستان و همکارانش در آنجا شام صرف کرده بود . صورتحساب غذای او و دوستانش ۵۱۲۰ دلار اعلام شد. ( البته شرمنده که این خبر شدیدا شبیه اخبار مطبوعات زرد شده )

این حرفو من نمیزنم . یعنی فقط من نمیگم . همه میگن. طبق نظر سنجی که تازگیها به عمل اومده و سوال اون این بوده که " دوست دارید چه کسی ماشین شما را بشوید؟! " در میان زنان موجود در لیست آنا کورنیکوا با ۲۷ درصد آرا توانست لقب Carwash Belle را از آن خود کند و بعد از او کریستینا آگوییلرا با ۲۳ درصد و اسکارلت یوهانسون با ۱۶ درصد قرار گرفتند.
در میان مردان موجو در لیست هم جانی دپ با کسب ۲۵ درصد از کل آرا لقب Carwash Hunk را از آن خود کرد که بعد از او جورج کلونی و ایوان مک گریگور و دیوید بکهام قرار گرفتند. حالا راستشو بگین شمام دلتون میخواد جانی ماشینتونو براتون بشوره؟
جانی دپ و تام کروز امسال اهداکننده جوایز ام تی وی خواهند بود. جانی برای اجرای نقش جک اسپرو به عنوان بهترین کمدین و برای ایفای نقش سویینی تاد به عنوان بهترین بازیگر نقش منفی نامزد جایزه ام تی وی نیز شده است.
دیگر نامهای معروف اهدا کننده جوایز ویل اسمیت ٬ چارلیز ترون ٬ سارا جسیکا پارکر ٬ بن استیلر ٬ رابرت داونی جونیور ٬ جک بلک ٬ لیندسی لوهان ٬ مارک والبرگ ٬ استیو کارل و آن هثوی خواهند بود.
آستین پاورز مجری برنامه است و پوسی کت دالز و کلد پلی نیز اجراهایی خواهند داشت. فیلم جونو در ۴ رشته نامزد دریافت جایزه و دزدان دریایی کاراییب ۳ در ۳ رشته نامزد شده اند.
بله . بالاخره دی وی دی سویینی تاد منتشر شد . البته نه با اون کیفیت و تجهیزاتی که ما از انقلاب و سی دی فروشیها و اینور و اونور گرفتیم . خودتون ملاحظه بفرمایید. ( با کلیک بر روی عکسها میتونید نمای بزرگتری از اون عکس رو ببینید)
اینم یه آلبوم از پشت صحنه و نقاشیه های تیم برتون و بقیه طراحان گروه برای ساخت سویینی تاد که داخل کاور دی وی دی قرار داده شده :
کتاب دنیل پی. دپ با نام " شهر بازندگان " توسط انتشارات سیمون و شوستر در بهار ۲۰۰۹ منتشر خواهد شد. این رمان در مورد هنرپیشه ای درجه یک در هالیوود است که توسط یکی از هوادارانش تهدید به مرگ می شود. او تصمیم میگیرد کارآگاهی خصوصی به نام دیوید اسپاندو را برای رسیدگی به مشکلش استخدام کند. البته امیدواریم که این داستان در حد یک افسانه باقی بمونه چون همونطور که میدونین برادر کوچکتر نویسنده - جانی - هم یک هنرپیشه درجه یک در هالیووده.

دنیل دپ فیلمنامه فیلم " شجاع " به کارگردانی و با یازی جانی دپ در سال ۱۹۹۷ را به همراه جانی بازنویسی کرده بود.
میبینم که همه مشغول امتحانات هستین و سرتون تقریبا گرمه . امیدوارم نتیجه کارتون در حد مطلوب باشه.
به خاطر همین توی این پست ترجیح دادم اخبار رو که زیاد هم طولانی نیست در حد سر فصلهای کوتاه بنویسم که وقتتون گرفته نشه.
فیلمبرداری " دشمنان ملت " همچنان ادامه دارد.


" اسپاتلایت تریبیوت " عکس جانی دپ را به همراه بیشتر بازیگران مشهور هالیوود به شکل کارتهای بازی به بازار عرضه کرده . پشت این کارتها اطلاعات و سوالاتی مربوط به بازیگر مذکور داده شده . نمونه کارتها رو میتونین اینجا مشاهده کنید.

و خبر آخر اینکه ٬ ونسا پارادی مدل جدید Parada شد.

خوب ٬ اینم از اخبار مصور . پس فعلا بای بای جانی تا بعد از امتحانات . BYE BYE ![]()

سلام
بعد از تشکر به خاطر لطف دوستان عزیزم ...
هنوز که آخر هفته نشده انقدر هولین . تازه عصر پنجشنبه س. به جمعه میگن آخر هفته .
احتمالا میدونین که جانی این روزا سرگرم همون فیلم دشمنان ملته - که قبل از عید فیلمبرداریش شروع شده بود - و داره کارشو به پیش میبره . که این قضیه بازار امضا گرفتنو در محل فیلمبرداری خیلی گرم کرده و شرط میبندم دخترا خودشو دارن میکشن.

ولی علاوه بر این قضیه ٬ مساله ای که خیلی مورد توجه دوباره طرفدارا قرار گرفته شایعه دوباره در مورد ازدواج جانی و ونسا پارادی هستش که دوباره توی سایتها و وبلاگها راه افتاده . از جمله توی سایت " دپ ایمپک " که با مقاله ای با عنوان " آیا زنگهای عروسی برای جانی دپ به صدا در خواهند آمد ؟ " سعی کرده این شایعه رو مورد بررسی قرار بده .
از قرار معلوم گفته شده که ونسا پارادی و جانی دپ تصمیم دارن در تاریخ ۹ سپتامبر ازدواج رسمی خودشونو جشن بگیرن .

شاید بدونین که در حال حاضر جانی و همسر و فرزندانش در ویلایی در جنوب فرانسه با نام " سن تروپه " زندگی میکنن که فقط ۲۴۰۰ نفر جمعیت داره . باید دید جانی دپ حاضره با عروسی پر سر و صداش پای کلی پاپاراتزی ( روزنامه نگار از نوع فضول ) و هلیکوپتر های خبری رو به این شهر باز کنه و سکوت و آرامش شهرشو به هم بریزه؟
به هر حال جانی قبلا هم گفته بود که : " گرچه حیفه که فامیلی قشنگ ونسا رو با جایگزینی فامیلی خودم خراب کنم ( اینم از اون حرفاس ! ) ولی اگه ونسا بخواد حاضرم در عرض جیک ثانیه مراسم و جشن ازدواجمونو برگزار کنم . "

حالا شما چی فکر میکنین . به نظرتون این شایعه به واقعیت میپیونده و یا دوباره همه مون سر کاریم . برای خودم شخصا کوچکترین اهمیتی نداره که جانی و ونسا پارادی ازدواج کنن یا نه و فکر میکنم جانی اگه بخواد جشن خاصی بگیره طوری اونو برگزار میکنه که مثلا فردا یا چند روز بعدش همه باخبر بشن و نتونن زیاد فضولی کنن.
جانی و همسرش رابطه خوبی با هم دارن و میشه گفت که در واقع زن و شوهر هستن و رابطه های بسیار بهتر از نصف بیشتر کسانی که یه تیکه کاغذ به عنوان سند ازدواج دستشونه دارن. پس اصولا لزوم خاصی نداره که حالا یه جشن الکی بگیرن ولی خوب اگه بگیرن که چه بهتر . اسباب سرگرمی ما رو برامون ایجاد میکنن.
خوب ٬ اینم یه پست جمع و جور بود واسه خالی نبودن عریضه . پستهای بعدی ایشاله مفصلتر ...
قبل از هر چیز پیشاپیش سال نو رو به همه تون تبریک میگم . امیدوارم سالی پر از شادی و سلامتی داشته باشین.
این پست آخرین پست سال ۸۶ خواهد بود و دیگه ایشاله اولین پست سال ۸۷ رو بعد از ۱۳ فروردین خواهیم داشت.
برای ایندفعه مطالبی رو در نظر گرفتم که فکر میکنم خوشتون بیاد. متن ترانه های سویینی تاد٬ به همراه ترجمه ٬ نقد و همینطور لینک دانلود بعضی از زیباترینهاش.
برای بعضی از دوستان که میپرسن کجا میتونن این فیلم رو با زیر نویس مناسب پیدا کنن یه چیزی رو می گم. راستش من موقعی به فکر ترجمه کردن ترانه های سویینی تاد افتادم که فیلم رو با زیر نویس فارسی و ترجمه واقعا بد و وحشتناک که تا حد زیادی ارزش فیلم رو از بین برده بود دیدم. فکر کردم بهتره برای کسانی که واقعا میخوان از این ترانه ها لذت ببرن این کار رو بکنم. در ضمن فکر نمی کنم این فیلم رو توی بازار با زیر نویس و ترجمه مناسب بتونین پیدا کنین. چون ۲-۳ تا نسخه شو که من دیدم متاسفانه واقعا ترجمه های مزخرفی داشتن. ( البته کسانی که فیلم رو دیده باشند از این نوشته ها مطمئنا لذت بیشتری خواهند برد ٬ ولی کسانی که فیلم رو ندیدند تشویق خواهند شد که به تماشای آن بنشینند.)
قبل از اینکه متن اصلی رو بخونید باید یه چیزایی رو تذکر بدم. اولا اون ترانه هایی که به صورت صوتی قابل دریافت هستند اسمشون به صورت لینک - قرمز رنگ - آورده شده که با کلیک روی اسمشون به صفحه جدیدی راهنمایی میشین و در اون صفحه کلمه download رو پیدا کنید و روی اون کلیک کنید تا بتونید روی کامپیوترتون save کنید. نکته دیگه اینکه برای جلوگیری از طولانی شدن پست ٬ متن و ترجمه رو به صورت لینک گذاشتم که با کلیک روی لینکها میتونید متن وترجمه اونو بخونید. فقط توضیحات هر قطعه رو میتونید به صورت مستقیم در همین صفحه بخونید.
لذت ببرید.

به عنوان موسیقی آغازین فیلم که بدون هیچ کلام ٬ پیش زمینه و یا صحنه خاصی از فیلم آغاز میشود. این قطعه تنها قطعه بدون کلام فیلم است. موزیکی که تناوبا از صدایی رعد آسا به نوایی آرام و غمگین تبدیل می شود. به نظر میرسد که استیفنسوندهایم از تمام گروه ارکستری که در اختیار داشته به نحو احسن استفاده کرده است. اگر به موسیقی بدون کلام علاقه دارید حتما به این قطعه ارزشمند گوش بسپارید . قطعه ای که نقاط فراز آن انسان را به هیجان آورده و فرودهای آن آرامش را به وجودش باز می گرداند.
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
گرچه صدای خوشایند و اندکی زیر " جیمی کمبل بوور " در این قطعه کاملا به نظر میاید ولی باید گفت که این ترانه در واقع به جانی دپ اختصاص یافته است. این ترانه هم به معرفی شخصیت سویینی تاد برای اولین بار و در عین حال عرض اندام صدای تقریبا آماتور جانی دپ پرداخته است. به همین خاطر است که تعداد بیشتری دیالوگ هم در آن به کار گرفته شده و از آن ترانه ای نیمه آهنگین ساخته ٬ که البته دپ به شایستگی از این آزمون بیرون آمده است. گفته میشود که محدودیتهایی آوایی او ٬ برای کسانی که به طور ملموس تر با موسیقی ارتباط دارند کاملا مشخص است. با وجود این محدودیتها اوج گرفتن و فرو افتادن صدای جانی دپ ٬ به نظر مناسب میرسد و کاملا با صدای آلات موسیقی به کار برده شده جور در آمده و حس جنون و خشم را منتقل میکند.
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
این ترانه اولین آهنگیه که ممکنه آدمو از هلنا بونهام کارتر نا امید کنه. قسمتهایی در این ترانه هست که باید اوج میگرفت ولی به جای آن کلمات پرش گرفته و جویده جویده بیان میشود. گرچه زیاد به نظر نمیاد. به هر حال موزیک طوری ساخته شده که بسیاری از این کم آوردن هنرپیشگان را جبران کند. از نکات مثبت این قطعه افزایش سرعت و سریع شدن ریتم خوانندگی است که باعث جذاب و انرژی بخش شدن ترانه میشود ولی در پایان ترانه هنگامی که سرعت کاهش پیدا میکند قدرت صدای هلنا بونهام کارتر به گوش آشنا میشود. به هر حال این قطعه را نمیتوان نستود و برای دریافتن نوع ذائقه سوندهایم٬ این نقطه خوبی برای شروع است.
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
گرچه این ترانه با دیالوگی تقریبا طولانی آغاز میشود ولی ارزش شنیدن رو داره. چون احتمالا یکی از بهترین کارهای هلنا بونهام کارتر در این فیلم است. به این علت که وقتی صحبت میکنه مقداری از لرزش صداش در هنگام آواز خواندن رو تحت الشعاع قرار میده و کلمات سنگینی بیشتری پیدا میکنند. جاهایی که جملات با شکوه تر و به اصطلاح قلمبه و سلمبه تر میشوند ٬ جایی است که صدای او در بهترین شرایط خود قرار میگیرد و کاملا مانند یک خواننده حرفه ای دیالوگهایش را میخواند. ولی نباید فراموش کرد که جانی دپ هم در این ترانه میخواند و فریاد " نه " که او برمیکشد ٬ به عنوان اوج این ترانه به حساب میاید و این جمله از او که : " اون مرد دیگه مرده! حالا من تاد هستم. سویینی تاد! ... همون کسی که انتقام خودشو میگیره." بنابراین اگه خیلی به این فیلم علاقه دارین و یا طرفدار جانی دپ هستید ٬ این قطعه براتون بسیار لذتبخش خواهد بود.
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
با شروعی آرام و وهم آلود٬ در این ترانه قدرت خوانندگی دپ به اوج خود میرسد. گرچه امکان سنجیدن این مساله که جانی دپ تا چه حد اجازه داده است که قریحه بازیگری اش به کمکش بیاید یا اجرای این قطعه نتیجه کار و تمرین بر روی صدایش بوده است٬ مشخص نیست . هر چه بوده نتیجه ٬ ترانه ای با لحن بسیار تلخ ٬ سرد و گرنده به دست داده و دپ که در پایان هر نت به صدایش خش خاصی داده توانسته حس افسردگی را هر چه بیشتر تداعی کند. بونهام کارتر به عنوان نقش مقابل او ٬ در این ترانه از صدای بهتری نسبت به دیگر ترانه ها برخوردار شده است. در این ترانه کاملا مشخص است که جانی دپ قبلا بیشتر روی موسیقی پاپ کار میکرده ولی کاملا موفق شده که به این مساله فایق آید و ترانه را به صورت اپرای راک ولی پر آب و تاب تر از آنچه از موسیقی راک انتظار میرود٬ ارائه دهد .
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
این قطعه سولو که توسط " جین ویسنر " در نقش جوآنا اجرا میشود ٬ از محبوبیت کمتری نسبت به دیگر ترانه ها برخوردار است. در ابتدا صدای محوی از آوای نسیم مانند به گوش میرسد٬ که موزیک را از ایتدا تا پایان همراهی میکنند. اتصال نتها بسیار باشکوه از کار در آمده و مهمتر اینکه احساس وابستگی آنها به صدای خواننده اصلا به نظر نمی آید. کلا نمیشه مطمئن بود که چطور سوندهایم " ویسنر " را از بین اون همه داوطلب انتخاب کرد ولی میشه مطمئن بود که او در این قطعه واقعا عالی کار کرده و درخشیده. باید توجه داشت که تمام بار اجرا به تنهایی بر دوش ویسنر بوده و در این قطعه اصلا دیالوگی هم وجود ندارد. بر عکس جانی دپ که بیشتر بار موسیقیایی را بر روی صدا و حرکات مخصوص بازیگری اش متمرکز میکند٬ ویسنر اجازه میدهد که بیشتر بار احساسی این نقش بر عهده موزیک باشد. نتیجه قطعه ای بسیار تاثیر گذار و زیبا به وجود آورده است.
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
گرچه این ترانه بسیار کوتاه است ولی حاوی حجم زیادی از اطلاعات بوده و به نظز می آید که فقط تعداد زیادی دیالوگ در قاب مقداری نت موسیقی قرار گرفته اند.

متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
این ترانه از قدرت کارگردانی جادویی تیم برتون کاملا برخوردار شده و آنرا بسیار تاثیرگذار کرده است. بعضیها معتقدند که برای نقش ملوان باید از صدایی بم تر استفاده می شد ولی کاملا مشخص است که انتخاب بازیگر کاملا درست بوده است چون در خواندن متن ما کاملا نوجوان بودن او را حس میکنیم. علاوه بر صدای خواننده ٬ این صدای شیپور ها و پرکاشن است که موج سرمایی را انگار در تمام بدن شما جاری میکند و ارزش این قطعه را حس میکنید. به طور خلاصه ٬ شنیدن این قطعه را از دست ندهید.
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
می توان گفت که در این ترانه بدون شک ٬ صدای " ادوارد سندرز " در نقش توبی از همه صداها بیشتر جلب توجه می کند. کار او در این قطعه و قطعات دیگر بدون نقص و عالی ست. ولی نمیتوان فراموش کرد که کیفیت هنری دیالوگ آهنگین دپ و بونهام کارتر در این قطعه ٬ انکار ناپذیر است. ترانه ای بامزه٬ با ریتم تند و بدون هیچگونه لحن غمگین . این ترانه به منزله تجدید قوای ذهنی برای شنونده است.
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
بعضیها اول ممکنه این قطعه رو یک نوع نوآوری تلقی کنند و این به خاطر وجود کمدینی مثل ساشا بارن کوهن در نقش سینیور پیرلی است ولی این گمان ٬ زحمات او را که قطعه ای عالی را به بهترین نحو اجرا میکند تحت الشعاع قرارنمی دهد. اولا٬ این آهنگ باید در عین ارائه یک موزیکال عالی٬ شکوه خود را نیز حفظ میکرد که بارن کوهن به خوبی از پس آن بر آمده است. او ترانه را به خوبی هدایت می کند٬ با طرز بیان مناسب خود لهجه کولی وارش را به نمایش می گذارد و حتی صدای زیر مبهوت کننده ای در انتها به آن می افزاید. قبل شروع این قطعه ٬ مدت نسبتا زیادی سکوت وجود دارد و هیچگونه موزیکی پخش نمی شود و به همین خاطر شاید برای گوش دادن در iPod یا توی ماشین مناسبتی نداشته باشد . به طور خلاصه ٬ ممکنه که این قطعه اثر خارق العاده ی دراماتیکی بر ذهن شما نگذاره ولی مطمئن باشید که در آخر لبخند رو بر لبتان شکوفا خواهد کرد.

متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
در این ترانه قدرت مطلق متعلق به هلنا بونهام کارتر است. او در این قطعه واقعا از حداکثر توان صدایش بهره میگیرد و جملات را با تانی و با قدرت و تفکر و هماهنگ یکامل با ملودی بیان می کند. گرچه جانی دپ هم در این ترانه به عنوان خواننده وجود دارد٬ ولی در واقع او شنونده ای بیش نیست که این وسط جمله هایی را هم بیان می کند.
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
این ترانه با دیالوگی که بین قاضی تروپین و مستخدمش بیان میشود آغاز شده و او از علاقه اش به جوآنا تعریف می کند. با اینکه آلن ریکمن( قاضی تروپین ) هم به عنوان خواننده در این قطعه سهیم است ولی میشود گفت که اصلا نمی خواند و کار اصلی بر دوش تیموتی اسپال ( مستخدم )است که کار قابل قبولی رو هم ارائه می دهد. چون این قطعه فقط ۲۳: ۱ دقیقه طول می کشد و فقط شامل خواندن شخصیتهای منفی داستان است٬ ممکن است دارای جذابیت زیادی نباشد.
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
ممکن است این ترانه به عنوان یکی از بهترین ترانه های این موزیکال مطرح شود. این ترانه با شروعی خشن که آرام آرام به نرمی میگراید ٬ زوج دپ و ریکمن را می سازد که جادوی موزیکال در اختیار شنونده قرار میدهند. گرچه جانی دپ در مواقعی هنوز کاملا قادر به کنترل صدایش نیست٬ ولی انقدر حرفه ای و جا افتاده هست که در جاهای مناسب از لهجه لندنی و همان حقه هایی که در مورد قطعه " دوستان من " استفاده کرد ٬ سود ببرد ٬ تا چیزی فوق العاده به وجود آورد. و وجود ریکمن را هم نباید از یاد برد. کسی که دپ را همراهی کرده و به شخصیت او کمک میکند تا شنونده به طور کامل با او احساس همدردی نماید. و در آخر همسرایی آنها بیشتر به فوران احساسات عمیق مشترکشان می ماند تا نتیجه تمرینی طولانی باشد.

متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
خشم در این ترانه به خوبی احساس میشود. و دپ دوباره از قدرت هنرپیشگی اش بیشتر از موسیقی سود جسته است. و باید گفت که صدای آرام بونهام کارتر به خوبی به کار گرفته شده است. طوری که احساس میشود تحت تاثیر قدرت خشم دپ قرار گرفته است. با استفاده از برخی جملات ترانه های " هیچ کجا همانند لندن نیست " ٬ " جوآنا " و استعداد بسیاری که در این قطعه به کار رفته اثری فوق العاده خلق شده است.
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
این ترانه بعد از پایان یافتن ترانه قبلی آغاز میشود و آرام آرام اوج می گیرد. بونهام کارتر و دپ در این ترانه نیز به خوبی با هم کار میکنند. اوج و فرود صدای آنها و نحوه بازی با کلمات مناسب از کار درامده است. ممکن بود که با محدود شدن فضای جولان دوربین و نوع تدوین ٬ این ترانه نیز به سرنوشت " بدترین کلوچه های لندن " دچار شود که خوشبختانه این اتفاق نیفتاد.
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
در این ترانه دپ به بوور ملحق می شود و بیشترین بار موسیقیایی فیلم را بر صدایش تحمل می کند. و با ورود زن گدا که عبارات “City on fire!” و “Mischief! Mischief!” را تکرار می کند ٬ به نبوغ موسیقیایی سوندهایم پی می بریم. اگر تمایل به اثبات این نکته به دیگران و همینطور به خودتان دارید که جانی دپ هم قادر به خواندن هست این قطعه را گوش کنید. هیچ مشکلی در خواندن او دراین قطعه مشاهده نمی شود٬ او نتها را به خوبی گرفته و به طوری باشکوه صدایش را با آنها همراه می کند. کارش بسیار عالیست.
متن و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
یکی از قطعات دیگر با ریتم تند که در آن صدای زنگدار ادوارد سندرز ( توبی ) را در ابتدا میشنویم و سپس به صدای بونهام کارتر میرسیم که گرچه در بعضی قسمتها ناخواسته به زیر بودن می گراید ولی این مشکل جلب نظر نمی کند و قطعه نسبتا خوبی به دست میدهد.
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
این ترانه مطمئنا مدیون تصاویر زیبای پس زمینه آن است. درست حدس زدید٬ متاسفانه ترانه ی خوبی از کار در نیامده . گرچه صدای جانی دپ کمی به نجات ترانه کمک رسانده ولی باز هم نتوانسته ضعف بونهام کارتر را جبران کند. در سایتهای دانلود تراک ٬ این ترانه از طرفداران زیادی برخوردار است ولی همانطور که گفته شد این را فقط و فقط مدیون کارگردانی تیم برتون است و بس.
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
ادوارد سندرز ( توبی ) در این ترانه تمام قدرت صدای خود را به کار گرفته و نتیجه این شده که این ترانه را شاید بتوان به عنوان مجذوب کننده ترین قطعه کل فیلم در نظر گرفت. اجرا با قدرت تمام و به بهترین وجه ممکن انجام شده است و نباید فراموش کرد که قسمتهایی از ترانه برای چند دیالوگ و آرام کردن بچه توسط بونهام کارتر قطع می شود و صدای آرام او به خوبی در کنار صدای زنگدار سندرز جای گرفته است. این آهنگ به درد عاشقهای دلسوخته و شیدا میخوره.
متن ترانه و ترجمه آنرا را در اینجا بخوانید.
همانطور که در تمام فیلمهای موزیکال کلاسیک دیده می شود ٬ دپ در فلاش بکهایی میتونه تمام حقایق رو در کنار هم قرار بدهد و به نتیجه پایانی برسد و کار سوندهایم هم در این لحظات پایانی عالی ست. این قطعه طولانی و پر از دیالوگهای متناوب است و در آن از ملودیها و جملات قطعاتی مانند " دوستان من " ٬ " تجلی " ٬ " موجود بیچاره " ٬ " کنار دریا " و " هیچ کجا همانند لندن نیست" و بیش از همه " زنان زیبا " استفاده شده است. نکات درخشان زیادی در این قطعه وجود دارد که شاید بهترین آن خواندن دو صدایی دپ و بونهام کارتر باشد ٬ جایی که صدایشان آرام آرام اوج میگیرد و به پایانی خونین و شوک برانگیز منجر می شود. طرفداران این فیلم احتمالا این قطعه را به عنوان دومین یا سومین ترانه مورد علاقه شان مطرح می کنند. در این قطعه نه تنها از همه شخصیتهای موجود در داستان حرفی به میان می آید ٬ بلکه تمام احساساتی را نیز که از ابتدای فیلم به بیننده دست داده ٬ از شادی دیوانه وار گرفته تا عشق آتشین و خشم وحشی را دوباره احساس میکنیم.
این فیلم را میتوانید در اینجا خریداری کنید.
برای این پست چند تا خبر جدید براتون در نظر گرفتم تا پست بعدی مخصوص نوروز رو داشته باشیم.
اولا ٬ به پیشنهاد یکی از دوستان رفتم وبلاگمو ارزشیابی کردم . فکر میکردم الان دستگاهشون یه فحشی چیزی بهمون میده ولی یهو گفت که وبلاگم ۱۸۶۲۹ دلار و ۸۲ سنت می ارزه . یعنی اگه بخوام بفروشمش کلی پول گیرم میاد ؟!!
منم که خیلی ذوق کرده بودم و چون مطمئن بودم که هیشکی نمیاد ازم بخرش و کار دیگه ای هم از دستم بر نمیومد٬
لینکشو کوبیدم پایین وبلاگم .
اما قبل از اینکه یادم بره لیست فیلمهای آینده جانی رو که ستاره جون خواسته بودن براتون مینویسم.
فیلمهایی که به طور رسمی اعلام شدند :
شانتارام (۲۰۰۹) - دشمنان مردم ( ۲۰۰۹ ) - خاطرات عجیب ( ۲۰۰۹ )
فیلمهایی که هنوز به طور رسمی در مورد ساختشون توافق نشده ولی مطرح شدند:
دزدان دریایی ۴ - Cin City 3 - توهمات دکتر پارناسوس
جانی دپ در نقش سالوادور دالی
جانی در حال جستجو برای پیدا کردن فیلمنامه نویسانی برای فیلم جدید خود با نام Dali که در آن نقش سالوادور دالی نقاش سوررئال را ایفا خواهد کرد ٬ میباشد. منابع اطلاع داده اند که او مایل به همکاری با هر فیلمنامه نویسی که قادر به رعایت حقایق تاریخی باشد ٬ هست. دالی به خاطر نبوغ تکنیکی و فن نمایشگری معروف است.
جانی دپ در شیکاگو
جانی دپ برای آمادگی بازی در نقش جان دیلینگر در شیکاگو به سر میبرد. جانی دپ و مایکل مان به مزرعه جف برادرزاده جان دیلینگر در مورسویل رفتند. دپ به جف دیلینگر گفت که قصد دارد در حین فیلمبرداری به تمام زوایای زندگی عموی او وقوف پیدا کند. آنها ۴ ساعت در مزرعه گشتند و صحبت و فیلمبرداری کردند.

جف دیلینگر گفت که جانی دپ و مایکل مان هر دو اطلاعات کاملی در مورد عموی او داشته و هر دو بسیار قابل اعتماد و فروتن بودند. فیلمبرداری در بهار آغاز خواهد شد ولی هنوز مشخص نیست که در همین مزرعه پروژه شروع شود یا خیر . بیشتر صحنه ها در شیکاگو و ران پوینت خواهد بود.
به جانی دپ رای دهید
خوب ٬ اینم یه رای گیری برای طرفدارای پر و پا قرص جانی دپ. قضیه از این قراره که جانی دپ برای فیلم دزدان دریایی کاراییب ۳ کاندیدای انتخاب بهترین هنرپیشه و بهترین فیلم از نقطه نظر نوجوانان شده. این جایزه از جوایز مورد علاقه جانی دپه که چند سال پیش هم یک بار موفق شد اونو به دست بیاره. برای رای دادن به جانی اینجا کلیک کنید. وقتی به صفحه اصلی رسیدید روی Vote کلیک کنید. برای کسانی که اینترنت پرسرعت ندارند به خاطر فلش بودن صفحه یه مقدار طول میکشه. در ضمن میتونین به هنرپیشه زن مورد علاقه - برنامه تلویزیونی مورد علاقه ٬ خواننده مورد علاقه و خیلی چیزای دیگه مورد علاقه تون هم رای بدین. نتیجه ۲۹ مارچ اعلام میشه. بهتون میگم که جانی برنده شد یا نه. ( احتمالا میشه)
اینجا میتونین مراسم دفعه قبلو که جانی برنده شده بود ببینین. بعد از اینکه بهش جایزه دادن واسه اینکه زیاد خوش به حالش نشه ( یا شاید برای اینکه آقای بوگندو رو مجبور کنن بره حموم ) یه ماده لزج سبز رنگ ریختن روی سرش !!

و این بلایی که میبینین سرش اومد!! ولی با اینحال خیلی هم خوشحال و راضی به نظر میرسه.

حالتون چطوره؟ بعد از حالگیری اسکار حتما - به قول شیما - همه تون دوران نقاهت بعد از اسکار رو میگذرونین. ولی زیاد ناراحت نباشین. یه مصاحبه براتون ترجمه کردم - با عکسهای خوشگل - که حالشو ببرین. این مصاحبه به سبک مصاحبه هاییه که یه جمله نیمه تموم به طرف مورد مصاحبه میدن و اون نظرشو در موردش بیان میکنه. پس این شما و اینم مصاحبه مجله اسکوآیر با جانی دپ.

یه روز یه نفر به من گفت که همسرشو برای دیدن دزدان دریایی کاراییب به سینما برده. زنش از نوعی بیماری فراموشی رنج میبرده که دقیقا اسمشو به خاطر نمیارم. اوتیسم نبود. خدایا اسمش چی بود؟! همون بیماریه که یه فیلمی درباره ش ساختن. همونی که هی آدم فراموشی میگیره و حتی آشناهاشم به یادش نمی مونن. به هر حال٬ داشتن این فیلمو تماشا میکردن که وقتی کاپیتان جک اسپرو به روی صحنه میاد خانومه شروع میکنه به خندیدن. شوهرش بهم گفت که سالها بوده که زنش اونطوری نخندیده بوده. واسه همین شوهرش تصمیم میگیره که پیاپی ببرش سینما تا این فیلمو ببینه . طوری شده بوده که هر دفعه توی سینما کلی میخندیدن. اینجوریاس دیگه!!
مادرم بهم خیلی چیزا یاد داده مثلا اولین چیزی که به ذهنم میاد اینه که : هیچوقت از هیشکی چیزی رو به دل نگیر. وقتی بچه بودم همیشه در حال نقل مکان بودیم. همیشه دوست پیدا کردن توی این جاهای جدید مشکله و بعضیا هم آدمو اذیت میکنن. برای همین مامانم میگفت که بهتره این مسایل رو به دل نگیریم. حرفی کاملا درست و منطقی.
زندگی من زندگی منه. و این طرز زندگی رو فقط و فقط مدیون تیم برتون هستم.
تیم برتون در چند جمله : وقتی سر صحنه چارلی و کارخانه شکلات بودیم و به سختی کار میکردیم و کار میکردیم و کار میکردیم . همه چی عالی و خوب بود. یکی از بچه ها اومد و بهم گفت : " هلنا همین الان تلفن زد. گفت وقتی سرت خلوت شد یه زنگی بهش بزنی." گفتم : " باشه وقتی کارم تموم شد باهاش تماس میگیرم." بعد از اینکه صحنه اون روز رو گرفتیم رفتم سراغ تلفن به هلنا زنگ زدم و گفتم : " سلام. چه خبر؟ " فکر کردم شاید هلنا سوالی در مورد پسر بچه ها میخواد بپرسه چون بیلی ( پسر تیم و هلنا ) اون موقع نوزاد بود و منم که ۲ تا بچه داشتم. بنابراین پرسیدم :" همه چی رو براهه؟ " هلنا گفت : " بیلی خوبه! همه چی مرتبه! ولی تیم رو که میشناسی. میخواد بدونه که تو میتونی... یعنی میخواست بپرسه که ممکنه تو قبول کنی که پدر تعمیدی بیلی بشی؟" من گفتم : " من که همین الان پیش تیم بودم . ۳ دقیقه پیش با هم بودیم. مستقیم از پیش اون اومدم به تو زنگ زدم." هلنا گفت که تیم بهش گفته این کارو بکنه چون خودش خجالت میکشیده. بعدش رفتم سر صحنه و از تیم تشکر کردم و گفتم که برام افتخاریه که پدر خوانده پسرش باشم. اونم گفت : " خوبه! آره ! آره ! بریم سر کارمون!"

ماسکهای شخصیتی ٬ همیشه در وجود هر آدمی وجود دارند. بستگی به موقعیت داره که کی کدوم روی سکه رو به دیگران نشون میدیم. بعضیاشون به نفع آدم نیستن. بعضیای دیگه هم ! کی میدونه؟
فکر نمیکنم که هیچکس برای مرگ آمادگی داشته باشه. فقط میشه امیدوار بود که وقتی موقعش شد همه آنچه میخواستی بیان کنی و انجام بدی ٬ بیان کرده و انجام داده باشی. هیشکی دلش نمیخواد کاراش نیمه تموم بمونه.
من در مقطع زمانی بسیار ارزشمندی از زندگیم قرار دارم و مطمئنا سپاسگزار کسانی هستم که منو تا اینجا رسوندن . ولی از بعضی قسمتهای این موقعیت راضی نیستم. دلم نمیخواد به یه کالا تبدیل بشم. البته دلممیخواد پروژه های فیلمهام خوب پیش برن. ولی دلم نمیخواد همیشه فکرمو با این چیزا مشغول کنم. دلم نمیخواد بدونم این روزا کی رو بورسه و کی نیست. کی چقدر پول در میاره و روابط عشقی بقیه افراد به چه صورت پیش میره . دلم نمیخواد هیچکدوم اینا رو بدونم. میخوام کاملا بیرون گود و دور از همه این جنجالها قرار بگیرم.
یادم میاد که یه دفعه یه مصاحبه تلویزیونی داشتم که ٬ توی اون مصاحبه در مورد زندگی خانوادگی و بچه هام ازم سوال کردن. منم گفتم که چقدر به بچه هام افتخار میکن٬ چقدر دوستشون دارم و چقدر با هم خوش میگذرونیم و خیلی عالیه. بعدش فکر کردم که اگه ۲۵- ۳۰ سال دیگه بچه هام این مصاحبه رو ببینن مطمئنا خوشحال میشن از اینکه پدرشون انقدر دوستشون داشته و بهشون افتخار میکرده. خلاصه ٬ اون مصاحبه که تموم شد و مارلون براندو به من زنگ زد و گفت : " این چه غلطی بود کردی؟ " گفتم : " مارلون! در مورد چی صحبت میکنی؟" گفت : " این حرفایی که زدی به بقیه چه مربوطه ؟ " سعی کردم بگم : " مارلون! من فقط میخواستم که بچه هام ... " ولی پرید وسط حرفم و گفت : " دیگه اینکارو نکن ٬ مرد! اصلا به هیشکی ربط نداره. زندگی خودته . دنیای خودت! و برای هیچ آدم دیگه ای هم اهمیت نداره!" و حرفش کاملا درست بود.

مردم واقعا مهربونن. اگه ازم امضا بخوان ٬ حتما امضا میدم اصلا زحمتی نیست.
نمیتونین تصور کنین که چه بلاهایی ممکنه به سر پاپاراتزیهایی که از بچه هام عکس میگیرن ممکنه بیارم ( البته اگه دستم بهشون برسه.)
جاهایی که ازشون رد نمیشم٬ در اصلی رستورانها و هتلهاست. شاید بعضی مردم فکر کنن که شهرت چیز خوبیه ولی بعد از یه مدت دل آدمو میزنه و براش مزاحمت ایجاد میکنه. من عادت کردم که به مردم نگاه کنم و یک " ناظر " باشم و ازشون چیز یاد بگیرم. ولی اینکه از یک ناظر تبدیل بشی به فردی که همه روش نظارت دارن کار رو سخت و خطرناک میکنه. مخصوصا برای کار ِ ما بازیگرها.

آزادی از دیدگاه من یعنی ٬ سادگی ِ واقعی! ناشناس بودن! مطمئنم دوباره روزی میاد که ناشناس بودن رو تجربه کنم. شاید موقعی که پیر شدم همه ازم خسته بشن.
ورود جانی دپ و ونسا پارادی به محل برگزاری اسکار

عکس بقیه مهمونها رو که یه گالری ۱۰ صفحه ایه میتونین در اینجا ببینید.
نامزدها و برندگان نهایی:
پیرمردها هيچ کشوری ندارند
جوئل و اتان کوئن برای پیرمردها هیچ کشوری ندارند
دانیل دی لوییس برای خون به پا خواهد شد.نامزدهای بهترین بازیگر مرد نقش مکمل
و برنده کسی نیست جز :
خاویر باردم برای فیلم " پیرمردها هیچ کشوری ندارند."
نامزدهای بهترین انیمیشن
و برنده کسی نیست جز :
برد برد برای کارتون راتاتویی
نامزدهای بهترین فیلم کوتاه
و برنده کسی نیست جز :
فیلیپ پولت ویلارد برای موتزارت جیب برها
نامزدهای بهترین فیلم کوتاه انیمیشن
و برنده کسی نیست جز :
سوزی تمپلتون و هیو ولشمن برای پیتر و گرگ
نامزدهای بهترین فیلمنامه اریژینال
و برنده کسی نیست جز :
دیابلو کودی برای جونو
نامزدهای بهترین مستند بلند
و برنده کسی نیست جز :
تاکسی برای نیمه تاریک به کارگردانی الکس گیبنی و اوا اورنر
نامزدهای بهترین مستند کوتاه
و برنده کسی نیست جز :
ملک طلق به کارگردانی سینتیا وید و منسا راث
نامزدهای بهترین موسیقی
و برنده کسی نیست جز :
داریو ماریانلی برای کفاره
نامزدهای بهترین فیلمبرداری
و برنده کسی نیست جز :
رابرت السویت برای خون به پا خواهد شد
نامزدهای بهترین ترانه
و برنده کسی نیست جز :
گلن هانسارد و مارکتا ابلگوروا برای ترانه سقوط آرام از فیلمOnce
نامزدهای بهترین فیلم خارجی
و برنده کسی نیست جز :
جاعلها به کارگردانی استفان روزویتسکی از اتریش
نامزدهای بهترین تدوین
و برنده کسی نیست جز :
کریستوفر راس برای اولتیماتوم بورن
نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول زن
و برنده کسی نیست جز :
ماریون کوتیلارد برای زندگی بر وفق مراد است
نامزدهای بهترین تدوین صدا
و برنده کسی نیست جز :
کارن بیکر لندرز و پر هالبرگ برای اولتیماتوم بورن
نامزدهای بهترین میکس صدا
و برنده کسی نیست جز :
دیوید پارکر، اسکات میلان و کرک فرانسیس برای اولتیماتوم بورن
نامزدهای بهترین فیلمنامه اقتباسی
و برنده کسی نیست جز :
اتان و جوئل کوئن برای پیرمردها هیچ کشوری ندارند
نامزدهای بهترین بازیگر زن نقش مکمل
و برنده کسی نیست جز :
تیلدا سوینتون برای مایکل کلیتون
نامزدهای بهترین طراحی هنری
و برنده کسی نیست جز :
دانته فرتی برای سویینی تاد
نامزدهای بهترین جلوههای ویژه بصری
و برنده کسی نیست جز :
مایکل فینک،بیل وستنهوفر،بن موریس و ترور وود برای قطبنمای طلایی
نامزدهای بهترین چهرهپردازی
و برنده کسی نیست جز :
دیدیه لاورن و یان آرچیبالد برای زندگی بر وقف مراد است
نامزدهای بهترین طراحی لباس
برنده کسی نیست جز :
الکساندر بیرن برای الیزابت: عصر طلایی
به نظر میرسه که موج مکزیکی پروسه آپدیت کردن وبلاگ جانی دپ !! دوباره به یکی از نقاط اوج خودش رسیده و تا نقطه فرود بعدی که دوباره به پیسی بیفتیم و وبلاگ راکد بشه باید از این فرصت استفاده کرد و هی آپ کرد و آپ کرد و آپ کرد...
بنابراین ایندفعه تصمیم گرفتم که در مورد نسخه مشابه جانی دپ که دفعه پیش خیلی مورد توجه خوانندگان وبلاگ قرار گرفته بود٬ یعنی " دنی لوپز " مطالب کاملتری بنویسم. ( از همین اول بگم که این مطلب پر از عکسه بنابراین ممکنه دیرتر از قبل لود بشه ).
برای پیدا کردن این مطالب سری به پروفایل دنی در My Space زدم.

اینطور که به نظر میاد دنی مردیه با یه زندگی ساده . با همسر و تنها پسرشون زندگی میکنه. با پسرش خیلی جوره و چند سالیه که در کنار کار در شرکتش شغل دیگه ش " بدل جانی دپ بودن " هستش. بله ! بدل بودن یه شغله که به نام Impersonator شناخته میشه و تقریبا همه آدمای معروف در شرکت Impersonators یک یا چند نسخه مشابه از خودشون دارن. نسخه های مشابه در برنامه های تبلیغاتی ٬ مراسم خیریه و حتی جشنهای خصوصی حضور پیدا میکنن و صاحب جشن هم حقوق اونا رو پرداخت میکنه تا مثلا مهموناش از در کنار کپی یه آدم معروف بودن لذت ببرن و سرگرم بشن و خوب حقوق نسخه های مشابه رو هم پرداخت میکنن. دنی این کار رو به عنوان شغل دومش قبول کرده و از اون راضیه. من خودم شخصا برای آقای لوپز احترام قائلم و احساس میکنم شخصیت سمپاتیکی و مهربونی داره ٬ درست مثل جانی ! (برای دیدن عکسها در اندازه واقعی روی اونها کلیک کنید. )
دنی لوپز
وضعیت ازدواج : متاهل
علت حضور در My Space : گشت و گذار در اینترنت٬ ارتباط با دوستان
نوع اندام : قد ۱۷۸ - متوسط
نژاد : سفیدپوست
ماه تولد : دو پیکر ( ژوئن )
دارای فرزند : یک پسر
تحصیلات : دیپلم دبیرستان
شغل : بازیگر / موزیسین / نسخه مشابه!!
بیوگرافی
بازیگر / موزیسین و نسخه مشابه برنده جوایز مختلف " دانیل استیون لوپز " کار خودش رو از سن ۷ سالگی در نمایشی تلویزیونی شروع کرد. او سابقه ای ایفای نقش در حدود ۵۰۰ کار هنری اعم از نمایش ٬ کنسرت موسیقی ٬ سریال تلویزیونی و فیلمها رو داره.
او از سال ۱۹۸۳عضو شرکت بازیگران و صنف هنرپیشگان در صحنه است. دنی همچنین در کار مشابه سازی افراد مشهور فعالیت دارد. دنی قبلا در گروههای شبیه سازی شده به عنوان کیث ریچاردز و جورج هریسون گیتار میزد.
دنی از سال ۱۹۸۳ در سن ۱۹ سالگی کار شبیه سازی خود را آغاز کرد. او در ۴۸ ایالت آمریکا و در ۴ قاره به عنوان موزیسین ٬ بازیگر و شبیه ساز هنرنمایی کرده است. او با استیون سودربرگ نیز همکاری کرده و کارهایش در مطبوعاتی همچون لس آنجلس تایمز٬ یو اس ای تودی٬ وی اچ آی ٬ ام تی وی ٬ ای! چنل٬ سی ان ان ٬ شیکاگو تریبیون٬ نیویورک تایمز و اینترتینمنت ویکلی بازتاب داشته است.
جانی و دنی هر دو در سن ۲۲ سالگی
ولی بزرگترین و مشهورترین کار دنی در رابطه با شبیه سازی بازیگر بزرگ " جانی دپ " است. شباهت این دو غیر قابل انکار است ٬ به طوریکه مردم در خیابان دنی را با دپ اشتباه میگیرند. دنی در این باره میگوید « " همیشه بهم میگفتن که شبیه دپ هستم. واقعا تلاش کار بزرگی بود که جانی رو شبیه سازی کنم و شخصیتهای فیلمهای مشهورشو برای طرفدارانش دوباره زنده کنم. "
پاریس هیلتون- بریتنی اسپیرز-آنجلینا جولی - جانی دپ
دنی نه تنها در جشنها به عنوان نسخه مشابه جانی حضور پیدا میکنه بلکه برخی شخصیتهای فیلمهای او را هم دوباره سازی میکنه. مثل : کاپیتان جک اسپرو ٬ ویلی وونکا ٬ ادوارد دست قیچی و غیره. اینترتینمنت ویکلی نوشت : " دنی بازیگری با حوزه فعالیتو تواناییهای نامحدود است." دنی به خاطر فعالیت شبیه سازی موفق به دریافت جایزه IGCITA شده و در سال ۲۰۰۷ به عنوان بهترین نسخه شبیه سازی انتخاب شد.
تمام مردم اهل سینمای دنیا از ۵ تا ۹۵ سال جانی دپ رو دوست دارند. کریستوفر لی از دنی به عنوان " خفن شبیه جانی دپ " یاد کرد! باید گفت که دنی دقیقا در روز تولد جانی به دنیا اومده.
کمپانی شبیه سازی
حالا از زبان خود دنی میتونین در مورد زندگی و عقاید و فعالیتهاش بخونین:
" سلام ! به صفحه من در My Space خوش آمدید. این پروفایل رو دوستانم کلی و لورن در آپریل سال گذشته ایجاد کردند. من از سال ۱۹۸۳بازیگری و موزیک رو دنبال میکردم و در تولیداتی موسیقیایی زیادی فعالیت داشتم.
قبل از " نسخه مشابه " جانی دپ شدن زندگی من از گیتار زدن در گروههای موسیقی و گاهی اوقات بازیگری میگذشت. اگرچه از این راه پول خوبی به دست میارم و همه راضی هستند ولی خودم زیاد علاقه ای به این کار ندارم.
خانه ای در لس آنجلس دارم ولی بیشتر وقت آزادم رو در مونتانا با خانواده میگذرونم. بعد از مدتها با دوست دخترم ازدواج کردم و یک پسر ۸ ساله زیبا به نام Alex داریم که بهترین دوست منه.
دنی به همراه Alex پسرش دنی و Alex
زیر این عکس نوشته بود : " عکس مورد علاقه من! "
گرچه من مشاغل زیادی دارم ولی این صفحه فقط مربوط به " نسخه مشابه جانی دپ " است که پارسال ژانویه شروعش کردم.
دستخط "ایگی پوپ " برای دنی
من فکر میکنم این شغل بود که منو انتخاب کرد و من نبودم که به سمتش رفتم. از این شغل بسیار راضی هستم.
نسخه های مشابه در بازسازی ردکارپت باز هم نسخه های مشابه
بعضی وقتا این کار بسیار دشوار میشه چون جانی دپ واقعا یک چهره س. بعضی وقتها دلسرد کننده میشه چون بیشتر مردم فکر میکنن من جانی دپ هستم. البته فقط یه جانی دپ در دنیا وجود داره.
من سعی نمیکنم که جانی دپ باشم یا جای اونو بگیرم بنابراین کسانی که از من خوششون نمیاد میتونن فراموشم کنن. این کار در واقع برای من به عنوان شغل در اومده. بیشتر وقتها منو با جانی اشتباه میگرفتن اینه فکر کردم بهتره به گروه " نسخه های مشابه " بپیوندم.
بعضی وقتها شغل من خیلی هم سرگرم کننده میشه. بهترین چیز در مورد این شغل اینه که بچه ها رو خوشحال میکنه. بچه ها عاشق جانی و به خصوص شخصیتهای فیلمهای مشهورش هستند. من از این فرصت استفاده میکنم تا مقداری کارهای خیریه هم انجام بدم.
برای اطلاعات بیشتر لطفا از سایت من در این آدرس دیدن کنید:
www.JohnnyDeppImpersonator.com
" شاهنامه آخرش خوشه...
" ( اینو واقعا گفته بود٬ فکر نکنین از خودم نوشتم. )
چند تا ویدیو از مسابقه فمیلی فیود رو که دنی به همراه بقیه همکارانش در اون شرکت داشتند میتونین در آدرسهای زیر ببینید:
یه ایده جدید : از الان پست بعدی وبلاگ رو خدمتتون اعلام میکنم.
پست بعدی٬ متن و همینطور ترجمه ترانه های فیلم سویینی تاد + اسکار ( گرچه زیاد در مورد اسکار کنجکاو نیستم) و احتمالا لینک دانلود این ترانه ها به صورت صوتی.
میبینم که همگی در کمال علاقه ۲۴ ساعته پای مونیتورها نشستین و منتظر من هستین. فکر میکنم یواش یواش انقدر معروف بشم و طرفدار پیدا کنم که جانی مجبور بشه بیاد توی همین وبلاگ در مورد من بنویسه
... عجب توهممممممی
...
خوب چون قول داده بودم که زود آپ کنم زیر قولم نمیزنم.
خوب اولا که این آدرس وبلاگ فروش فیلم رو دوباره برای ریحانه خانوم میذارم چون توی پست قبل سر نزده بودن و میدونم که خیلی وقته دنبال فیلمهای جانی هستش. توی این وبلاگ اکثر قریب به اتفاق فیلمهای جانی - حتی سویینی تاد - رو داره با خیال راحت سفارش بدین.
عاطفه جون ! اون عکس تقویم مال فیلم Blow بود.
بووووووووووووووووم...

کی میدونه منظور جانی از این حرکت چیه؟ ![]()
حالا چند تا خبر براتون دارم:
اون آگهی که بهتون توی پست قبل گفتم یادتونه؟

جانی قراره با این خانم ماریون کوتیلارد که یه هنرپیشه فرانسویه - همین که عکسشو این بالا میبینین- توی فیلم Public Enemies بازی کنه.... بله؟!!!... چی؟ ... آهان فکر کردین نقش اصلی مقابل جانی رو قراره به شما بدن با اون گیسای فرفری و ژاکت و جلیقه و دامن بنفش و چادر قرضی دختر همسایه. نخیر ! زهی خیال باطل! زهی تصوز محال! شماها اگه با کلی زحمت خودتونو برسونین ویسکانسین همه تون با اون تیپهایی که زده بودین خیلی هنر کنین جزو هنرورا انتخاب میشین ( یعنی سیاهی لشکر ) !! بله. اینجوریاس...
حالا زیاد ناراحت نشین . این خانومه از قبل انتخاب شده بوده و اصلا جزو اونایی که تست میدن نیست.

یه خبر دیگه اینکه چون " هث لجر " - یعنی همین خدا بیامرز بالایی - هنرپیشه استرالیایی فیلم " کوهستان بروک بک " در سن ۲۸ سالگی در اثر مصرف بیش از حد مواد مخدر مرحوم شدند به سلامتی. قراره چند تا هنرپیشه دیگه جای اونو توی پروژه فیلم جدیدش بگیرن که یکی از اونا کیه ؟ ... اگه گفتیییییین؟ نخیر! ... اشتباه کردین... جود لا یکی از اوناس ... و دیگری ... اگه گفتین... نخیر! بازم اشتباه کردین... کالین فارل ... و آخریش ... حالا... جانی دپ!! در فیلمی به اسم "The Imaginarium of Doctor Parnassus."
خوب از خبرهای جدی که بگذریم ... یه مساله جالب هم این وسط هست. اگه گفتین این عکس پایینی مربوط به کیه؟ هر کدومتون جواب بدین یه جایزه پیش من دارین ( البته قبل از خوندن مطلب)
!! جانی دپه؟ هه هه ... جک اسپرو ؟ هوهو ... مورت رینی ...هی هی ... بفرمایین بخونین چون جایزه مال خودمه.

این یه آقاییه توی جایی به اسم الکتریک سیتی که ظاهرا خیلی شبیه جانی دپه و معروف هم شده. این آقا که اسمش دنی لوپزه گفته که " اینکه توی خیابون مردم بهم نیگا میکنم خیلی برام جالبه . اونا منو با جانی دپ اشتباه میگیرن و امضا و عکس ازم میخوان. " جالب اینه که این آقای لوپز دقیقا همسن جانیه یعنی ۴۴ ساله س و حتی ۹ ژوئن به دنیا اومده ( روز تولد جانی دپ )!!

این هفته لوپز و بقیه کسانی که به هنرپیشه های دیگه هالیوود شبیه هستن توی مسابقه " فمیلی فیاد " شرکت کردند. مجری این مسابقه جان اوهرلی گفت : " دنی واقعا توی مسابقه عالی کار میکنه و واقعا شبیه به جانی دپه! " بقیه افراد کسانی هستند که به بونو ٬ هاوارد استرن٬ الویس پریسلی و جورج بوش شباهت دارند. دنی گفت : " جورج بوش خیلی خوب بود. چون هم تیمی ما بود" .

عکسی از مسابقه " فمیلی فیاد " با شرکت نسخه های مشابه !!
آقای لوپز قراره توی برنامه "The Imaginarium of Doctor Parnassus." جمعه شب حضور داشته باشه. این برنامه یه جور بازسازی مراسم اسکاره. لوپز در این هفته توی ۲-۳ تا برنامه تلویزیونی دیگه هم شرکت داشته.
او با همسر و پسرش در الکتریک سیتی زندگی میکنه . یه شرکت داره که توی این روزها تلفنش بیشتر برای صحبت کردن با آقای شبیه دپ زنگ میخوره تا چیز دیگه.
لوپز ٬ جانی دپ رو به خاطر اینکه از تجملات هالیوود دوری میکنه دوست داره و میگه : " برای جانی مهم نیست که چه شکل و قیافه ای داره و هیچ کاری رو به خاطر پول انجام نمیده."
لوپز هنوز با جانی دپ ملاقاتی نداشته ولی جانی عکسهای دنی لوپز رو دیده و عکاس مخصوصش رو برای گرفتن عکسهای بیشتری از لوپز فرستاده.
لوپز به تازگی در فیلمی به نام "Get Smart" شروع به بازی کرده که در ژوئن اکران خواهد شد. لوپز نقش کارگر کارواشی رو بازی میکنه که شبیه جانی دپه !

این عکسیه که عکاس مجله ای پارسال از دنی لوپز گرفته بود و ناشرین مجله هم چون فکر کردند که این حتما جانی دپه عکسشو توی مجله شون به عنوان جانی دپ به چاپ رسوندن!!
اینم واسه طرفداران کاپیتان جک!! تعداد زیادی اسپرو ![]()

سلام به همه ی طرفداران عزيز جاني دپ عزيز
چطورين؟ خوب و خوش سلامتين؟ خوب خدا رو شکر!!
همونطور که توجه کردين آپ ايندفعه يه کمی زياد دير شد. اماااااااااا ولی ...
تقصير من نيست. تقصير جانيه که خبر ساز نيست. بگو آخه مرد گنده يه کمي خبر بساز. همينجوری مثل خاله زنکا افتاده گوشه خونه ش فقط ميخوره ٬ ميخوابه . شمام از من انتظار دارين مثل پاپاراتزيا هي از خودم خبر در کنم. نميشه که!! حالا بگذريم ...
اول جریان یه دزدی!! يه بنده خدايي اومده توی " کلوب جاني دپ " با کلي اهن و تلپ "مصاحبه جاني دپ و تيم برتون " ( يعني پست قبلی وبلاگ من ) رو کپي کرده به اسم خودش. بنده خدا احتمالا يا اسم مدير کلوب جانی دپ رو ( که خودم باشم ) و يا اسم صاحب اين وبلاگ رو كه بازم بنده باشم نديده که اومده توی کلوب خودم نوشته خودمو از وبلاگ خودم با اسم خودش کپی کرده (شما الان فهمیدین من چی گفتم ؟
). اولها از كپي شدن مطالب وبلاگم عصباني ميشدم ولي خوب حالا ميگم کاش خدا يه کم به اينا عقل ميداد که حداقل عزيز من نيگا کن کجا داری دزديهاتو با افتخار رو میکنی.
چه ميشه کرد...
خوب حالا بريم سر جواب به نظرات و سوالات شما. اول از همه شما ممنون که با نظراتتون وبلاگ جاني رو ياری ميکنين.
اشکان جان ! من دنبال فيلمنامه " دون خوان دمارکو " گشتم ولي فعلا هنوز پيداش نکردم ولي در پستهاي آينده سعي ميکنم اگه جور شد برات آدرسشو پيدا کنم و بذارم .
ريحانه جونم ! تو منو نابود کردی.
به این آدرس يه سر بزن فيلماتو سفارش بده ٬ عزيزم!
خوب حالا باید بگم يه خبر خوب براتون دارم. البته اگه بتونين تا 22 فوريه خودتونو برسونين ويسکانسين( یه هفته وقت دارین ). چون برای فيلم Public Enemies با شرکت جانی دپ از بين داوطلبان ٬ بازيگر انتخاب ميکنن. حالا اگه اين مشخصات رو دارين زود بليطتونو ok کنين که وقت زيادي نمونده
. توی اطلاعيه نوشته:
" آقايون : قدتون بلندتر از ۱۸۵ سانتي متر نباشه - خانمها : قدتون بلندتر از ۱۷۸ سانتي متر نباشه و چاق هم نباشيد. همينطور دنبال بچه هايي از هر سن و سال ميگرديم. ( پس حتی میتونین با برو بچ فامیلتون برین!) کسانی که داوطلب بازی در اين فيلم هستند لطفا با اين لباسها در روز انتخاب بازيگر تشريف بياوريد:
لباس آقايان : کت و شلوار تيره - کراوات - اورکت ( قهوه اي رنگ نباشه ) - کفشی که به رنگ لباستون بياد. چون توی صحنه هايی که ميخواهيم از شما بازی بگيريم احتياج مبرم به موی بلند هست لطفا موهاتونو دم اسبی پشت سرتون ببنديد.
لباس خانمها : پيراهن تيره - دامن با اندازه معمولی و ژاکت يا اورکت و چکمه های ساق دار ( ساق با ارتفاع معمولی) - موهاتون رو از شب قبل فر بزنين و صبح سشوار بکشين و مرتبشون کنين و تشريف بيارين! ( من حاضرم با کمال میل بیگودی های کپک زده ی ۱۰ سال پیشم رو به بهترین پیشنهاد بفروشم
)
داوطلبان لطفا با خودشون يک قطعه عکس رنگی جديد و يک خودکار برای تکميل فرم ثبت نام به همراه داشته باشند.
ما از هر نوع پيشنهاد و نظری از طرف شما استقبال خواهيم کرد. موفق باشيد.
نمیفتاد
. این دفعه سعی میکنم زودتر آپ کنم .
نتیجه ترکیب کارگردانی غیر متعارف همانند تیم برتون و بازیگری متمایز مثل جانی دپ ٬ آثار سینمایی به یادماندنی بوده است . این دو همیشه بهترین استعدادها را از درون یکدیگر کشف کرده اند. این روزها سویینی تاد اثری به یاد ماندنی از این دو هنرمند در بین آثار متعددشان در راس توجه علاقمندان به سینما قرار گرفته است. پال فیشر مصاحبه ای در این زمینه را با این دو هنرمند به انجام رسانده که میخوانید:

پال : جانی! تو از جمله هنرپیشه هایی هستی که هنوز جرات ریسک کردن رو دارند و بازی در نمیارن. چه اتفاقی افتاد که تصمیم گرفتی بازی دراین نقش رو قبول کنی و چه چیزش برات جالب بود؟
جانی دپ : در مورد قسمت اول سوال شما باید بگم که بین کله شق بودن و نادان بودن یه وجه اشتراک کوچولویی هست ( میخندد ) توی این راهی که من پیش گرفتم مطمئنا میتونستم مسیرهای به مراتب راحتتری رو در حرفه خودم طی کنم و در مورد سویینی تاد ٬ مهمتر از همه مساله "تیم" بود. در واقع اون هر چیزی که از من بخواد با کله براش انجام میدم.
تیم : البته به غیر از رقصیدن.
جانی دپ : شایدم برقصم ( میخندد ) حداقل سعی میکنم.
پال : چرا این شخصیت رو انتخاب کردید؟
جانی دپ : با ساخته های قبلی این نسخه آشنا بودم و نسخه ویدیویی آنجلا لنزبری رو هم دیده بودم و به خوبی گوش دادم. و تولید جدید این فیلم رو هم دیده بودم و فکر کردم که ممکنه بتونیم تصویر جدیدی از سویینی رو ارایه بدیم یه سویینی دور از هرگونه تقلید!
پال : یه جورایی همه رو شگفت زده کردی. یعنی هیچکس دقیقا نمیدونست که تو قراره بالاخره توی این فیلم بخونی یا نه . برات جالب بود که بقیه رو در انتظار نگه داری؟
جانی دپ : شاید بشه گفت بیشتر ترسیده بودم تا هر حس دیگه ای ! ولی تیم این حس رو نداشت. اون واقعا و به طور شگفت انگیزی به من اطمینان کرد و اعتماد به نفس داد تا بتونم این کار رو انجام بدم. هیچ آموزش خاصی برای خوندن ندیدم. قبلا هیچوقت توی عمرم نخونده بودم بنابراین باید راهمو خودم پیدا میکردم و به خاطر همین شرایط بود که فکر کردم فعلا باید قضیه رو مسکوت بذارم و تمرینهای آواز خوندنو توی گاراژ دوستانم انجام میدادم و اگه بخوام صادقانه حرفمو بیان کنم میتونم بگم که شک داشتم که حتی بتونم یه آواز کوچولو بخونم. ولی میخواستم مطمئن بشم که میتونم این کار رو به نحو احسن برای خاطر تیم انجام بدم. با کمک دوستم اولین قطعه رو اجرا کردم و برای تیم فرستادم و منتظر شدم تا ببینم عکس العملش چیه.
پال : آیا این شخصیت یه قربانیه یا اینکه فقط برای انتقام و خشونت پا به میدان میذاره؟
جانی دپ : در واقع همه اینها همراه با هم در تمام لایه های شخصیت سویینی جای گرفته . بله . در باطن یه قربانی که در آرزوی انتقام به سر میبره و این آرزو تبدیل به تدریج تبدیل به جنون میشه و این تنها چیزی میشه که اون در زندگیش داره و تنها چیزی که به امیدش زنده س.
پال : تیم ! قبلا با هلنا که صحبت میکردم به شوخی میگفت که وقتی تست صداشو شنیدی تا ۵ هفته با هم حرف نزدین و تو بقیه خانومها رو برای بازی در این نقش تست صدا کردی. میشه در مورد این مدت توضیح بدی؟

تیم برتون: اینجوری که تو گفتی مردم چی فکر میکنن! من فکر میکردم که چون چنین کاری رو تا حالا انجام ندادم و این فیلم هم یه فیلم موزیکال دشوار خواهد بود و نقش خانم لاوت هم بسیار مشکل بود . که در واقع همه نقشهای این فیلم مشکلات خودشون رو داشتند . دلم نمیخواست طوری بشه که بگن نقش اصلی رو به دوست دختر خودم دادم. به همین خاطر بود که تصمیم گرفتم با هلنا سختگیرانه تر برخورد کنم تا مطمئن بشم که واقعا برای این نقش مناسبه که خوشبختانه مناسب هم بود و هست. و بله شاید نسبت به بقیه با اون سختگیرتر بودم برای اطمینان بیشتر.
پال : بعضی از صحنه ها در فیلم یاد آور ادوارد دست قیچی هستند...
تیم برتون : تنها شباهتی که من بین این دو تا حس میکنم اینه که توسط ما ساخته شده. و نه چیز دیگه و چیزی که در مورد سویینی تاد دوس دارم اینه که موقعی که ادوارد دست قیچی رو میساختم بسیار آدم خوش بینی بودم و اون شخصیت هم از دید یه آدم خوش بین نشات گرفته بود ولی الان شخصیت سویینی شخصیت به مراتب تاریک تر و درونگراست که برای من دوست داشتنیه و اینکه میبینم جانی هر دوی این شخصیتها رو بازی کرده خیلی برام جالبه و چون سویینی یکی از شخصیتهای مورد علاقه منه و در واقع جانی هم شخصیتی متفکر و درونگرا داره و وقتی اینها رو در کنار هم قرار میدیم و با آواز خوندن و همه جزییات دیگه چیز بسیار جالبی از کار در میاد.
جانی دپ : در مقایسه با دست قیچی؟ نه ٬ من فکر میکنم که این شخصیت ممکنه با ادوارد دست قیچی یا حتی ایکابد کرین در اسلیپی هالو مقایسه بشه ولی تفاوت در اینجاست که هر دوی اون شخصیتهای قبلی یه جورایی حس اشتیاق به زندگی رو درونشون میشد پیدا و حس کرد. ادوارد هم یه مقدار معصومتر از ایکابد بود. فکر میکنم که ادوارد فقط یک بار عصبانی شد.
تیم برتون : سویینی همیشه عصبانیه . انگار که ادواردو توی یه حالت خشم همیشگی تصور کنین.
پال : گفته شده که شما و ساشا بارن کوهن تحت آموزش پیرایش اصلاح صورت قرار گرفتین. ای ن قضیه چطور بود؟
جانی دپ : آره . هنوزم بدنش پر از زخمهاییه که با تیغ آرایشگری ایجاد شده
پال : بالاخره یاد گرفتی که چطور به خوبی صورت خودت رو اصلاح کنی؟
جانی دپ : نه ٬ هیچوقت ریشمو درست حسابی نمیتونم بزنم. صورت من ساخته شده برای ریش داشتن یا مثل جک اسپرو با تکه های کج و معوج ریش اینور و اونور صورتم . ( میخندد ) پشت ماسک ریشهام صورتمو قایم میکنم. بنابراین هیچ احساس خاصی از اینکه صورتم کاملا اصلاح بشه ندارم ولی حسی قابل توجهه وقتی آدم میشینه توی یه صندلی و یه غریبه روی صورت آدم خم میشه و وسیله ای تیز رو کاملا نزدیک به گردنش احساس میکنه.
تیم برتون : یه بار من امتحان کردم . واقعا ترسناکه . فکر کنین یه آدم غریبه با یه تیغ تیز نزدیک گلوی شما و حتی نمیدونین که این یارو کی هست. تصورش هم وحشتناکه.
پال : توی این فیلم خشونت زیادی به کار رفته . آیا نیم نگاهی به باکس آفیس دارین و فکر میکنین رتبه ای رو کسب کنید؟

تیم برتون : خوب ریسک که هست. اولین باری که سویینی تاد رو دیدم در لندن بود و هنوز دانش آموز بودم. یادمه دو تا خانوم انگلیسی جلوی من نشسته بودن و دایم در طول فیلم با هم حرف میزدن و وقتی که خونریزیها شروع شد برای چند لحظه ساکت شدند و به صحنه خیره شدند و یکیشون به اون یکی گفت : گ به نظرت این همه خشونت واقعا لازم بود؟" و حالا که فکر میکنم خیلی خنده م میگیره . ولی باید بگم که واقعا لازمه . بقیه نسخه ها بسیار سیاستمدارانه سعی در ساده گذشتن از این مساله داشته اند و طوری بودند که فقط روح قضیه در داستان شناور بود و آیا بیننده این رو درک میکرد یا نه با خودش بود. این در حالیه که به نظر من بیننده باید در متن داستان قرار بگیره تا بتونه اونو کاملا احساس کنه و از طرف دیگه واقعا عالیه که بتونیم توی یه موزیکال چیزی تازه بیافرینیم که هیچ همخوانی با لطافت موزیک نداشته باشه و در این پروژه این کاری بوده که ما دقیقا انجامش دادیم.
پال : تیم چه چیزی رو در وجود تو کشف کرد که هیچ کارگردان دیگه ای تا حالا موفق به کشفش نشده و جانی چه کاری برای تو به عنوان کارگردان فیلمش کرده که هیچ هنرپیشه دیگه ای قادر به انجامش نبوده؟
تیم برتون : من میتونم بگم که جانی هر چیزی رو امتحان میکنه. جانی خواننده نیست . البته موسیقی کار کرده ولی خوانندگی در این فیلم کار هر کسی نبود که جانی به خوبی از پسش بر اومد. فقط از هیچ کاری فروگذار نمیکنه. باور کنید که خوندن واقعا کار دشواریه. مخصوصا اگه آدم خواننده نباشه. و کسی که انقدر شجاعت داشته باشه که از چنین تجربه های دشواری هیچ ترسی به خودش راه نده واقعا برای من ارزشمند و قابل احترامه.

جانی دپ : از اولین ثانیه ای که تیم رو در اون کافی شاپ در لس آنجلس دیدم فهمیدم که طرز نگاهش به پوچی مسایل دور و بر و خصوصا مسایلی که اون موقع در دهه ۷۰ مهم و طبیعی به نظر میرسیدن چقدر جالبه و چیزهایی که برای دیگران خیلی حیاتی و قابل توجه بودند در نظر تیم مثل میوه های پلاستیکی تو خالی معمولی بودند که شاید روی میز غذاخوری خونه حتی به نظر هم نمیان. از اون موقع که باهاش آشنا شدم به عنوان یه بازیگر٬ یه دوست و یه بازیگر اون چیزی رو بهش بدم که ازم توقع داره و یا اون چیزی که فکر میکنم ازم توقع داره. وظیفه یه بازیگر اینه که به کارگردانش انواع و اقسام حالات ممکن رو ارائه بده تا کارگردان بتونه یکی رو از اون وسط انتخاب کنه. جالب اینجاست که وقتی من با کارگردانهای دیگه کار میکنم ٬ سعی میکنم برای خودم شخصیت رو حلاجی کنم و طوری باهاش کنار بیام و اونو درون خودم حس کنم که به خودم احساس خوبی دست بده که به شخصیت دست پیدا کردم و امیدوار باشم که بقیه هم همین احساس رو دارن ولی وقتی با تیم کار میکنم از اول فقط نظرات اونو در ذهنم مجسم میکنم و دیگه احساسات خودم یا نقش برام در درجه دوم قرار میگیره. تنها چیزی که از اول میخوام و بهش فکر میکنم اینه که تیم رو راضی نگه دارم و نا امیدش نکنم.
تیم برتون: چیز دیگه ی که جانی رو به انسان فوق العاده ای از نظر من تبدیل کرده اینه که اصلا دوست نداره توی آینه به خودش نگاه کنه که به نظر من عالیه. دیگه وقت تلف نمیشه که هی از گریمش ایراد بگیره و دلیل تراشی کنه . وقتی میبینمش فقط به اینکه چجوری نقش رو در بیاره اهمیت میده و بس. این برای من خیلی مهمه که هنرپیشه به خودش توی آینه نگاه نکنه چون اینجوریه که پروژه به خوبی به پیش میره و زنده می مونه و برای عوامل دیگه فیلم هم خیلی تاثیرگذاره . اونها اینجوری میفهمن که وقت تلف نکنن و کارشونو به نحو احسن انجام میدن.
پال : میشه درباره صحنه های سیاه و سفید و رنگی فیلم برامون توضیح بدی؟ آیا این طرز نگاهای متفاوت شما رو در طول فیلم میرسونه؟
تیم برتون : انتظار ما برای ساختن صحنه های سیاه و سفید تداعی کردن فیلمهای وحشتناک قدیمی بود- من و جانی هنیشه در مورد هنرپیشه های فیلمهای ترسناک قدیمی صحبت میکردیم و این فرصت خوبی بود که دین خودمونو به اونا ادا کنیم . در مورد فلش بکها سعی شده که مثل یه داستان برای تماشاگر تعریف بشه. چون این صحنه ها در واقع زیباترین صحنه های زندگی سویینی بودند و حالا خاطره ای ازشون مونده یه مقدار روشنتر به نظر میان. بر عکس فلش بک در فیلمهای دیگه که معمولا با رنگهای سیرتر نشون داده میشن و سعی کردیم که از رنگ به عنوان القا دهنده حالات شخصیتها به بیننده استفاده ببریم. به همین خاطر بود که چنین انتخابهایی رو برای صحنه ها در نظر گرفتیم.

بدون مقدمه خدمتتون عرض کنم که اينجانب یواش يواش داره بنزینم تموم ميشه و رسما به خواب زمستونی فرو میرم. اینه که یه مقدار کمتر آپ میکنم و چیز زیاد پر و پیمونی نیست ولی همینطوری که دراز میکشم و به سقف خیره میشم تا خوابم ببره پیشنهادات همه شما عزیزان در نظرم هست و توی همه خوابهای طولانیم به وبلاگ تک تک شما عزیزانم که وبلاگ دارین هم فکر میکنم وحتی بهشون سر میزنم و براتون کامنت میذارم واسه همین بعضی وقتا تعجب میکنم که چرا نظراتمو داخل کامنتدونی شما پیدا نمیکنم بعدش متوجه میشم که احتمالا توی خواب بوده که براتون نظر گذاشتنم. آروم آروم توی پستهای جدید منتظر سفارشهاتون باشین. وقت خواب شِلمانه* !!
جانی دپ در نقش مایکل جکسون!!

جانی دپ گفت در صورتی که پیشنهادی در مورد بازی در نقش مایکل جکسون در ورد زندگی شخصی اش داشته باشد حتما خواهد پذیرفت. گفته شده که شخصیت ویلی وونکا د رفیلم چارلی و کارخانه شکلات خود را از مایکل جکسون الهام گرفته بود ولی خود جانی دپ گفت : " از جانب من چنین حرفی زده شده بود ولی نه ٬ من چنین کاری رو نکردم گرچه کاش این فکر به ذهنم خطور میکرد. ولی هنوز هم شانس رو برای بازی در نقش مایکل از دست ندادم . شاید یکی از این روزا موافت کنه که فیلم زندگیش ساخته بشه حتی اگه یه سریال تلویزیونی باشه! "
جانی دپ اعتراف کرد که فروشنده بسیار بدی بوده!

شاید بدونید که جانی دپ وقتی که با گروه " کیدز " به لس انجلس رفت به عنوان فروشنده تلفنی مداد و خودکار کاری برای خودش گرفت. ولی او هیچوقت در مورد شغلش احساس راحتی نکرد چون از اینکه مجبور بود مردم رو با وعده های دروغین جایزه های قرعه کشی که کارخونه مداد برگزار میکرد مجبور کنه تا مدادهاشو بخرن. جانی میگه : " بیشتر بهشون وعده سفرهای خارج از کشور و ساعتهای قیمتی رو میدادم ولی وقتی که سرپرتمون پیشم نبود بهشون میگفتم که همه این حرفها الکیه و خبری از جایزه و این حرفها نیست و میگفتم که بهتره اون خودکارها رو نخرن!! گرچه این شغل یه عنوان اولین ایفای نقش من در طول عمرم به حساب میاد."
جانی دپ ۱ میلیون پوند به بیمارستان کودکان خیابان اورموند در لندن - جایی که دخترش از خطر مرگ نجات پیدا کرد - اهدا کرد.

دیروز جانی دپ در دیداری بی خبر به بیمارستان بزرگ کودکان لندن سر زد و ۱ میلیون پوند به خیریه بیمارستان تقدیم نمود. دختر ۸ ساله او در طول فیلمبداری پروژه سویینی تاد دچار نارسایی ویروسی کلیه شده بود و با مرگ دست و پنجه نرم میکرد در این بیمارستان تحت درمان قرار گرفته بود!

علاوه بر این هفته پیش هم جانی دکتر ها و پرستارهای این بیمارستان را برای افتتاحیه سویینی تاد دعوت کرده بود. جالبتر اینکه در تاریخ ۲۹ سپتامبر جانی با لباس و گریم جک اسپرو در این بیمارستان حضور یافت و برای بچه های بیمار و بستری در بیمارستان قصه گفت و اونها رو سرگرم کرد.

و آخرین خبر اینکه جانی دپ بالاخره اولین جایزه گلدن گلوبش رو برای فیلم سویینی تاد دریافت کرد.

* واسه بچه هایی که نمیدونن توضیح بدم موقعی که ما جوون بودیم یه کارتونی میداد به اسم بامزی قویترین خرس دنیا ( نمیدونم جدیدا تلویزیون دوباره پخشش کرده یا نه ) که یکی از دوستان این آقا خرسه یه لاکپشت خواب آلودی بود به اسم شلمان . من این روزها با شلمان همذات پنداری عجیبی حس میکنم .
سلام خواننده های عزیز وبلاگ
می دونم نزدیک اسکاره. ولی من خبر جدیدی از اسکار نمی دم . چون همه اخبار اسکار توی وبلاگهای دوستان هست و میتونین مثلا به آرتیستون ۲ مراجعه کنین و اخبار رو لحظه به لحظه بگیرین.
ایندفعه هم با یه آمار کوچولو و یه متن مصاحبه مانند از ونسا پارادی اومدم . تا بعضیا رو خوشحال کنم و بعضیای دیگه رو حرص بدم. بخونین و خوش باشین.
جانی دپ برای دومین سال متوالی عنوان موفق ترین ستاره هالیوود در زمینه پولسازی و برد گیشه را به دست آورد.
این آمار با توجه به فروش ۳۰۹ میلیون دلاری " دزدان دریایی کاراییب ۳ : در انتهای دنیا " و همچنین فروش سویینی تاد تخمین زده شده است.
در این تحقیقات که از سال ۱۹۳۲ انجام می شده است٬ از سالنهای سینما میخواهند که هر کدام ۱۰ هنرپیشه پولساز سال اخیرشان را در لیستی برای این تحقیقات بفرستند. امسال لیست به شرح زیر است :

1. جانی دپ
2. ویل اسمیت
3. جورج کلونی
4. مت دیمون
5. دنزل واشنگتون
6. راسل کرو
7. تام کروز
8. نیکولاس کیج
9. ویل فرل
10. تام هنکس
نحوه انتخاب افراد این لیست یه مقدار مبهمه . البته در بعضی موارد. مثلا اینکه چرا توبی مک گوایر در این لیست حضور نداره در حالی که اسپایدرمن خیلی فروش کرد ولی مثلا تام کروز توی این لیست چیکارمیکنه.
به هر حال ٬ تام کروز تا به حال ۷ بار در این لیست مقام اول رو به دست آورده ٬ تام هنکس ٬ کلینت ایستوود٬ برت رینولدز و بینگ کراسبی هر کدوم ۵ بار مقام اول رو داشتند. امسال اولین بار است که لیست " تاپ تن " شامل هیچ هنرپیشه زنی نشده.( بهتر!!
)
و حالا چیزی که شاید خیلی ها منتظرش بودن. یه مصاحبه جدید با ونسا پارادی که در تاریخ ۵ ژانویه ۲۰۰۸ انجام شده ( یعنی همین جند روز پیش) - توصیف نحوه زندگی با جانی دپ رو از زبان ونسا پارادی بخونید:

ونسا چنتل پارادی خیلی شانس آورده. انگار همه چیز کاملا براش جفت و جور شدند. وقتی کارش رو شروع کرد یه دختر نوجوان ۱۴ ساله بود که روی صحنه میرقصید و آهنگ "Joe Le Taxi" رو میخوند. هیچکس فکر نمیکرد که او به ستاره پاپ رانسه تبدیل بشه ولی از دست اندرکاران موزیک فرانسه هیچ چیز بعید نبود . خودش در این باره میگه : " واقعا ساده نبود. اگه بگم برام نوعی شکنجه بود اغراق نکردم. "
در حال حاضر با وجود ۳۴ سال سن او هنوز هم در اوج محبوبیت در فرانسه قرار دارد و تازگیها آلبومی فوق العاده به ثبت رسونده و شوهری فوق العاده تر داره (در واقع تور کرده!!) بله! جانی دپ! آنها دو تا بچه با نامهای لی لی رز و جک دارند. البته هنوز ازدواج نکردند و ونسا از جانی به عنوان " دوست پسرم " یاد میکنه و میگه این قضیه که هنوز ازدواجشون به طور رسمی به ثبت نرسیده براش اهمیتی نداره. ( آره !!!! )

و حالا او واینجاست . در هتلی در جنوب فرانسه . باهاش دست میدم . دست کوچکی داره ٬ موهای بلند و موجدار به رنگ فهوه ای روشن و پیشانی بلندی که بهش زیبایی اساطیری داده. شبیه مریم مقدس یا شاید هم شبیه اون قناری " توییتی " . ژان پل گود کارگردان تبلیغات یکی از شبکه های تلویزیونی فرانسه اولین نفری بود که به نظرش رسید ونسا شبیه توییتیه و برای همین در سال ۱۹۹۱توی تبلیغی با همین مضمون ازش استفاده کرد که خیلی هم مورد توجه قرار گرفت.
او هنوز هم برای تلویزیون مدل تبلیغاتی میشه و کارل لگرفلد هم طراحی لباسش رو برای اسکارها انجام میده ولی امروز او لباس ساده مشکی پوشیده و روی اون هم رنگ بنفش ( توجه دارین که رنگ مشکی و بنفش رنگ مورد علاقه جانی دپه )
توافق او را برای مصاحبه جلب کردن کار ساده ای نبود چون ار خبرنگارها خوشش نمیاد و در مورد پاپاراتزیها معتقده که : " باید جلوشون در بیای وگرنه درسته قورتت میدن! " و میگه که یه پاپاراتزی بود که اون و دوست پسر قبلیش لنی کراویتز رو هر جا که میرفتن تمام مدت دنبال میکرد. عکسهای او و جانی دپ در فرانسه غیر قابل فروش اعلام شده چون در غیر اینصورت پاپاراتزیها پدرشونو در میاوردند.
آلبوم جدید ونسا با مضمون " عشق در نگاه اول " روانه بازار شده و این همون چیزیه که بین او و جانی دپ اتفاق افتاد. آنها ۴ سال قبل از آنکه تصمیم بگیرن با هم زندگی کنند ملاقات کرده بودند و جانی در مورد نگاه اول گفته : " وقتی چشمم بهش افتاد ٬ عاشقش شدم ." ونسا میگه : " اولین بار فقط با جانی دست دادم ولی اصلا نمیدونستم که جانیه ولی در دستم موقع تماس با انگشتاش احساس لرزش کردم که این احساس در بازو و سپس کل بدنم ادامه پیدا کرد.

جوری که خودش میگه از کارها و شوهای زمان نوجوانیش زیاد راضی نیست و هر وقت اونها رو میبینه دلش میخواد داد بزنه که : " بس کن دیگه کافیه ! "
در مورد دوران نوجونی و اون موقعی که تازه داشت مشهور میشد و کنسرتهای جدیدشو اجرا میکرد٬خاطرات خوبی نداره . در شهری که زندگی میکردند به او با دید خوبی نگاه نمیکردند و یه بار هم خودش دیده بود که روی دیوار خونه شون نوشته بودند که : " ونسا پارادی یه بدکاره س " و مردم در خیابان بهش تف میکردند. او میگه : " فکر میکنم آزار دادن یه بچه برای مردم از آزار رسوندن به یه زن بزرگ راحتتره و متاسفانه این چیزیه که در فرانسه اتفاق میافته. " به نظر میاد که اون خاطرات عمیقا اونو ناراحت کرده.
در جشنواره " گرمی اواردز " هم او وضع بهتر از این نداشت وقتی که بلند شد تا " جو لو تاکسی " رو اجرا کنه یه سری کار شکن انقدر سر و صدا راه انداختن و سوت کشیدن تا کاملا صداش در هیاهوی اونا محو شد . خودش میگه : " نزدیک بود گریه م بگیره . ولی فکر کردم که نباید اجازه بدم اینطوری اونا لذت پیروزیشونو ببرن " ولی در همون شب بود که خیلی از مردم رو تحت تاثیر قرار داد.
یکی از اونها " ژان کلود پریسو " کارگردان بود و فکر کرد که او بهترین انتخاب برای بازی در فیلم جدید او " عروسی سفید " خواهد بود. برای بازی در این فیلم به ونسا جایزه سزار اهدا شد. ولی از شانس بد همین کارگردان به علت سواستفاده از دختران نوجوان دستگیر شد و گرچه ونسا پارادی در این پرونده حضور نداشت ولی دیگر از طرف خانواده به او اجازه همکاری با این کارگردان داده نشد .

ونسا پارادی در مورد جایگاه کنونی خوش میگه : " الان تعداد کمی از مردم هستند که معتقدند من در جایگاهی هستم که به اون تعلق دارم و این مقام رو با قدرت و هوش خودم به دست آوردم . بنابراین باز هم اونطوری که باید از احترام و محبوبیت بین مردم برخوردار نیستم "
تمام کسانی که با ونسا پارادی کار کردند معتقدند که او واقعا زن سختکوشیه . کاور آلبوم جدید ونسا پارادی پرتره ای از اوست یا چشمانی درخشان. وقتی پرتره رو میبینید احساس نقاش اون رو کاملا میشه درک کرد و این نقاش کسی نیست جز جانی دپ. بله ! نقاشی آلبوم جدید ونسا کار جانی دپ است. و ونسا میگه که جانی اینو از روی یه عکس او طراحی کرده.

نقاشی کاور آلبوم جدید ونسا پارادی - کاری از جانی دپ
در خانه و یا بهتر بگیم خانه های دپ ٬- سن تروپه ٬ تپه های هالیوود ٬ و اون جزیره " فاک آف آیلند " در باهاما٬ کلی چیز جالب برای انجام دادن هست. اونها با هم نقاشی میکنند و همیشه دستهاشون رنگیه . صورتشونو گریم میکنن و نمایش اجرا میکنن.حتی دزد دریایی هم میشن!! اسم پسرشون جک رو جانی انتخاب کرده البته نه به خاطر جک اسپرو بلکه به خاطر جک کروآک ٬ نویسنده مورد علاقه ش.
دختر کوچولوشون ٬ لی لی رز ٬ دیگه واسه خودش خانمی شده ! ی کیف صورتی از مارک شانل داره که همیشه دنبالشه . به موسیقی علاقه داره ولی ونسا معتقده که باید بیشتر صبر کنن تا علاقه واقعیش معلوم بشه. او میگه : " من که دوس دارمبچه هامو همیشه پیش خودم نگه دارم ولی خوب امکانش برای همیشه نیست . امیدوارم انتخابهای عاقلانه ای داشته باشن."
" زندگی خانوادگی ما مطمئنا برای خواننده های شما کسل کننده س. ما هیچ خدمتکاری نداریم فقط یه پرستار بچه داریم . " و سپس با رضایت خاطر میگه : " نصف دنیا دلشون میخواد دوست پسر منو داشته باشن. " و سپس لبخند میزنه و میگه : " البته بیشتر از نصف دنیا " !!
ایندفعه چند تا خبر براتون ترجمه کردم . بخونین و حالشو ببرین ![]()
جانی دپ : بخش های فلاش بک سویینی تاد خیلی برایم سخت بود!!
با وجود داشتن کارنامه ای پر از نقش های عجیب دزدان دریایی و موجوداتی با دستان قیچی مانند ٬ جانی دپ اعتراف کرد که سختترین قسمتی که تا به حال مجبور به ایفای نقش در آن شده ٬ قسمتهای فلاش بک فیلم سویینی تاد ٬ جدید ترین فیلم مشترک تیم برتون و جانی دپ است.
این ششمین همکاری این دو سینماگر دارای بالاترین ریسک در میان ساخته های آنان بود. شاید قبلا شنیده باشید که خواندن و یا اجرای صحنه های جنایات خون آلود برای جانی دپ کمی عجیب و دشوار بوده است ولی به گفته خود بازیگر این فلاش بکهای زندگی سویینی تاد بود که نقش را دشوار میکرد. موقعی که سویینی جوان به عنوان بنجامین بارکر زندگی آرامی در کنار همسر و فرزندش را سپری میکرد.
میشود گفت که این از جمله عادی ترین قسمت های فیلم است ولی جانی دپ و تیم برتون هر دو با این صحنه ها به سختی کنار آمدند.

جانی دپ و هلنا بونهام کارتر در صحنه ای از فیلم سویینی تاد
جانی دپ در مصاحبه با اسوشیتدپرس گفت : " عجیبترین صحنه ای بود که در طول عمرم ایفا کرده بودم . صدای هق هق گریه تیم برتون رو کاملا میشنیدم و بعد از این صحنه ها بود که تیم صحنه فیلمبرداری رو برای چند ساعتی ترک کرد و رفت . "
به عقیده برتون بار ملودرام صحنه بسیار بالاست . او می گوید : " آنجا بود که واقعا به من ثابت شد جانی دپ بازیگر توانایی است چون واقعا تاثیر گذار بازی کرد. "
جانی دپ هنرپیشه ۴۴ ساله فیلم به عنوان سویینی تاد نقد های جنجالی را به خود اختصاص داده است. او میگوید : " صحنه های فلش بک و صحنه ای که باید صورت آلن ریکمن رو صابون میزدم از جمله سختترین صحنه های طول عمرم بود."
فعلا که سویینی تاد در ۴ رشته در گلدن گلوب نامزد شده ٬ بهترین فیلم موزیکال / بهترین کارگردان/ بهترین هنرپیشه نقش اول مرد و بهترین هنرپیشه نقش اول زن.
چرا جانی دپ ازدواج نمی کند؟
علیرغم خبرهایی که چند ماه پیش منتشر شده بود ٬ گفته شده که جانی دپ تا اطلاع ثانوی هیچ قصدی برای ازدواج با دوست دخترش که در واقع مادر دو فرزندش هم هست یعنی ونسا پارادی نداره .
یکی از خویشاوندان جانی گفت ممکنه طلاق پدر و مادر جانی و همینطور طلاقی که خودش در ۲۲ سالگی بعد از ازدواج با لوری آن آلیسون در ۲۰ سالگی داشته ٬ اونو از ازدواج مجدد ترسونده .

جانی دپ تا به حال به غیر از ازدواجش با آلیسون ٬ ۵ رابطه جدی دیگه داشته که هیچکدوم به ازدواج ختم نشدند . شریلین فن (۱۹۸۷-۸۸) ٬ جنیفر گری (۱۹۸۸-۸۹) ٬ وینونا رایدر (۱۹۹۰-۹۳) ٬ کیت ماس ( ۱۹۹۴-۹۷) و این آخری که ونسا پارادی باشه و نزدیک ۱۰ سال رابطه شون ادامه پیدا کرده. به هر حال منتظر مراسم ازدواج این پیرمرد نباشین.
طرفداران جانی دپ او را در نقش پاپانوئل میخواهند.
در نظر خواهی که انجام شده ٬ طرفداران مونث جانی دپ خواستار دیدن این هنرپیشه به عنوان پاپانوئل شده اند. بعد از جانی دپ هم جود لا و لئوناردو دی کاپریو قرار دارند.

جانی دپ به جک اسپرو افتخار میکند.
بعد از اینکه مردی به جانی دپ گفت که همسر بیمارش پس از دیدن جک اسپرو در سینما طوری خندیده که سالها آنطور نخندیده بود ٬ جانی دپ گفت که به کاپیتان جک افتخار میکند.
همسرش این مرد از نوعی بیماری آلزایمر مانند رنج میبرد و سالها نخندیده بود ٬ مرد مذکور وقتی دید که همسرش با دیدن کاپیتان جک اسپرو بلند بلند میخندد او را بارها به سینما برد تا این فیلم را تماشا کند.

یک مجسمه مومی از کاپیتان جک اسپرو ( شدیدا واقعی به نظر میرسه ٬ مگه نه ؟ )

اینم یه نوع دیگه از مجسمه جک اسپرو !!
بله ! سویینی تاد بالاخره اکران شد و اونور آبی ها در حال و حول به سر میبرن . ولی لطفا اصلا دلتنگی و نگرانی به خودتون راه ندین که به زودی و در چند روز آینده به ایران هم میرسه ( البته اگه تا حالا نرسیده باشه ) حالی میکنم با این مملکت خودمون اساسی!!

بچه ها جونم !! من این دفعه اومدم یه آپ کوچول موچولوی جمع و جور براتون بزارم و خبر خوش اکران شدن سویینی رو بهتون بدم با چند تا عکس خوشگل . ولی دفعه دیگه با یه آپ پر و پیمون میام . احتمالا یه مصاحبه ی جالب. شایدم چیزای دیگه . مرسی از نظرات باحالتون . تا آپ بعدی بای بای
برای دیدن عکسها در اندازه اصلی روی اونها کلیک کنید.
نامزدهای گلدن گلاب 2008 معرفی شدند
درام تاریخی بریتانیایی "تاوان" با نامزدی در هفت رشته از جمله بهترین فیلم و بهترین بازیگران گوی سبقت را در شصت و پنجمین دوره مراسم اهداء جایزه گلدن گلوب از سایر رقبا ربود.
خبرگزاری اسوشیتدپرس و پایگاه خبری اسکرین دیلی اعلام کردند تعدادی از چهرههای سرشناس هالیوود از جمله کوئنتین تارانتینو لحظاتی پیش نامزدهای جوایز گلدن گلاب 2008 را در مراسمی رسمی معرفی کردند که پس از "تاوان" فیلمهای "جنگ چارلی ویلسن" با پنج و "مایکل کلیتن"، "پیرمردها کشوری ندارند" و "سویینی تاد" با چهار نامزدی قرار دارند.
انجمن مطبوعات خارجی هالیوود هر سال جایزه گلدن گلوب را اعطا میکند و فهرست نامزدهای شصت و پنجمین دوره این جایزه که برندگان آن 13 ژانویه 2008 (23 دیماه) در بورلی هیلتن معرفی میشوند، به این شرح است:
جایزه سیسیل ب. دمیل:
- استیون اسپیلبرگ
بهترین فیلم درام:
- گانگستر آمریکایی / ریدلی اسکات
- تاوان / جو رایت
- قولهای شرقی / دیوید کراننبرگ
- مناظرهکنندگان ماهر / دنزل واشینگتن
- مایکل کلیتن / تونی گیلروی
- پیرمردها کشوری ندارند / ایتن و جوئل کوئن
- خون بپا میشود / پل تامس اندرسن
بهترین بازیگر زن درام:
- کیت بلانشت / الیزابت: عصر طلایی
- جولی کریستی / دور از او
- جودی فاستر / شجاع
- آنجلینا جولی / یک قلب توانا
- کایرا نایتلی / تاوان
بهترین بازیگر مرد درام:
- جرج کلونی / مایکل کلیتن
- دانیل دی لوئیس / خون بپا میشود
- جیمز مکآووی / تاوان
- ویگو مورتنسن / قولهای شرقی
- دنزل واشینگتن / گانگستر آمریکایی
بهترین فیلم موزیکال یا کمدی:
- سرتاسر جهانپ
- جنگ چارلی ویلسن
- اسپری مو
- جانو
- سویینی تاد
بهترین بازیگر زن موزیکال یا کمدی:
- ایمی آدامز / طلسمشده
- نیکی بلانسکی / اسپری مو
- هلنا بونهم کارتر / سویینی تاد
- ماریون کوتیلارد / زندگی به رنگ صورتی
- الن پیج / جانو
بهترین بازیگر مرد موزیکال یا کمدی:
- جانی دپ / سویینی تاد
- رایان گاسلینگ / لارس و دختر واقعی
- تام هنکس / جنگ چارلی ویلسن
- جان رایلی / داستان دیویی کاکس
بهترین فیلم انیمیشن:
- فیلم زنبور
- راتاتویی
- فیلم سیمپسنها
بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان:
- 4 ماه، 3 هفته، 2 روز / رومانی
- زنگ شیرجه و پروانه / فرانسه و آمریکا
- بادبادکباز / آمریکا
- هوس، احتیاط / تایوان
- پرسپولیس / فرانسه
بهترین بازیگر زن مکمل:
- کیت بلانشت / من اینجا نیستم
- جولیا رابرتز / جنگ چارلی ویلسن
- سوارس رونان / تاوان
- ایمی رایان / رفته، عزیزم، رفته
- تیلدا سوئینتن / مایکل کلیتن
بهترین بازیگر مرد مکمل:
- کیسی افلک / ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد ترسو
- خاویر باردم / پیرمردها کشوری ندارند
- فیلیپ سیمور هافمن / جنگ چارلی ویلسن
- جان تراولتا / اسپری مو
- تام ویلکینسن / مایکل کلیتن
بهترین کارگردان:
- تیم برتون / سویینی تاد
- ایتن و جوئل کوئن / پیرمردها کشوری ندارند
- جولین شنیبل / زنگ شیرجه و پروانه
- ریدلی اسکات / گانگستر آمریکایی
- جو رایت / تاوان
بهترین فیلمنامهنویس:
- دایابلو کدی / جانو
- ایتن و جوئل کوئن / پیرمردها کشوری ندارند
- کریستوفر همپتن / تاوان
- رانلد هاروود / زنگ شیرجه و پروانه
- آرون سورکین / جنگ چارلی ویلسن
بهترین آهنگساز:
- مایکل بروک، کاکی کینگ و ادی ودر / درون طبیعت وحشی
- کلینت ایستوود / حرمت از دست رفته
- آلبرتو ایگلسیاس / بادبادکباز
- داریو ماریانلی / تاوان
- هوارد شور / قولهای شرقی
بهترین ترانه:
- عشق سالهای وبا / موسیقی: شکیرا و آنتونیو پینا، شعر: شکیرا
- حرمت از دست رفته / موسیقی: کلینت ایستوود، شعر: کارول بایر سیگر
- درون طبیعت وحشی / موسیقی و شعر: ادی ودر
- طلسمشده / موسیقی و شعر: آلن منکن
- داستان دیویی کاکس / موسیقی و شعر: مارشال کرنشاو، جان سی رایلی، جاد آپاتو
"تاوان" بر اساس رمان برنده جایزه بوکر یان مکیوان ساخته شده و داستان آن در سالهای 1930 روی میدهد و درباره نویسندهای تازهکار است که دوست خواهر بزرگترش را به گناهی که مرتکب نشده متهم میکند. این فیلم اوت گذشته در افتتاحیه جشنواره ونیز به نمایش درآمد.
جوایز گلدن گلوب یکی از مهمترین جوایز سالانه سینمایی آمریکاست و از آن به عنوان پیشدرآمد جوایز اسکار یاد میشود. پارسال در شصت و چهارمین دوره این جوایز، "بابل" الخاندرو گونزالز ایناریتو در بخش بهترین فیلم درام و "دختران رؤیایی" به کارگردانی بیل کاندن در بخش بهترین فیلم موزیکال یا کمدی برنده جایزه شدند.
................................................
منبع: خبرگزاری مهر
سلام
حالتون چطوره دوستان . می دونم میدونم این دفعه ۲-۳ روزی دیرتر آپ کردم ولی دلیل داره . راستش من ۳ تا بچه دارم که باید به همه شون برسم. بله ۳ تا بچه . چیه ؟ کف کردین ؟
پسر دومم که ماشاله بیش فعاله ( البته الان یه کمی بهتر شده ) یه پیشی ناز ۴ ماهه س به اسم " بو بو " . این که جیگر منه . عاشقشم. انقدر خوشگله که نگو و نپرس.
بچه سومم یه دختر خانوم نازنازیه به اسم " بلوط " . یه بچه گربه یک ماهه ایرانی با موهای خیلی بلند و چشمای سبز که دائم خودشو لوس میکنه که یکی نازش کنه.
حالا فکر کنین توی یه خونه ۲ طبقه باشین با دو تا گربه و یه همستر که هیچکدومم نباید به هم نزدیک بشن. چون " بوبو " خان دائم منتظره که در آکواریوم " تیموتی " باز بشه و بپره اون تو ببینه این موجودی که بعضی وقتا اون تو تکون میخوره چیه یا اینکه همه ش میخواد بره طبقه بالا که ببینه اون پیشی کوچیک پشمالو تازه وارد کیه یا از دیوار میره بالا یا میپره توی خونه همسایه یا ... !! بدبختی از اونجا شروع میشه که همه شون مریضیای عجیب غریب میگیرن و به همدیگه سرایت میدن و من دائم مجبورم یه پام توی دامپزشکی باشه و یکیش توی خونه . از ۷ صبح بیدار بشم به یکی آمپول بزنم به اون یکی شربت کلسیم بدم توی چشم اون یکی قطره بریزم و...و...و... تا بتونم ۱ نصفه شب بخوابم.
دردسرتون ندم . خلاصه گرفتاری و دیر شدن آپ ایندفعه به این خاطر بود.
خوب بریم سر جناب جان کریستوفر دپ دوم ...
از عنوان مطلب ابن هفته تعجب کردین؟ تعجب نکنین . چون جانی هم هر چی ظرفیت داشته باشه بالاخره به روزی ته میکشه. مثل هر آدم دیگه ای . خیلی طبیعیه که مثلا شما از این مساله کفرتون بگیره که حتی توی توالت خونه خودتونم آسایش نداشته باشین و حتی وقتی دست توی دماغتون میکنین با فلاش عکاسها و نیش باز طرفدارانتون روبرو بشین . خوب شاید اولش شهرت خوب باشه ولی بعدش ... به قول معروف گندش در میاد و آدمو کلافه میکنه . مخصوصا وقتی که اون آدم کسی مثل جانی کوچولوی خجالتی باشه ...

۱۳ دسامبر ٬ واشنگتن : جانی دپ هنرپیشه معروف هالیوود گفت : " امیدوارم بالاخره یه روزی دنیا از من خسته بشه . "
هنرپیشه ۴۴ ساله در این مصاحبه گفت که مدتی دیگر سینما را ترک خواهد کرد و به زندگی عادی خود خواهد پرداخت. (حالا گریه نکنین شاید جانی جوگیر شده همینجوری یه چیزی پرونده . به قول معروف یه چی گفته یه چی گفته باشه.) و اینکه اصلا دلم نمیخواد مثل یه محصول باهام رفتار بشه . میخوام خودم باشم. " جانی دپ در این مصاحبه از تیم برتون که تا حالا ۶ فیلم با هم ساخته اند نیز تشکر کرد و گفت : " این چیزی رو که الان هستم مدیون تیم برتونم . "
جانی دپ گفت از گرفتن اسکار خوشش نمیاد چون از قرار گرفتن در مقابل جمعیت احساس ناراحتی میکنه ( حالا هی بگین جانی خجالتی نیس) . جانی دپ که تا به حال ۲ بار در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ برای فیلمهای دزدان دریایی کاراییب ۱ و در جستجوی ناکجاآباد نامزد دریافت جایزه اسکار بوده از قرار گرفتن جلوی جمعیت خوشش نمیاد. او در این باره میگوید : " دلم نمیخواد جلوی این همه آدم بلند بشم و تشکر کنم . این قضیه واقعا منو میترسونه. همین که نامزد شدم برام کافیه. واقعا برام افتخاری بود. من برای جایزه این کار رو نمیکنم بلکه کارم برام اهمیت داره . خیلی از بازیگری خوشم میاد . "
مصاحبه کننده هم بهش گفته : " مطمئنم بالاخره یه روزی مردم ازت خسته میشن ولی احتمالا تا اون موقع من خیلی پیر و پاتال شدم . "
جانی دپ میگه که مارلون براندو بهش آموخت تا زندگی خصوصیش رو خصوصی نگه داره . مارلون براندو به جانی گفت : " این دنیای توئه و اجازه نده فرد دیگه ای بهش وارد بشه چون به هیچکس مربوط نیست. "
جانی دپ گفت که یاد گرفته به رستورانها از طریق در آشپزخانه وارد بشه و هتلها از در گاراژ . با اینکه جانی دپ عاشق شغلشه ولی از حواشی این شغل زیاد دل خوشی نداره.
واسه حسن ختام این یه عکس جدید از سویینی تاد ( این فیلم ۲۱ دسامبر - یعنی ۶ روز دیگه - اکران می شه ) :

سلام به همه
اول یه پیام به ساناز خانوم که انگار هیچکدوم از پیامها و ایمیلها و مسج ها و نامه ها و زجه موره های منو در جواب ایمیلش نمیبینه ... حتی دود آتیش سرخپوستی هم در رسوندن پیام من به تو کارگر نیس ساناز جون !! ... امیدوارم اینو دیگه ببینی... جواب سوالاتو در مورد فیلمها توی نظرات همین پست گذاشتم . تو رو خدا برو بخون که انقدر منو نفرین نکنی ![]()
نکته دومی که میخواستم بگم برای بچه هایی هست که گفته بودن میخوان از طریق من توی سایت کلوب عضو بشن . از این آدرس میتونین برین و عضو بشین و اینم لینک کلوب جانی دپ و دزدان دریایی کاراییب. که وقتی واردش شدین خودتون متوجه میشین چطوری عضو این کلوبها بشین.
عزیزانی که میخوان فیلمهای جانی دپ رو بخرن لطفا برای توضیحات به این آدرس مراجعه کنین. ( مخصوصا قابل توجه ساناز خانم و شیما جون )
خوب . این دفعه یه پست تصویری داریم و چند تا خبر مربوط به اون...
عکسهای جدید افتتاحیه سویینی تاد در نیویورک ( رو عکسا که کلیک کنین گُنده میشن) نمیدونم چرا این لینکها این مدلی در میان ![]()
خوب ٬ میریم سراغ خبرها ...
اول از همه در مورد سویینی تاد که همه منتظریم ببینیمش و باور کنین این انتظار برای همه طرفدارای جانی یه جوری تازگی داره ٬ من که در مورد این فیلم احساس خوبی دارم .

سویینی تاد قاتل خیابان فلیت در لندن که جانی نقششو بازی کرده برای همه تعجب آور خواهد بود ولی ساخت این فیلم قصه درازی داره. جانی در این مورد در حالی که میخنده میگه : " شش سال پیش تیم (برتون) سی دی فيلمنامه سویینی تاد رو توی خونه من انداخت و صبر کرد تا تصمیم بگیرم توی فیلمش بازی کنم!!"جانی دپ که به نظر میاد توی فیلم از خونریزی هیچ واهمه ای نداره ولی از اینکه خودش خونریزی داشته باشه هیچ خوشش نمیاد و دوشنبه در افتتاحیه سویینی تاد در جمع خبرنگاران میگه : " هیچکس دوست نداره بهش جراحت یا زخمی وارد بشه چه توی مطب دکتر باشه و چه توی زندان. خیلی ممنون٬ ترجیح میدم که خونم توی بدنم باقی بمونه !! " و در جواب این سوال که آیا تا حالا مقدار زیادی خون از دست داده یا نه میگه : " بله ! ولی بعدا جبران شد."

در این مراسم جانی دپ و دوست قدیمیش " کیث ریچاردز" که نقش پدرش رو هم در دزدان دریایی کاراییب ۳ به عهده داشت دیداری با هم داشتن. جانی به محض اینکه کیث رو دید با خوشحالی گفت : " کییییییث" !! ( حالا اینجا صحنه اسلوموشن میشه کیث و جانی به طرف هم میدوئن . لنگه کفش جانی به علت کهنگی بیش از حد از پاش در میاد و توی کله یکی از حضار میخوره . اون آدم به خاطر ضربه مغزی غش میکنه و بقیه هم از بوی پای جانی تقریبا بیهوش میشن. جانی و کیث به سبک کارتون فوتبالیستها مسافت ۱۰ متری که بینشون هست همچنان با حرکت آهسته طی میکنن. جاني همینطوری که به چند نفر تنه میزنه و پای خانمی رو له میکنه بالاخره به کیث ریچاردز میرسه . آنها همدیگه رو در آغوش میگیرن و به سبک کارتونهای ژاپنی در حالی که اشک توی چشماشون موج میزنه به هم نیگا میکنن و به سبک فیلمهای هندی جانی پدر دزد دریاییشو بغل میکنه و های های گریه میکنن. حالا گریه نکن . کی گریه کن!! اینم از بازسازی صحنه) بعد از روبوسي و چاق سلامتی خبرنگارا دورشون جمع شده و از کیث ریچادز میپرسن که تا حالا اجرای موزیکال سویینی تاد در تئاتر بردوی رو دیده یا نه . که اونم جواب میده : " نوچ!! ولی خود سویینی تاد رو خوب میشناسم . ناکس بدجوری اصلاح میکرده!! و در ضمن از اینکه خون خودمو ببینم بدم نمیاد ولی از دیدن خون بقیه آدما چندشم میشه."

تیم برتون هم اعتراف میکنه که از خون میترسه و روشو توی مطب دکتر برمیگردونه تا خونریزی نبینه و میگه خونی که توي اين فيلم استفاده میکردن کاملا مصنوعی بوده و رنگ نارنجی داشته که توی تدوین باید کمی اصلاح رنگ بشه.
این فیلم بدجوری توجه همه رو برای اسکار برانگیخته ولی جانی کاملا در این مورد بی تفاوت و خونسرد نشون میده و میگه : " وظیفه من در رابطه با این فیلم تموم شده و دیگه به من مربوط نیست که بعدش چه اتفاقی میفته. " جانی گرچه در مورد نقشهایی که بازی کرده خجالتی به نظر میاد ولی وقتی در مورد چگونگی گذروندن تعطیلاتش میپرسن با خوشحالی میگه : " با بچه هام گردش میکنیم و منتظر بابا نوئل می مونیم. "
خبر بعدی اینکه ممکنه جانی دپ در فیلمی به کارگردانی مایکل مان شرکت داشته باشه . در این فیلم جانی نقش سارقی به اسم " جان دیلینگر" رو داره که از بانک سرقت میکنه. تهیه کنندگان این فیلم رابرت دنیرو ٬ جین روزنتال و کوین فیشر خواهند بود و اگه همه عوامل بدون مشکل گرد هم بیان در ماه مارچ بعد از پایان فیلمبرداری شانتارام فیلمبرداری اين اثر جديد آغاز خواهد شد.
خبر آخر – كه البته كمی تا قسمتي خاله زنكيه - اینکه جانی یه باغ انگور برای ونسا پارادی به عنوان هدیه اتمام آلبوم جدیدش خریده که نزدیک خونه شون قرار گرفته . خوب به ما چه ؟! ما که اصلا این مسایل برامون اهمیتی نداره . چون ما که فقط و فقط به جنبه هنری جانی دپ می نگریم . مگه نه ؟!!!!!!
![]()
آهان ! تا یادم نرفته بگم که ظاهرا شب یلدا دزدان دریایی کاراییب ۳ از شبکه ۵ پخش میشه .
خیلی از همه تون ممنونم که انقدر به من لطف دارین . مرسی !! قربون همه تون !! تو باحالتری! کجایی؟!!
خلااااصه ... از حال و احوال و اینا که بگذریم بریم سراغ گپ و گفت ...
میگماااا ... این قسمت وبلاگ دوستان که تازه به میز کار ما اضافه شده عجب وسیله خالی بندیه!! مثلا کسی رو که من میدونم همین دیروز وبلاگش آپ شده نوشته ۶۴ روز پیش یا اینکه وبلاگی که ۱ هفته پیش آپ شده نوشته ۲ ساعت پیش. به این نتیجه رسیدم که اصلا حال خوشی نداره این " وبلاگ دوستان" !!
سوگند جونم پرسیده بود که من کجا و چجوری با جانی دپ آشنا شدم . هاااا ... الان یک خاطره براتون تعریف میکنم ...
- یک روز در خانه نشسته بودیم داشتیم تخمه میشکستیم که تلفن زنگ زد ... ورداشتیم گفتیم کیسسسه؟ گفت : " جانی دپ هسسسه !!" گفتیم : " هاااا خالی نبند ... جانی دپ که فارسی بلد نیسسه " . گفتش که : " من فارسی بلد هستم و ...
- هوووووو خالی نبند وگرنه... ![]()
- وگرنه چی ؟!!!
- این ... ![]()
قبول ... جانی دپ رو من از حدودا ۸ - ۹ سال پیش ازش خوشم اومد . اون موقع نقطه ای بیش نبودم (یعنی کوچولو بودم) . اولین فیلمی که ازش دیدم اسلیپی هالو بود. یادمه این فیلمو وقتی خریدم توی راه از مدرسه تا خونه از ذوقم نزدیک بود غش کنم . فیلمش زیر نویس انگلیسی داشت و منم همه ش محو مدل حرف زدن جانی بودم . مخصوصا also گفتنش که انقدر غلیظ بود انگار میگفت ooolse و من فکم پیاده شد تا تونستم اداشو در بیارم . خلاصه اینکه من اون موقعها عاشق کمالات این آقای دپ خوشگل شده بودم . توی دوران دانشگاهم این علاقه همچنان به جانی و بیشتر به فیلمهاش ادامه پیدا کرد و یادمه وقتی Dead Man رو دیده بودم کلی با دوستام نقدش کردیم و بحث فلسفی ( گرچه یه کلمه از فلسفه حالیمون نمیشد ) ولی فکر نمیکنم هیچوقت طرفدار افراطی کسی بوده باشم که به خاطرش شکم بقیه رو سفره کنم ، یا مثلا از زنش متنفر باشم یا هر چیز مزخرفی از این قبیل که باعث می شه مردم به هم بی احترامی کنن. کلا فلسفه طرفدارای افراطی رو درک نمیکنم ، اگه اصولا فلسفه ای داشته باشن!!
سوگند جون ! این قضیه هم که میگی جانی توی ایران طرفدار زیاد نداره ( یعنی به اندازه برد پیت و لئوناردو دی کاپریو) من فکر میکنم به خاطر اینه که جانی خبرهای حاشیه ای به اندازه اونا نداره . مثلا این مسخره بازی که برد پیت با آنجلینا جولی داشتن و کلی سر و صدا توی هالیوود راه انداخت و امثال این چیزا رو جانی تا حالا نداشته و یه دلیل دیگه هم شاید این باشه که دختر دبیرستانیا که معمولا طرفدار برد پیت و لئوناردو هستن از قیافه ی رنگوارنگ اونا خوششون میاد . یعنی موهای بور ، چشمای آبی ، پوست سفید ، لپهای صورتی و .. و .. و ... این قصه سر دراز دارد! ( البته اگه از حق نگذریم هم برد پیت و هم لئوناردو توی فیلمهای مختلف بازیهای عالی از خودشون ارائه دادن . مثلا برد توی دوازده میمون که نامزد اسکار هم شده بود یا فیلم بابل و لئوناردو هم توی همین فیلم گیلبرت گریپ خودمون که من خودم شخصا خیلی خیلی جذب نقشش - برادر عقب افتاده ذهنی گیلبرت - شدم و به نظرم برای پسری در اون سن و سال واقعا بی نظیر بود.)
حالا شاید دلایل دیگه هم داشته باشه . شمام اگه دلتون خواست به پیشنهاد سوگند جون بگین از کی با جانی آشنا شدین و فکر میکنین چرا توی ایران هنرپیشه هایی مثل برد پیت و لئوناردو دی کاپریو بیشتر از جانی ما طرفدار دارن؟
خوب ، حالا دیگه بریم سراغ پست این هفته
شرط می بندم دوست دارین یه مقدار در مورد فیلم شانتارام بدونین. پس بخونید :
"برخلاف فیلمهایی که در اون مردان سفید وارد کشورهای در حال توسعه یا قاره سیاه میشن و از چگونگی روشن کردن شمع گرفته تا ایجاد الکتریسیته یا هر چیز دیگه ای رو به مردم اون کشورها یاد میدن ، این فیلم درباره مردی است شرمزده و گناهکار ، که هیچ نوع اعتماد به نفسی براش باقی نمونده ، یه مجرم معتاد به هرویین که بالاخره میفهمه که عزت و شرف چه جور چیزیه. "
اینها صحبتهای خانم " میرا نایر " در مورد فیلمی است که قراره اونو با بازی جانی دپ و آمیتاب بچان ، به تهیه کنندگی کمپانی برادران وارنر به همراهی کمپانی Infinitum Nihil جانی دپ و کمپانی Plan B برد پیت ، کارگردانی کنه .

میرا نایر - کارگردان
"شانتارام" رمانی است نوشته گرگوری دیوید رابرتز. این کتاب قصه او را که طی فرار از زندانی در ملبورن استرالیا به سوی نیوزیلند و سپس هند میگریزد بیان میدارد. قصه فیلم بیشتر در هند میگذره . در هند او در محلات کثیف بمبئی زندگی میکنه و پس از درگیری خیابانی در زندانی محلی زندانی میشه و در اونجاست که با اعضای مافیای محلی آشنا میشه .

البته این داستان بسیار جالبتر از یه داستان ساده در مورد یه سری زندانیه . قصه پر از خصلتهای نیک انسانی ، عشق، نفرت ، دوستی ها ، دشمنی ها ، زندگی و مرگ است . اینم تقویمی از اتفاقاتی که تا به حال در راه ساخت فیلم شانتارام رخ داده :
۳۱ ژانویه ۲۰۰۷
آمیتاب باچان با جانی دپ در این فیلم همبازی خواهد بود. باچان تعداد زیادی جایزه برای بازی در فیلمهای هندی برنده شده است. این اولین حضور بین المللی او در یک فیلم خواهد بود.
۳فوریه ۲۰۰۷
بعد از اینکه شیلپا شتی جایزه Big Brother از نوع بریتانیایی آنرا برد در حال مذاکره برای بازی در فیلم " شانتارام " است. گرچه هنوز مشخص نیست که او در این فیلم چه نقشی را ایفا خواهد کرد.
12 فوریه 2007
رویتر به تازگی با کارگردان شانتارام ، میرا نایر مصاحبه ای داشته است. او در مورد دپ گفت : " جانی دپ انسانی فوق العاده و همینطور هنرپیشه ای فوق العاده س و مطمئنا به خوبی از پس بازی در این فیلم برخواهد اومد و وقتی اون از من درخواست کرد که کارگردانی فیلمش رو به عهده بگیره واقعا برام افتخار بزرگی بود. "

نمیدونم چرا هر چی فکر میکنم اسم این یکیو یادم نمیاد ![]()
17 مارچ 2007
بر طبق خبری که یکی از روزنامه های ملبورن به نام " هرالد سان " منتشر کرده است ، احتمالا برخی صحنه های فیلم شانترارم در ملبورن فیلمبرداری خواهد شد.میرا نایر دیروز در مصاحبه ای بیان کرد که سفری به ملبورن برای بررسی شرایط خواهد داشت و اظهار داشت : " امیدوارم که در ملبورن هم صحنه هایی رو بگیریم که البته برای اظهار نظر هنوز زوده . "
22 مارچ 2007
میرا نایر گفت که الان دیگه کاملا با پروژه شانترام کنار اومده و در حال مراحل آماده سازی به همراهی نویسنده فیلمنامه اریک راث هستند. فیلمبرداری در نوامبر آغاز خواهد شد و تا مارچ 2008 ادامه خواهد یافت.
20 ژوئن 2007
به طور معمول 1 صفحه از فیلمنامه برابر با یک دقیقه از فیلم خواهد بود. شانتارام 1000 صفحه ای است و به نظر میرسه باید منتظر فیلم عظیمی باشیم . البته فیلم 1000 دقیقه نخواهد بود ولی احتمالا 2.5 ساعت طول خواهد کشید.
13 سپتامبر 2007
گرچه رایزنی هایی انجام شده ولی آمیتاب باچان قبول نکرد در فیلم شانتارام موهایش را برای نقش بتراشد . در این فیلم آمیتاب باچان نقش رییس مافیا " قادر بای " را بازی خواهد کرد. فیلمبرداری در اواخر امسال آغاز خواهد شد. ( من یه جایی خوندم که آمیتاب باچان گفته اگه بخوام موهامو بتراشم به ازای هر تار مو ۱۰۰۰ روپیه به حقوقم اضافه میشه .
حالا کی میاد اون همه مو رو بشمره !! لوووووس ... حالا مثلا فکر کرده مونیکا بلوچیه که اگه موهاشو بتراشه خدا نکرده از جذابیتش کاسته میشه ؟ راستش یاد مهریه دخترای زرتشتی افتادم که مثلا یک کیلو بال مگس یا دو کیلو لنگ چپ مورچه یا شایدم جیگر مادر شوهره - البته این آخری رو از خودم گفتم
- یعنی مثلا چیزی که کسی نتونه انجام بده . من اگه جای کارگردان بودم موهاشو با نمره ۴ میتراشیدم بعدش مجبورش میکردم خودش ۷ شبانه روز بشینه موهاشو بشمره که دیگه تنبیه بشه از این شرط و شروط نذاره واسه من

آمیتاب باچان
30 سپتامبر 2007
جانی دپ به زودی در بمبئی حضور میابد تا با محیط شهر آشنا شود. نویسنده کتاب
اطلاع داد که فیلمبرداری این فیلم در 19 ژانویه 2008 آغاز خواهد شد.

گرگوری دیوید رابرتز - نویسنده کتاب شانتارام ( مرسی سیبیل
)
20 نوامبر 2007
منابع گزارش داده اند که اعتصاب فیلمنامه نویسان هالیوود در اعتراض به عدم افزایش حقوقشان پروژه ساخت فیلم شانتارام را به تعویق انداخته است.اعتصاب و همینطور آغاز باد و بارانهای شدید موسمی در هند باعث توقف ساخت این فیلم شده . فیلمبرداری در فوریه ( بهمن ماه ) آغاز خواهد شد.

سلام ![]()
چطورین ؟
میبینم که همه خیلی بی صبرانه منتظر جانی هستین و اخبارشو از نزدیک دنبال میکنین. ![]()
خوب ... منم بیشتر از این منتظرتون نمیذارم ...
این هفته هم ۲-۳ تا خبر داریم و هم یادداشتهایی در مورد یکی از فیلمهای جانی دپ.
اول از همه میریم سراغ اخبار جدیدترین فیلم جانی . ساخت فیلم "شانتارام" به تعویق افتاد . اونم به علت اعتصاب نویسندگان هالیوودی که باعث شده فیلمنامه هنوز تکمیل نشده باشه. قرار بود این فیلم در فوریه کلید بخوره ولی چون هنوز فیلمنامه حاضر نیست و فیلمنامه نویسان هم در اعتصاب به سر میبرند کار به تعویق افتاد. گفته میشه این اعتصاب به علت مخالفت مسوولان با افزایش حقوق نویسندگان فیلمنامه ها در هالیوود بوده .
خوب ... خبر دوم بازم مربوط به تیم برتونه . جوری که تیم برتون در مصاحبه ای با " نیویورک دیلی " گفته ٬ جانی دپ هیچوقت به خوش قیافه بودن خودش توجهی نداشته. تیم برتون میگه : " جانی از اون جور هنرپیشه هایی نیست که دائم توی آینه به خودشون نیگا میکنن. من از بازیگرایی که بعد از گرفتن هر صحنه ای توی مونیتور به تصاویر خودشون خیره میشن خوشم نمیاد و جانی اصلا از این اخلاقا نداره. مطمئنا بیشتر فیلمهاشو ندیده . جانی انقدر نسبت به ظاهر خودش بی اعتناست که میخواست توی " اسلیپی هالو " یه دماغ بزرگ روی صورتش کار بذاریم تا به شخصیت ایکابد کرین نزدیکتر بشه. همیشه به ریخت و قیافه های جدید علاقه خاصی نشون میده . "
خوب اینم از خبر تیم برتونی هفته ![]()
بعضی از بچه ها هم که خواسته بودن عکسهای بیشتری از سویینی تاد بذارم . باید بگم که غیر از اون عکسهایی که تا حالا دیدین عکس زیادی توی اینترنت منتشر نشده ولی میتونن با مراجعه به این آدرس عکس های دیگه ای که از پشت صحنه پروژه سویینی تاد گرفته شده ببینن.
خوب نوبتی هم باشه نوبت فیلم این هفته - یا بهتر بگم انیمیشن این هفته - یعنی "عروس مرده" هست. "جانی دپ" در این فیلم به همراه "هلنا بونهام کارتر" از صداپیشگان اصلی بودند و باز هم به کارگردانی ... "تیم برتون" معروف
عروس مرده

داستان در صده 1800 ميلادي ميگذره . ويکتور ون دورت – جواني از خانواده تازه به دوران رسيده – و ويکتوريا اورگلوت – دختري از خانواده اي اصيل که به تازگي کفگيرشون به ته ديگ خورده – به تصميم خانواده شون با هم به منظور ازدواج آشنا ميشن. ويکتور و ويکتوريا که در واقع امر هم به همديگه علاقمند شدند تصميم به ازدواج ميگيرن ولي داماد جوان که در تمرين مراسم ازدواج همه چيز رو به خاطر هول شدن به هم ريخته به جنگل پناه ميبره تا بلکه در سکوت و تنهايي بتونه گفته هاي مربوط به مراسم رو تمرين کنه . به طور کاملا اتفاقي انگشتر ازدواجش رو به انگشت جسدي ميکنه که در جنگل مدفون شده . حالا اون جسد که عروس جواني بوده به تصور اينکه ويکتور ميخواد باهاش ازدواج کنه به دنبال او راه ميفته . از طرف ديگه ويکتوريا که براي برگشت ويکتور به انتظار نشسته خواستگار به ظاهر پولدار و خوشنامي پيدا ميکنه ، آيا ويکتور و ويکتوريا موفق ميشن از اين دردسرها و موانع ايجاد شده با موفقيت بگذرن و با هم به خوبي و خوشي ازدواج کنن؟
براي خواندن مطالب جالب و عکسها روي ادامه مطلب کليک کنيد.
این فیلم را میتوانید در اینجا خریداری کنید.
اين هفته چند تا خبر در مورد جاني هست که بعضياش واقعا جالب هستن :
برايان مک فادن ( يکي از اعضاي سابق گروه وستلايف ) گفت : " به نظر من جاني دپ خيلي خوش قيافه س! گرچه من هنوز از نزديک باهاش ملاقاتي نداشتم ولي خيلي دوس دارم که ببينمش. " ![]()
برایان مک فادن
جوليا رابرتز اظهار تمايل کرد که در فيلمي با بازي جاني دپ شرکت داشته باشه و دليل اين مساله را نيز شباهت ظاهري که بين خودش و جاني دپ مي بيند
عنوان نمود !!
جوليا رابرتز – هنرپيشه 40 ساله هاليوود – گفت که جاني دپ به نظرش بسيار جالب مي آيد و اظهار داشت که حتما در آينده فيلمي با هم بازي کنند.
او به " ونيتي فير " گفت : " من ميخوام با جاني دپ کار کنم. فکر ميکنم آدم خيلي جالبيه . و خيلي جالبه که من و جاني که قيافه هاي خيلي شبيه به هم داريم توي يه فيلم نقش خواهر و برادر رو داشته باشيم . " ( حالا قيافه جوليا رابرتز چه شباهتي به جاني دپ ميتونه داشته باشه خدا عالمه ! مردم چه حرفا که نميزنن
!! )
جولیا رابرتز
يه خبر جالب ديگه اينکه جاني دپ در فروش اثر دست خود به نفع خيريه شرکت کرد. بقيه افراد مشهوري که اثر دست خود را بر روي کاغذ هاي گلاسه به اين حراجي تقديم کردند اورلاندو بلوم ٬ کايرا نايتلي و ديويد بکهام هستند. طوری که سايت مربوطه اعلام کرده قيمت هر کدام از اين اثرات دست که در کاغذهاي مرغوب عرضه ميشود ۵۰۰۰ پوند خواهد بود و به تعداد محدود فروخته میشوند. ( اگه دوست داشتين اين کاغذها رو ميتونين در این سایت سفارش بدين
( البته اگه حدود ۵ ميليون تومن پولتونو حاضرين واسه داشتن اثر دست جوهری جانی دپ يا بقيه اين افراد آتيش بزنين!!
) اينم اثر دستها.

اثر دست راست اورلاندو بلوم اثر دست راست جانی دپ


اثر دست راست دیوید بکهام اثر دست راست کایرا نایتلی
خوب خبر بعدي در مورد همکارهای هميشه جاويدان و دوست داشتني يعني تيم برتون و جاني دپه :
تيم برتون که چهارشنبه شب در فستيوال فيلم در مرکز لينکلن شرکت کرده بود در پاسخ خبرنگاران گفت که ميخواسته با سر و شکل عجيب و مدل موي غريب جاني دپ در فيلم ويلي وونکا مردم رو بترسونه !! ( کجاش ترسناک بود
) او در ادامه گفت : " ما مجبور شديم در پوسترها کمي صورت ويلي وونکا رو تيره کنيم چون با پوست روشن بيش از حد شبيه به مايکل جکسون ميشد.

او در ضمن اعلام کرد که جاني دپ هيچ کدام از فيلمهايي که به کارگرداني تيم برتون و بازي خودش ساخته شده ( اد وود / چارلي و کارخانه شکلات / ادوارد دست قيچي / اسليپي هالو ) رو به شخصه تماشا نکرده !
ديشب - پنجشنبه - هم ۲۰ دقيقه از فيلم سوييني تاد در سالن جاز مرکز لينکلن به نمايش در اومد که تحسين حضار را برانگيخت و همه اسکاري بودن اين اثر را تاييد کردند. تيم برتون با تاکيد بر اينکه سوييني تاد هنوز مراحل تدوين پاياني رو پشت سر ميذاره گفت : " نگران نباشين . فيلمي تحويلتون ميديم که هنوز جوهرش خشک نشده باشه ! " چيزي که در مورد اين فيلم قابل توجه همه قرار گرفته ميزان خونريزي در تمام صحنه هاست . در بيشتر صحنه ها مقدار زيادي خون خواهيد ديد.
به گفته حاضرين " جاني دپ " دراين فيلم به ميزاني تاثير گذار نقشش رو ايفا کرده که مطمئنا در صد برد اسکار براي او بسيار بالا خواهد بود . ( واي که دلمون آب شد از بس اين "حاضرين" تعريف کردن ! من که بي صبرانه منتظر تماشاي اين فيلمم!! ) خوب اينم تازه ترين عکسهاي سوييني تاد. براي ديدنشون در سايز بزرگ روي عکسها کليک کنيد.
اگر تصور میکنید که کاپیتان جک اسپرو در دزدان دریایی کاراییب شخصیت عجیب و غریبی ست ، پس صبر داشته باشید تا کار جدید جانی دپ را مشاهده کنید. در فیلم جدید تیم برتون با نام " سویینی تاد " که بر اساس نمایشنامه موزیکال " استفن سوندهایم " به اجرا در آمده ٬ جانی دپ تمام انرژی هنری خود را به کار بسته تا جنبه های تاریک شخصیت آرایشگر لندنی را به عنوان یک قاتل به تصویر بکشد. هفته نامه " اينترتينمنت ويكلي " مصاحبه ای با اين هنرپیشه در مورد فیلم ، چگونگی بازی کردن در کنار هلنا بونهام کارتر و ساشا برون کوهن ، اینکه چرا از تماشای فیلمهای خودش نفرت داره و احساس شهرت در دیزنی لند به صحبت پرداخته که توجه شما رو به این مصاحبه جلب میکنم.
اینترتینمنت ویکلی : به نظر میرسه که شخصیت سویینی شخصیتی به هم ریخته س! حتما خیلی از بر و بچه ها رو با این شخصیت تحت تاثیر قرار میدی . مگه نه ؟
جانی دپ : آه ، آره دیگه ! یه جورایی خیلی خفن به نظر میاد. منظورم اینه که کار واقعا دشواریه که با این شخصیت کلنجار بری ، باید کاری میکردم که در عین اینکه سویینی داره آدما رو میکشه و تیکه پاره میکنه ، بیننده ها باهاش احساس همدردی بکنن. کار راحتی نبود . ولی امیدوارم نتیجه مطلوبی در بر داشته باشه.
اینترتینمنت ویکلی : علاقمندان به موسیقی و طرفداران استفن سوندهایم " سویینی تاد رو به خوبی میشناسن. مردم عادی چطور؟
جانی دپ : اتفاقا یه نفر ایمیل زده بود و نوشته بود که داشتم تریلر فیلمو میدیدم یهو دیدم دپ وسط فیلم زد زیر آواز! چشمام چهار تا شده بود که واسه چی اینکارا رو میکنه!
اینترتینمنت ویکلی : خواننده ها معتقدن که ملودی های سوندهایم واقعا خشن هستن. چرا؟
جانی دپ : این واقعیت داره. وقتی آدم شروع به اجرای اون قطعات میکنه ، خط به خط این ملودی ها نیم- گامهایی داره که واقعا در آوردنشون سخته . واقعا خیلی پیچیده میشه . نتهایی توی ملودی ها وجود دارن که با هم در یک زمان جور در نمیان. ولی توی کارای سوندهایم همچین چیزی وجود داره.
اینترتینمنت ویکلی : آیا سوندهایم توصیه خاصی به شما کرد؟
جانی دپ : قبلا به من گفته بود که ، کار کردن روی بازی در نقش این شخصیت خیلی سخت تر از خواندن در این فیلم خواهد بود. معتقد بود که خوانندگی بخش دوم حساسیت این نقش رو در بر میگیره. حرفشو جدی نگرفته بودم . ( میخندد ) فکر میکنم شاید یه جورایی میخواسته بهم روحیه بده که منم از پس آواز خوندن بر میام .

اینترتینمنت ویکلی : چه احساسی داشتی؟
جانی دپ : وحشتناک ! واقعا وحشتناک بود. وقتی تیم داشت بهم پیشنهاد بازی توی این فیلم رو میداد ازم پرسید : " فکر میکنی بتونی بخونی؟ " و من گفتم : " راستش ، نمیدونم . " مطمئنا لال که نیستم واسه همین میدونستم که میتونم یه آوازی بخونم ولی نمیدونستم میتونم بر اساس نت صدامو کنترل کنم یا اینکه خرابکاری میکنم .
اینترتینمنت ویکلی : قبل از اینکه هنرپیشه بشی توی یه سری گروههای راک اند رول بودی . توی اونا هیچوقت آواز نخوندی؟
جانی دپ : نه . فقط توی پشت صحنه بودم.
اینترتینمنت ویکلی : و سوندهایم بدون هیچ تست صدایی تو رو قبول کرد؟
جانی دپ : طفلکی سوندهایم حتی موقع حرف زدن هم صدای منو نشنیده بود. واسه همین وقتی گفت : " درست میشه " واقعا کف کردم .
اینترتینمنت ویکلی : وقتی تیم برتون آواز خوندن تو رو شنید چی بهت گفت ؟
جانی دپ : واقعا خیلی بهم لطف داشت . خیلی حمایتم کرد و گفت که واقعا از کارم خوشش اومده . واقعا دلم میخواست همین عکس العمل رو ازش ببینم.
اینترتینمنت ویکلی : چطور شروع به تمرین کردی؟
جانی دپ : موقعی که داشتیم پلانهای آخر دزدان دریایی کاراییب رو تموم میکردیم ، هر روز مجبور بودم 2 ساعت برای رفتن سر صحنه و 2 ساعت برای برگشتن به خونه رانندگی کنم و هر روز هم همین کار من شده بود . تمام اون 4 ساعت در روز رو به نمایش موزیکال سویینی تاد گوش میدادم . انواع مختلفش. و بعدشم یه نسخه بدون کلام گیر آوردم و همه ش اونو گوش میکردم . تمام مغزمو باهاش پر کرده بودم .
اینترتینمنت ویکلی : یعنی هیچ نوع آموزش رسمی رو پشت سر نگذاشتی؟
جانی دپ : بعضیا میگفتن که : " آره ، حتما یه معلم آواز واسه خودت میگیری دیگه . " منم میگفتم : " اوه ، آره – آره ! البته که میگیرم ." ولی هرچی در شناخت موزیک جلوتر رفتم ، و شخصیت داستان رو شناختم ، از همه چی دور و دورتر شدم
اینترتینمنت ویکلی : چرا؟
جانی دپ : نمیتونستم رشد شخصیت سویینی تاد رو در وجود خودم در حالی ببینم که بغل پیانو نشستم و یه معلم آواز بهم میگه : " نه ، نه ، از ته دلت بخون ! " اونجوری خیلی مسخره میشد. اگه اونجوری بود هنوزم مشغول تمرین آواز بودم یا اینکه اخراج شده بودم . آواز خوندن برام آنچنان بیگانه نبود ولی در عین حال باید مسیر معین خودمو طی میکردم تا به شناخت کافی ازش برسم. تا ببینم که چی پیش میاد.
اینترتینمنت ویکلی : خوب بعدش با " بروس ویتکین " که در اوایل دهه 80 و در گروه " کید " با هم کار میکردین و حالا کارشناس ضبط موسیقیه به یه استودیوی ضبط در غرب هالیوود رفتی .
جانی دپ : من جلوی میکروفن وایساده بودم و بروس هم توی اتاق کنترل بود. ما دو تا تنها بودیم . من میخوندم و اونم ضبط میکرد. من 30 ساله که بروس رو میشناسم . واسه من مثل برادره . تو گروههای مشترک کار کردیم . با هم توی سفرهای زیادی بودیم . موقعی که نوجوون بودیم با هم زندگی میکردیم . مامانش واقعا برای منم مادری کرده . خیلی راضی و خوشحال بودم که با بروس کار میکردم . خیلی بهم کمک کرد که سویینی رو توی خودم پیدا کنم. خوشحالم که پیشم یود و اولین حرکتمو با بروس شروع کردم .
اینترتینمنت ویکلی : واسه چی موهای سویینی تاد رو تصمیم گرفتین به شکل تکه ای سفید کنید؟
جانی دپ : خب چون سویینی ضربه سهمگینی رو توی زندگیش تحمل کرده بود ، و اون سختی دور بودن و زندانی شدنش بود که باعث میشه موهاش به اون شکل سفید بشه. این مساله اولین باری نیست که روش تاکید میشه. ولی کاملا در نشون دادن شرایط موثره . با اینکار میشه داستان رو بیان کرد. برادر خود من یه تیکه کامل از موهاش سفید شده و پسرشم دقیقا همینطور موهاش داره تیکه ای سفید میشه.
اینترتینمنت ویکلی : در مراحل آمادگی دیگه چه اتفاقی افتاد؟
جانی دپ : در جریان دیدارهای اولیه قبل از اینکه در مورد اون تیکه موی سفید یا هر چیز دیگه ای تصمیم گرفته بشه ، در مورد چشمها به بحث پرداختیم. همونطور که در مورد هر شخصیت دیگه ای صدق میکنه چشمهاست که سر درون رو نمایان میکنند. به نظر مسخره میومد ولی من احساس میکردم که این چشمهاش باید تضادها رو به نمایش بذارن . باید بسیار کار کشته باشن . واسه همینه که حلقه های سیاهی دورشون ایجاد کردیم . این حلقه های کبود و قهوه ای دور چشمها نشاندهنده خستگی و تحمل سختی هاست . مثل اینکه هیچوقت نخوابیده .
اینترتینمنت ویکلی : میدونی چه کسانی قبل از تو نقش سویینی رو ایفا کرده بودن ؟
جانی دپ : من و " تیم " قبلا هم گفته بودیم که : " ما برداشت خودمونو داریم . فکر نمیکنم حتما باید راهی رو طی کنیم که " لین کریو " و " مایکل کاروریس " رفتن . باید یه جور دیگه باشیم . یه سویینی جدید رو عرضه کنیم . یه " سویینی جایگزین " .
اینترتینمنت ویکلی : خوب، از کی الهام گرفتی؟
جانی دپ : اگه بخوام کسی رو نام ببرم که توی ذهنم بوده و از شالهام گرفتم باید بگم که اون شخص " پیتر لور " در فیلم " Mad Love " بوده . یه جورایی امگار روح شخصیت از اون بود.
اینترتینمنت ویکلی : چرا اون ؟ و چرا اون فیلم ؟
جانی دپ : چون به طرز باور نکردنی آزاردهنده ست . شکست خورده و ضرب خورده و خواستنی. خب منظورم در دوره و زمونه نمایش همون فیلمه . دیگر منبع الهام من " لون چی نی " بوده . در کنار " پیتر لور " الهام بخش من بود. فیلم " پنالتی " رو دیدین ؟ خیلی تکاندهنده س . نقش آدمی رو بازی میکنه که هر دو پاشو از زانو به پایین از دست داده . با چوب زیر بغل راه میره . کاری که اون کرد این بوده که انقدر تمرین کرد تا برای فیلم بتونه پاهاشو پشتش نگه داره و ببندشون و 20 دقیقه همونطوری بایسته . بازیش واقعا عالی و جذاب بود. توصیه می کنم ببینید.
اینترتینمنت ویکلی : فیلمبرداری قسمتهای خون آلود فیلم سویینی چطور بود؟
جانی دپ : همه افراد غیر از من دور خودشون کیسه زباله پیچیده بودن که خونی نشن. شمارش معکوس شروع میشد ...سه ، دو ، یک و ... حرکت ... و بعدش بووووم ... سیل خون راه میفتاد. رنگ پردازی اغراق آمیز بود . بعدا قرار بود که رنگها رو متعادل تر کنن واسه همین اغراق رنگها سر صحنه باید بیشتر میشد. انگار رنگ خون قرمز متمایل به نارنجی بود. رنگ خیلی غیر طبیعی بود
اینترتینمنت ویکلی : بو و مزه خون چطور بود؟
جانی دپ : مزه شربت آهن میداد . چرب بود . خیلی هم خطرناک بود . چون آدم روش لیز میخورد .
اینترتینمنت ویکلی : ساشا بارن کوهن در فیلم سویینی تاد نقش آرایشگر دیگری رو بازی کرده . به نظرتون کارش چطور بوده؟
جانی دپ : طوری که من انتظار داشتم نبود . واقعا به نظرم شیرینترین آدم توی دنیا اومد . به طور غیر قابل باوری خوبه . یه جنتلمن و به معنای واقعی برازنده. خیلی تحت تاثیرش قرار گرفتم . نسخه امروزی پیتر سلرز .
اینترتینمنت ویکلی : صحنه ای با هلنا بونهام کارتر داری که توی اون صحنه آوازی رو تحت عنوان " دوستان " با هم میخونین. بدون اینکه حتی یه بار بهش نگاه کنی و اون کاملا در پشت تصویر تو گمشده . البته طبق شخصیت سویینی باید اینطور بوده باشه ولی این قضیه هلنا رو آزار نمیداد؟
جانی دپ : هلنا واقعا عالی با این قضیه کنار اومد، اون قسمت رو که انجام دادیم اصلا هیچ جوری توی چشمهای همدیگه نگاه نکردیم . در واقع این همون کاریه که باید انجام میشد . فکر میکنم تنها جایی که سویینی توی چشمن کسی خیره شد در دوران جوانی و موقعی بود که توی چشمای زنش نیگا میکرد و همینطور یا قاضی " تورپین " . واقعا سعی کردم طبق همین نظریه پیش برم . همیشه نمیشد اینکارو کرد ولی تمام سعیمونو کردیم .

اینترتینمنت ویکلی : تو و همسرت " ونسا پارادی " با " تیم " و همسرش " هلنا " خیلی وقته که دوستان خانوادگی هستید .
جانی دپ : بله ، من پدر تعمیدی پسر اونا " بیلی " هستم .
اینترتینمنت ویکلی : بعد از 6 فیلم که با " تیم " ساختید هیچوقت اختلاف نظر پیدا نکردید؟
جانی دپ : هیچوقت با هم بحث نکردیم . پروسه ساخت " سویینی تاد " خیلی هم آروم و ملایم پیش رفت . روشنه که باید به شخصیتی میرسیدیم که رسیدن بهش به این راحتیها نبود . نمیخواستم " تیم " رو ناامید کنم . چون ، میدونین که ، اون مثل برادر منه . اون جزو خانواده منه . حتی تصور اینکه تیم رو ناامید کنم هم برام وحشتناکه . ولی وقتی چیزی رو شروع کنیم دیگه من تا آخرش میرم و دیگه مشکلی ندارم .
اینترتینمنت ویکلی : در مورد نگرانی همیشگیت در مورد نا امید کردن "تیم " صحبت کردی. اون از ایفای نقش تو به عنوان سویینی راضی بود یا نه؟
جانی دپ : بعد از بعضی برداشتهای فیلم ، تیم در حالی که قهقهه میزد میگفت : " فکر میکنم سویینی تاد شخصیت مورد علاقه منه . " ( میخندد ) چون فقط با غریدن جواب سوالات مردمو میده .
اینترتینمنت ویکلی : در ماه مارچ ، خبری در مورد بیماری شدید دخترت – لی لی رز – و بستری شدنش در بیمارستان به ما رسید. ( لی لی رز چند ماه پیش یه بیماری کلیوی خطرناک گرفته بود که باکتری اون معمولا در اثر خوردن همبرگر یا اسفناج آلوده به بدن منتقل میشه . اوایل دکترا فکر میکردن بدنش دچار کمبود آب شده ولی وقتی حالش بدتر شد و کارش به بیمارستان کشید با آزمایشای بیشتر تشخیص دادن قضیه دقیقا چیه و درمانش حدود 10 روز طول کشید که جانی مجبور شد 10 روز کار سویینی تاد رو تعطیل کنه و دائم توی بیمارستان باشه .) اون موقع کدوم مرحله از سویینی تاد رو پشت سر میذاشتید؟
جانی دپ : 3 هفته بود که شروع کرده بودیم .
اینترتینمنت ویکلی : قضیه چطور پیش رفت ؟
جانی دپ : اگه بگم بدترین روزهای زندگیم بود ، اغراق نکردم . نمیدونم چجوری باید توضیح بدم . کلمات خیلی ناچیز هستن . با اینکه میدونستم " تیم " و بقیه گروه کار رو متوقف کردن و منتظر من هستن ، نمیدونستم بالاخره سر کارم برمیگردم یا نه . یادمه به تیم گفتم : " شاید مجبور بشی یکی دیگه رو جایگزین من بکنی . "
اینترتینمنت ویکلی : ولی حالا حال دخترت خوب شده ؟
جانی دپ : درسته . حالا هر لحظه برای من مثل جشن و سروره . تمام دم و بازدمهام یه پیروزی بزرگه . دخترم خیلی عالی همه چیزو تحمل کرد. اوایل که با بیماریش دست به گریبان شده بودیم من هنوز سر کار میرفتم و این کار رو فقط به خاطر تیم انجام میدادم .
اینترتینمنت ویکلی : آیا خانواده ت هم شاهد خوندن آهنگهای سویینی تاد بودن؟
جانی دپ : وقتی از لس آنجلس برگشتم خونه یه دور همه نقشمو برای ونسا اجرا کردم . خیلی لحظات وحشتناکی بود. فکر میکردم هر لحظه ممکنه ضایع بشم
اینترتینمنت ویکلی : خانواده ت در مورد این نقش چی فکر میکنن؟
جانی دپ : گفتن : " این واقعا تویی؟!! "
اینترتینمنت ویکلی : خانواده ت نقشهاتو مورد نقد و بررسی قرار میدن؟
جانی دپ : بعد از " چارلی و کارخانه شکلات سازی " خانواده م رفتن و دیدنش. خودم ندیده بودم . خونه منتظر بودم تا اونا برگردن . دخترم برگشت و گفت : " تو خیلی عجیبی. " و اون موقع بود که فهمیدم . خوووووووب ... خیلی خوب پس همه چیز مرتبه و کارم درسته .
اینترتینمنت ویکلی : خوب بالاخره خودت چارلی رو دیدی یا نه؟
جانی دپ : نه هنوز . همیشه برام سخته فیلمای خودمو نیگا کنم . دوس ندارم خودمو در اون حالات ببینم . بیشتر دوس دارم لحظه های ایفای نقش رو تجربه کنم . ولی نمیتونم دیدنشو تحمل کنم . انگار اصلا به من مربوط نیس . چون اگه ببینم همه ش میگم " چرا اینجا اینکارو کردم ؟ " " کاشکی اینکارو میکردم ! " " اگه اینطوری میکردم بهتر بود " . دیدن خودم مزخرفه . پس بهتره همینجور پیش برم .
اینترتینمنت ویکلی : منظورت اینه که هیچوقت نمیشینی " سویینی تاد " رو ببینی؟
جانی دپ : شاید یه قسمتهاییشو ببینم. مطمئنا چیزایی هست که دلم میخواد ببینم . متاسفانه مجبورم .
اینترتینمنت ویکلی : تو به " کاپیتان جک " خیلی علاقه داری. چه احساسی داره که روبات کاپیتان جک رو توی کلکسیون روباتهای دیزنی لند ببینی؟
جانی دپ : فکر این قضیه که اون عروسک برای همیشه اونجا می مونه و حتی نوادگان من هم میرن اونجا و میبیننش خیلی میخکوب کننده س خواهد بود . کنار اومدن باهاش یه کم سخته . این فکر که اون عروسکو اونجا بزارن مزخرف بود.
اینترتینمنت ویکلی : اینکه کاپیتان جک اسپرو رو توی این حالت ببینی ناراحتت میکنه؟
جانی دپ : در واقع عجیب بود. میدونین ، وقتی آدم عکس خودشو روی جعبه مواد غذایی و اینجور چیزا میبینه چیزیه که باید باهاش کنار بیاد. اینجور اتفاقها انقدر عجیب و غریبه که حتی نمیشه بهش مفتخر بود.
اینترتینمنت ویکلی : چه خبر از فیلم " شانتارام " ؟
جانی دپ : " میرا نایر " کارگردان خواهد بود . فکر میکنم در ژانویه یا فوریه توی هند شروع میکنیم . تقریبا 3 ساله داریم در موردش بحث میکنیم و خیلی عالیه که بالاخره به مرحله اجرا در اومد . دارم خودمو برای شروع آماده میکنم .
اینترتینمنت ویکلی : در مورد اون قضیه بازی کردنت در فیلم " سایه های ظلمت " چطور؟
جانی دپ : اگه به مرحله اجرا برسه ، رویایی خواهد بود که به واقعیت تبدیل میشه . وقتی بچه بودم همیشه دلم میخواست " بارناباس کالینز " بشم .
اینترتینمنت ویکلی : چرا اون ؟ چرا یه خون آشام ؟
جانی دپ : فکر میکنم خیلی از بچه ها دلشون میخواست که خون آشام باشن . با اون مدل موها و قیافه گرگ مانند خیلی اسرار آمیز بود . چیز باحالی بود.